هفته‌نامه تجارت‌فردا

هفته‌نامه تجارت‌فردا

کانال رسمی هفته نامه تجارت فردا صاحب امتیاز: شرکت دنیای اقتصاد تابان مدیر مسئول: علیرضا بختیاری سردبیر: محمد طاهری سایت: Www.Tejaratefarda.com

Username
@tejaratefarda
Category
Economics
Country
IranIran
Created
, 11 years
Subscribers14,389+30 last week
Avg views per post, 7d1,718+46.8% vs prev 7d
ERR11.94%last 7 days

Subscribers, 30 days

Oct 9 – Nov 4+41 (+0.3%)

Show as table
DateSubscribers
Oct 9, 202614,348
Oct 10, 202614,347
Oct 11, 202614,342
Oct 12, 202614,349
Oct 13, 202614,344
Oct 14, 202614,339
Oct 15, 202614,338
Oct 16, 202614,330
Oct 17, 202614,364
Oct 18, 202614,368
Oct 19, 202614,366
Oct 20, 202614,361
Oct 21, 202614,359
Oct 22, 202614,354
Oct 23, 202614,358
Oct 24, 202614,366
Oct 25, 202614,368
Oct 26, 202614,363
Oct 27, 202614,361
Oct 28, 202614,359
Oct 29, 202614,358
Oct 30, 202614,396
Oct 31, 202614,398
Nov 1, 202614,400
Nov 2, 202614,398
Nov 3, 202614,392
Nov 4, 202614,389

Average views per post by day

By publication day

Show as table
DateAvg views per post
Oct 6, 2026772
Oct 7, 2026753
Oct 8, 20263,812
Oct 9, 2026702
Oct 10, 2026686
Oct 11, 2026863
Oct 12, 2026785
Oct 13, 2026732
Oct 14, 2026777
Oct 16, 20265,825
Oct 17, 2026947
Oct 18, 2026702
Oct 19, 2026625
Oct 20, 2026694
Oct 21, 2026719
Oct 22, 2026605
Oct 23, 20264,127
Oct 24, 2026576
Oct 25, 2026720
Oct 26, 2026748
Oct 27, 2026646
Oct 28, 2026985
Oct 29, 202612,562
Oct 30, 20261,026
Oct 31, 2026805
Nov 1, 2026932
Nov 2, 20261,272
Nov 3, 2026530
Nov 4, 2026320

Most viewed this month

  1. 01
    Views13.3K
    Forwards82
    Reactions11
    Comments—
  2. 02

    چرا «اقتصاد در یک درس» پس از ۸۰ سال همچنان خواندنی است؟ ✍️ محمد طاهری/ سردبیر 🔹️️️️️️در تابستان ۱۹۴۶، وقتی جهان سرگرم محاسبه خرابی‌های جنگ جهانی دوم و طراحی برنامه‌های بازسازی بود، هنری هازلیت کتابی منتشر کرد تا خطایی مشترک را در بسیاری از سیاست‌های اقتصادی نشان دهد. او معتقد بود محدودبودن میدان دید سیاستگذاران و معطوف بودن تصمیم‌گیری‌ها به منافع کوتاه‌مدت گروه‌های ذی‌نفع، منجر به نادیده‌گرفتن هزینه‌های گزاف اغلب سیاست‌ها برای عموم جامعه می‌شود. هازلیت با الهام از فردریک باستیا، توجه خوانندگان را از آنچه دیده می‌شود به آنچه دیده نمی‌شود جلب کرد. بنابراین درس اصلی کتاب او این بود که برای ارزیابی هر سیاست، باید پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت آن را برای همه گروه‌های جامعه سنجید. 🔹️️️️️️نویسنده کتاب «اقتصاد در یک درس» اقتصاددان دانشگاهی نبود. کارش را با حروف‌چینی در مطبوعات آغاز کرد و با کار در تحریریه وال‌استریت‌ژورنال و مطالعه مستمر، دانش اقتصادی خود را گسترش داد. زندگی طولانی او از سال‌های پیش از جنگ جهانی اول تا دوران پس از فروپاشی شوروی امتداد یافت. در این مدت، رکود بزرگ، گسترش دولت رفاه، جنگ جهانی دوم، اوج‌گیری تورم و سقوط کمونیسم، هر یک ابعاد تازه‌ای به مناقشه دولت و بازار افزودند. هازلیت در این مناقشه‌ها جانب آزادی اقتصادی را گرفت و کوشید نشان دهد میان نیت سیاستگذار و نتیجه سیاست، فاصله‌ای وجود دارد که بدون شناخت سازوکارهای اقتصادی نمی‌توان آن را ارزیابی کرد. 🔹️️️️️️او از خوانندگان کتابش ‌خواست بعد از تدوین هر سیاست اقتصادی، پیامدهای آینده را ببینند و کسانی را به حساب آورند که در صحنه حاضر نیستند. مثال مشهور کتاب، شیشه شکسته نانوایی است. پسری شیشه را می‌شکند و شیشه‌بر برای نصب شیشه تازه می‌آید. تماشاگران نتیجه می‌گیرند که شیطنت پسر به کسب‌وکارها رونق داده است. اما هازلیت خیاط را وارد داستان می‌کند که نانوا قرار بود پیش از شکستن شیشه، از او لباس بخرد. اکنون به خاطر هزینه شیشه شکسته، سفارش لباس منتفی شده است. هازلیت یادآوری می‌کند که اغلب مردم درآمد شیشه‌بر را می‌بینند، اما درآمد ازدست‌رفته خیاط دیده نمی‌شود. نانوا نیز به جای داشتن شیشه سالم و لباس تازه، فقط شیشه سالم دارد و تعمیر خرابی، او را ثروتمندتر نکرده است. 🔹️️️️️️هازلیت در کتاب اقتصاد در یک درس، خطای سیاستگذاری اقتصادی را فقط محصول ناآگاهی سیاستمداران یا حکمرانان نمی‌داند. او توضیح می‌دهد که گروه‌های ذی‌نفع می‌توانند استدلالی بسازند که منفعت خاص خود را منفعت عمومی جلوه دهند. این توضیح، ماندگاری خطاهای بی‌شمار سیاست‌گذاری را قابل فهم می‌کند. بنابراین اگر سیاستی ناکارآمد ادامه می‌یابد، الزاماً به این معنا نیست که هیچ‌کس زیانش را نفهمیده و قطعا برای کسانی که قدرت اثرگذاری بیشتری دارند، می‌تواند همچنان سودمند باشد. 🔹️️️️️️برای ما که در ایران زندگی می‌کنیم، بسیاری از توصیف‌های کتاب آشناست. برای مثال، دولت‌ها با نیت بهتر شدن زندگی مردم، در اقتصاد دخالت می‌کنند، به سرکوب قیمت‌ها می‌پردازند، به کارخانه‌های زیان‌ده وام می‌دهند و واردات را محدود می‌کنند. اما حاصل این حمایت‌ها اغلب کمبود کالا، اتلاف منابع و تورم است. همچنین دولت‌ها با هدف حمایت از فرودستان یارانه می‌پردازند و قیمت‌ها را محدود می‌کنند؛ برای حفظ اشتغال به بنگاه‌های زیان‌ده منابع می‌دهند و برای تقویت تولید داخلی، واردات را دشوار می‌کنند اما همه این سیاست‌ها به زیان فرودستان تمام می‌شود. به همین دلیل هازلیت تأکید می‌کند که پیش از تدوین هر سیاستی باید پرسید منابع این حمایت‌ها از کجا تأمین می‌شود، چه کسانی سود می‌برند، چه کسانی هزینه می‌دهند و چه فرصت‌هایی از دست می‌رود. ارزش کتاب در آموختن همین شیوه بررسی تصمیم‌هاست و اینکه هیچ منفعت آشکاری، ما را از جست‌وجوی هزینه‌های پنهان بازندارد. 🔹️️️️️️هشتاد سال پس از انتشار، درس هازلیت همچنان برای سیاستگذاری ما کاربرد دارد. خیرخواهی سیاستمداران را باید با نتیجه آن سنجید و در ارزیابی هر سیاست حمایتی، کسانی را نیز باید در نظر گرفت که صورت‌حسابش را می‌پردازند. «اقتصاد در یک درس» با ترجمه محسن رنجبر و نیلوفر اورعی، از سوی انتشارات دنیای‌اقتصاد منتشر شده و به چاپ هفتم رسیده است. #تجارت_فردا @tejaratefarda

    Link previewedited
    Views11.8K
    Forwards182
    Reactions30
    Comments—
  3. 03
    Views9.34K
    Forwards38
    Reactions5
    Comments—
  4. 04
    Views8.92K
    Forwards67
    Reactions4
    Comments—
  5. 05

    چرا نوبل اقتصاد به مایکل وودفورد و رابرت هال داده شد؟ ✍️ محمد طاهری- سردبیر/ پویا جبل‌عاملی-اقتصاددان 🔹️️️️️عنوان رسمی جایزه نوبل ۲۰۲۶، «مبانی خرد ثبات اقتصاد کلان» است. عبارتی سنگین و تخصصی که در پس آن، داستان‌های آشنای زندگی روزمره مردم نهفته است. خانواده‌هایی که باید درباره خرید یا پس‌انداز تصمیم بگیرند، بنگاه‌هایی که باید قیمت محصولاتشان را تعیین کنند و کارفرمایانی که برای استخدام نیروی کار مرددند. این تصمیم‌ها، به‌تنهایی، کوچک و ساده به‌نظر می‌رسند، اما وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، می‌توانند مسیر اقتصاد را تغییر دهند. جایزه امسال به همین دلیل به اقتصاددانانی تعلق گرفت که به فهم بهتر پیوند میان تصمیم‌های فردی و تحولات اقتصاد کلان کمک کرده‌اند. نوبلیست‌های امسال، اگرچه هر دو متخصص اقتصاد کلان هستند، اما مسیرهای پژوهشی متفاوتی را پیموده‌اند. رابرت هال، اقتصاددان ۸۳‌ساله، سال‌ها درباره مصرف و بازار کار پژوهش کرده است. مایکل وودفورد ۷۱‌ساله نیز بخش قابل توجهی از زندگی علمی خود را به مطالعه سیاست پولی اختصاص داده است. 🔹️️️️️به زبان ساده، هال پرسیده خانوارها با دریافت خبرهای تازه درباره درآمد آینده خود، چگونه مصرف و پس‌اندازشان را تغییر می‌دهند و وودفورد بررسی کرده که انتظار مردم از تصمیم‌های آینده بانک مرکزی، چگونه بر رفتار امروز آنها اثر می‌گذارد. علاوه بر همه اینها، جایگاه وودفورد و هال در مرزبندی تاریخی اقتصاد کلان نیز قابل تامل است. 🔹️️️️️ وودفورد از چهره‌های برجسته سنت «آب شور» است و هال را هم می‌توان در مکتب «آب شیرین» قرار داد. طرفه آنکه نام‌گذار این مرزبندی، خود رابرت هال بوده است. او نخستین‌بار در سال ۱۹۷۶ اصطلاح «اقتصاددانان آب شور و آب شیرین» را برای توصیف اختلاف‌های فکری در اقتصاد کلان آمریکا مطرح کرد. در آن زمانه، اقتصاددانان منتقد رویکرد کینزی عمدتاً در دانشگاه‌های غرب میانه آمریکا، به‌ویژه شیکاگو و مینه‌سوتا، متمرکز بودند. نزدیکی این دانشگاه‌ها به منطقه دریاچه‌های بزرگ آب شیرین باعث شد رویکرد آنها به اقتصاد کلان با عنوان «مکتب آب شیرین» شناخته شود. این مکتب به‌طور ویژه با توماس سارجنت، اد پرسکات، کریستوفر سیمز و نیل والاس شناخته می‌شود که به «چهار سوارکار مینه‌سوتا» نیز شهرت دارند. استدلال محوری آنان این بود که مدل‌های اقتصاد کلان باید از توضیح رفتار افراد و بنگاه‌ها آغاز شوند. 🔹️تجربه رکود تورمی دهه ۱۹۷۰ نیز به انتقادهای آنها قوت بخشید. همزمانی تورم بالا و بیکاری گسترده، توان الگوهای متعارف کینزی را برای توضیح تحولات اقتصادی و ارائه راه‌حل به چالش کشیده بود. اقتصاددانان مکتب آب شیرین این وضعیت را نشانه تایید نقدهای خود می‌دانستند. لوکاس و سارجنت، که بعدها هر دو برنده نوبل اقتصاد شدند، در مقاله «پس از اقتصاد کلان کینزی»، منتشرشده در سال ۱۹۷۹، نقد تندی بر الگوهای رایج کینزی وارد کردند. به باور آنها، کاستی‌های بنیادی این الگوها، قابلیت اتکایشان را برای ارزیابی سیاست‌های اقتصادی زیر سوال می‌برد. مسئله مهم این بود که با تغییر سیاست دولت، رفتار و انتظارات مردم نیز تغییر می‌کند. 🔹️️️️️در واکنش به این نقدها، اقتصاد کینزی جدید شکل گرفت. اقتصاددانان این جریان، برخی عناصر رویکرد رقیب، از جمله تاکید بر مبانی خرد و انتظارات عقلانی، را پذیرفتند، اما همچنان معتقد بودند که ناکارآمدی‌های بازار می‌تواند اقتصاد را گرفتار رکود کند و مداخله سیاست‌گذار را ضروری جلوه دهد. در مدل‌های آنان، عواملی مانند تعدیل آهسته قیمت‌ها و دستمزدها باعث می‌شود اقتصاد الزاماً و به‌سرعت به اشتغال کامل بازنگردد. 🔹 ازآنجاکه بسیاری از چهره‌های این جریان در دانشگاه‌های نزدیک سواحل آمریکا فعالیت داشتند، در دسته اقتصاددانان «آب شور» قرار گرفتند. چهره‌هایی مانند استنلی فیشر، لارنس سامرز و گرگوری منکیو با این سنت فکری پیوند دارند. البته در سال‌های گذشته مرز میان دو سنت شور و شیرین به‌تدریج کم‌رنگ‌تر شده است. با همه اینها مایکل وودفورد جایگاه روشن‌تری در سوی آب شور دارد. او از معماران اقتصاد کینزی جدید است. چهارچوبی که در آن خانوارها و بنگاه‌ها آینده‌نگرند، اما قیمت‌ها فوراً تعدیل نمی‌شوند. همین کندی تعدیل، به سیاست پولی امکان می‌دهد بر تولید و اشتغال اثر بگذارد. بااین‌حال، هال را با اغماض می‌توان در سنت شیرین‌ها قرار داد. پژوهش مشهورش درباره مصرف، بر انتظارات عقلانی و انتخاب بین‌زمانی استوار است که با سنت آب شیرین نزدیکی دارد، اما پژوهش‌هایش درباره چسبندگی دستمزد، نوسان اشتغال و اثر مخارج دولت، به مسائل مهم سنت آب شور نیز می‌پردازند. متن کامل را در مجله شماره ۶۵۲ مطالعه کنید. #تجارت_فردا @tejaratefarda

    Textedited
    Views8.3K
    Forwards122
    Reactions11
    Comments—

Latest posts

#10927Photo

Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد

چرا انزوای دیجیتال در عصر هوش مصنوعی خطرناک است؟ 🔻خطای راهبردی خاموشی اینترنت در بحران‌ها صادق نخجوانی؛ کارشناس و فعال حوزه فناوری اطلاعات 🔺با ورود هوش مصنوعی، سرعت کشف حفره‌های امنیتی و آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری به‌شدت افزایش یافته و فاصله میان کشف باگ و حمله سایبری به چند ساعت رسیده است. 🔺در چنین شرایطی، طرح موضوع «مسدودسازی اینترنت در شرایط بحرانی و جنگی» به‌عنوان یک راهکار امنیتی، کارکردی معکوس دارد. 🔺تجربه دوره‌های پیشین قطعی اینترنت نشان می‌دهد این تصمیم نه تنها سپر امنیتی ایجاد نمی‌کند، بلکه سایت‌ها، بانک‌ها و زیرساخت‌های حیاتی کشور را در برابر نسل جدید حملات آسیب‌پذیرتر می‌سازد. 🔺امنیت نرم‌افزار فرآیندی زنده و وابسته به دریافت لحظه‌ای «وصله‌های امنیتی» (Patch) است. 🔺قطع اینترنت، ارتباط سرورهای داخلی با مخازن جهانی کد و به‌روزرسانی‌ها را مسدود می‌کند، در حالی که مهاجمان با ابزارهای هوش مصنوعی به حفره‌های بحرانی دسترسی دارند. 🔺این انزوای دیجیتال مانند قفل کردن درهای بیمارستان در زمان شیوع بیماری و جلوگیری از ورود واکسن است و خسارات جبران‌ناپذیری به همراه دارد. 🔗متن کامل ✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇 @den_ir

Open in Telegram
Views227−83%vs avg
Forwards2
Reactions2
Comments—
#10926Link preview

⭕️ آینده‌نگری در سیاست‌گذاری نوبل اقتصاد 2026 در گفت‌وگو با مسعود نیلی ✍🏻 رضا طهماسبی/ دبیر تحریریه 🔹شاید لازم نباشد یک فرد الزاماً متخصص اقتصاد کلان باشد تا بداند که وقتی از مفاهیمی مانند تولید ناخالص داخلی یا همان درآمد کل اقتصاد، مصرف، سرمایه‌گذاری یا واردات و صادرات واردات صحبت می‌کنیم، از «بخش واقعی اقتصاد» حرف می‌زنیم. مفاهیمی مانند تورم، نقدینگی، پول و نرخ ارز هم در بخش اسمی اقتصاد قرار می‌گیرند. در نظریه اقتصادی کلان، بخش واقعی بسیار مهم است، چون در زندگی مردم بروز و ظهور دارد. برای مثال شاخص قدرت خرید یک مسئله بخش واقعی اقتصاد است، چون رفاه مردم را تعیین می‌کند. در میان متغیرهای بخش واقعی اقتصاد کلان، مصرف اهمیت بیشتری دارد، چون هدف اقتصاد، رفاه مردم و درنهایت مصرف است. 🔹وارد شدن نظریه انتظارات عقلایی به اقتصاد کلان در حدی بااهمیت بود که از آن به یک «انقلاب در اقتصاد کلان» یاد می‌کنند. به خاطر اینکه تا قبل از آن، آنچه در اقتصاد کینزی قدیمی گفته می‌شد، این‌گونه بود که انگار رابطه سیاست‌گذار با جامعه رابطه‌ای یک‌طرفه است. به این صورت که مثلاً فرض کنید سیاست‌گذار پشت یک دستگاهی نشسته است که وقتی دما بالا می‌رود، سوخت دستگاه را کم کند تا دما پایین بیاید و وقتی دما پایین می‌رود، سوخت دستگاه را زیاد کند تا دما بالا برود و به یک دمای معین برسد. یعنی انگار یک رابطه مکانیکی بین سیاست‌گذار و اقتصاد و جامعه برقرار است که در آن مردم مثل روبات در نظر گرفته شده‌اند و هیچ واکنشی از سمت آنها وجود ندارد. 🔹رابرت هال از تلفیق نظریه‌های فریدمن و لوکاس نتیجه گرفت که سیاست ثبات‌سازی اقتصاد کلان به شکلی که ما در گذشته فکر می‌کردیم، اثر ندارد. چون مردم کلاً در رفتار خودشان آینده‌نگری دارند و می‌توانند آینده را بدون خطا پیش‌بینی کنند؛ مگر اینکه یک شوک غیرقابل پیش‌بینی به اقتصاد وارد شود. پیش‌بینی افراد از آینده، حالا هر چه که باشد، روی رفتار امروز فرد تاثیر می‌گذارد. در نتیجه آن حالت سنتی سیاست‌گذاری که مثلاً نرخ بهره را بالا ببریم که تورم پایین بیاید، به نوعی استفاده سیاست‌گذار از ابزار زمان حال برای یک هدف زمان حال است و با رفتار مردم همخوانی ندارد. اگر سیاست‌گذار رفتار آینده‌نگرانه مردم را لحاظ نکند، نه‌تنها ممکن است سیاست‌گذاری را بی‌اثر، که حتی شرایط را بدتر کند. 🔹نوآوری وودفورد این بود که نقش بانک مرکزی در سیاست پولی را با لحاظ کردن رفتار آینده‌نگرانه مردم بازسازی کرد. او می‌گوید اگر بانک مرکزی در نظر داشته باشد که امروز یک سیاست پولی اعمال کند، بدون اینکه آینده و رفتار آینده‌نگرانه مردم را در نظر بگیرد، درواقع میدان را به انتظارات مردم سپرده است. سیاست‌گذار باید علاوه بر سیاست امروز، سیاست آینده‌اش را هم اعلام کند. اینجاست که درجه اعتبار سیاست‌گذار بسیار اهمیت پیدا می‌کند. سیاست‌گذاری می‌تواند به‌طور موثر راجع به آینده صحبت کند که معتبر باشد. 🔹اقتصاد کلان بر مبنای خرد یک نتیجه دارد؛ اینکه رفتار امروز مردم تابع پیش‌بینی آنها از آینده است. تا اینجا نتیجه گرفته شد که مردم دست سیاست‌گذار را می‌خوانند، پس سیاست‌گذاری بی‌اثر می‌شود. مایکل وودفورد اینجا وارد شد و گفت، سیاست‌گذار هم باید مانند مردم آینده را ببیند و آینده‌نگری مردم را در سیاست خودش لحاظ کند. حوزه تمرکز وودفورد روی عملکرد بانک مرکزی و سیاست پولی است، اما حرفی که می‌زند بسیار فراتر از این حوزه است و می‌گوید براساس انتظارات عقلایی، سیاست‌گذار باید بتواند با مردم هماوردی داشته باشد و رفتار مردم را در سیاست‌گذاری‌اش لحاظ کند. 🔹در گذشته می‌گفتیم جامعه ما نسبت به آینده خودش فاقد چشم‌انداز است، اما امروز می‌دانیم که جامعه چشم‌انداز مثبتی نسبت به آینده ندارد. یعنی جامعه ما با توجه به اینکه در شرایط تورمی بسیار بالایی قرار دارد و انتظار کاهش فشار تورم را هم ندارد، تصمیم می‌گیرد. واقعاً برایش مشخص نیست که مثلاً در شش ماه آینده اصلاً در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت. نتیجه این چشم‌انداز بروز سیاست دم را غنیمت شمردن است؛ به زبان ساده همین کافه‌ها و شلوغی آنها که روزانه می‌بینید. #تجارت_فردا @tejaratefarda متن کامل گفت‌وگو را اینجا مطالعه کنید.

Open in Telegram
Views350−73%vs avg
Forwards10
Reactions4
Comments—
#10925Photo

Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد

کتابی که دو نوبلیست تحسین کرده‌اند کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» نوشته مارک کویاما و جرد روبین، با تحسین شماری از برجسته‌ترین اقتصاددانان جهان روبه‌رو شده است. در میان آنها نام دارون عجم‌اوغلو، برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، و جوئل موکر، برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۵، به چشم می‌خورد. عجم‌اوغلو این اثر را کتابی «تأمل‌برانگیز» می‌داند که توضیح می‌دهد رشد اقتصادی چگونه آغاز شد، سطح زندگی را به‌شدت افزایش داد و در عین حال، نابرابری‌ها و رنج‌هایی نیز به همراه آورد. او مطالعه این کتاب را برای هرکس که نگران آینده رشد و فقر در جهان است، ضروری می‌داند. جوئل موکر نیز آن را جمع‌بندی روشن و زنده‌ای از مهم‌ترین پژوهش‌های دو دهه اخیر درباره اساسی‌ترین پرسش تاریخ اقتصادی توصیف کرده و خواندنش را برای دانشجویان اقتصاد ضروری دانسته است. برای آگاهی بیشتر درباره کتاب این متن را مطالعه کنید برای سفارش و تهیه کتاب‌های انتشارات دنیای اقتصاد به وب سایت ما مراجعه کنید.یا با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید. @eco_philo_book

Open in Telegram
Views382−71%vs avg
Forwards23
Reactions3
Comments—
#10924Link preview

⭕️همت سبز چگونه مشارکت مردم کرمان به ساخت یک جنگل انجامید؟ ✍🏻جواد حیدریان/ نویسنده نشریه 🔹اواخر دهه‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۲۰، کرمان با بادهای فصلی شدیدی مواجه بود که حجم عظیمی از شن و ریزگرد را از بیابان‌های اطراف به داخل شهر می‌آورد. بسیاری بادهای جنوب و جنوب شرق ایران را به نام بادهای سیستان می‌شناسند، اما قدرت ویرانگر این پدیده طبیعی، مناطق مختلفی از کرمان را نیز در بر می‌گرفت. این گردوغبار از نیمه پاییز تا اوایل بهار ادامه داشت و گاهی هوا چنان تاریک می‌شد که چراغ‌های خیابان‌ها در روز روشن، روشن می‌شدند. مردم علاوه‌بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی، درگیر تغییرات ناشی از بحران‌های طبیعی نیز بودند و زندگی‌شان تحت تاثیر قرار گرفته بود. به گفته کنشگران اجتماعی، همین اتفاق بستر اولیه مشارکت برای احیای طبیعت را فراهم آورد. 🔹یک حرکت خودجوش، رهبران و چهره‌های محوری خود را می‌خواهد. دکتر مظفر بقایی‌کرمانی، نامی آشنا در کنشگری آن زمان، در این زمینه پیش‌قدم شد. او آن موقع نماینده مردم کرمان در مجلس بود و پیش‌تر ریاست اداره فرهنگ کرمان را نیز بر عهده داشت و از نزدیک این مشکل را رصد می‌کرد. بقایی در سفری به فرانسه، نمونه یک جنگل مصنوعی برای مقابله با بادهای شنی در شهر سابل دولون را دیده بود و ایده ساخت چنین جنگلی را در کرمان پروراند. این مشاهده بیرونی، وقتی با شناخت او از شرایط محلی همراه شد، به یک پیشنهاد عملی تبدیل شد. 🔹نکته کلیدی در موفقیت این تجربه، طراحی سازوکاری بود که در آن هر کسی، با هر توان مالی، می‌توانست بخشی از این پروژه باشد. تامین مالی مردمی از اولین پیشنهادها برای آغاز کار بود. شهروندان خود هزینه‌های کار را تامین می‌کردند و این مشارکت طیف گسترده‌ای داشت. از کمک خیران و بازاریان تا زنان و دخترانی که جواهرات خود را اهدا می‌کردند که از مهم‌ترین نمادهای این مشارکت به‌شمار می‌آمد. مشهورترین نمونه، ماجرای شهین اطهری است. دختربچه‌ای که گوشواره‌های خود را برای تامین هزینه‌های کاشت جنگل اهدا کرد. 🔹جنگل قائم امروز بیش از همیشه در سرنوشت مردم کرمان محسوس و تاثیرگذار است. فضایی که توجهی ویژه و هدفمند را طلب می‌کند. تلاش‌های شهرداری کرمان در افزایش توان اجتماعی جنگل قائم شایسته و مورد احترام است، اما توانمندسازی زیست‌محیطی آن نیز باید بسیار بیش از اینها مورد برنامه‌ریزی قرار گیرد. کرمان با مساحتی حدود ۱۳ هزار هکتار و حدود ۸۰۰ هزار نفر جمعیت، رقمی بیش از ۷۰۰ هکتار فضای سبز دارد و آمارها عددی در حدود ۱۱ مترمربع را برای هر نفر نشان می‌دهد. این سرانه با توجه به کمبود منابع آبی و کیفیت پایین آب مصرفی در کرمان می‌تواند نکته قابل قبولی باشد، اما بار اصلی این سرانه بر دوش جنگل قائم است. #تجارت_فردا @tejaratefarda متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.

Open in Telegram
Views405−69%vs avg
Forwards14
Reactions6
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
6 h316
14 h405
  1. After 6 hours316
  2. Total to date405
#10923Photo

Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد

چگونه می‌توان با تفاوت‌های فرهنگی کنار آمد؟ ریموند ویلیامز می‌گوید: «انسان‌ها می‌توانند به شیوه‌های کاملاً متمایز، با ارزش‌های به‌کلی متفاوت و در چارچوب نظم‌های اجتماعی کاملاً متفاوت زندگی کنند. اما همواره فشاری از جانب کوته‌نظران هر دورانی برای جلوگیری از ایمان به این باور وجود دارد.» کتاب «شهروندی فرهنگی» نوشته نیک استیونسون، با ترجمه نیلوفر قدیری، به این پرسش می‌پردازد که چگونه می‌توان با وجود تفاوت در ارزش‌ها، هویت‌ها و شیوه‌های زندگی، در جامعه‌ای مشترک زندگی کرد. استیونسون با بررسی پیوند فرهنگ، حقوق و مسئولیت‌های شهروندی، توضیح می‌دهد که مهاجرت و تحولات رسانه‌ای چگونه ضرورت بازاندیشی در مفهوم شهروندی را پیش کشیده‌اند. این کتاب، منتشرشده از سوی انتشارات دنیای‌اقتصاد، فرصتی برای تأمل درباره مدارا، حقوق اقلیت‌ها، آزادی بیان و مشارکت اجتماعی است، مسائلی که هر روز در زندگی جمعی و فضای رسانه‌ای با آنها روبه‌رو می‌شویم. برای سفارش و تهیه کتاب‌های انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید یا به وب سایت ما مراجعه کنید. @eco_philo_book

Open in Telegram
Views520−60%vs avg
Forwards8
Reactions1
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
4 h204
11 h362
29 h520
  1. After 6 hours204
  2. After 24 hours520
  3. Total to date520
#10922Link previewedited

متهمان بهره گفت‌وگو با ایرج توتونچیان درباره ناکامی بانکداری بدون ربا 🔹من با قرآن و نهج‌البلاغه آشنایی داشتم و آیه «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ» برایم دغدغه شده بود. به یکی از استادان گفتم، می‌خواهم در مدلی کوچک و ریاضی، عملکرد اقتصاد سرمایه‌داری ربوی را با اقتصاد اسلامی بدون ربا مقایسه کنم. نتیجه یک سال مطالعه من، برتری نظام بدون بهره بود. در آن مدل کوچک، عملکردش بهتر بود. می‌خواستم با یک مدل بسیار کوچک شروع کنم، همان ابزار ریاضی را به‌کار بگیرم و دو عملکرد را مقایسه کنم. از دل همان مطالعه برای خودم خیلی چیزها مسلم شد. 🔹در دانشگاه الزهرا پیش از انقلاب کار را شروع کردیم. بعد از انقلاب چند رئیس دانشگاه عوض شدند تا زمانی که دکتر حسین نمازی رئیس شد. ایشان بعداً وزیر امور اقتصادی و دارایی شد. به‌دلیل آشنایی‌ مختصری که در گروه داشتیم، خواست به‌عنوان معاون امور اقتصادی و بین‌الملل همکاری کنم. رساله دکترای ایشان هم، اگر اشتباه نکنم، درباره زکات بود. فکر کردم حالا که انقلاب شده، شاید فرصتی پیدا شود روی مسائل اسلامی کار کنیم. آن روزها امام بر حذف ربا تاکید داشتند و در قانون اساسی هم آمده بود. می‌گفتند باید جمهوری اسلامی طوری باشد که ربا در آن نباشد. 🔹با پیگیری من، در موسسه بانکداری ایران برای کارکنان بانک‌ها کلاس بانکداری اسلامی گذاشتیم و خودم تدریس می‌کردم. دکتر مهدوی‌نجم‌آبادی تخصص مالی داشت و اقتصاددان نبود، اما خودش را اقتصاددان جا می‌زد و هرچه رشته بودیم، پنبه می‌کرد. قانون را می‌شناخت، ولی به رئیسش، نوربخش، نگاه می‌کرد. به‌دلیل تجربه‌ای که در بانک مرکزی داشت، شیطنت‌های زیادی کرد. دو موردش را می‌گویم. ما دانشگاهی بودیم و تجربه نوشتن لایحه نداشتیم؛ او بخشنامه و دستورالعمل بسیار نوشته بود. در بخشنامه نوشتند «بانک‌ها می‌توانند»، درحالی‌که قانون الزام‌آور است و باید می‌نوشتند «بانک‌ها مکلف‌اند». 🔹همین دکتر مهدوی‌نجم‌آبادی، در بانک مرکزی به رئیسش نگاه می‌کرد و حرف‌ها را تحریف کرد و در بخشنامه به‌جای ربا گفت، «سود علی‌الحساب». می‌گفتم سود یک چیز است و بهره چیز دیگر. بهره جزو هزینه حساب می‌شود، اما سود مشارکت جزو هزینه نیست. سود علی‌الحساب یعنی چه؟ بعد هم گفتند روزانه حساب می‌کنیم. کدام موسسه سود را این‌طور حساب می‌کند؟ ما دانشگاهی هستیم و قرار است سطح دانش مردم را بالا ببریم؛ خجالت‌آور نیست که بهره را سود علی‌الحساب بنامیم؟ 🔹اول اینکه دکتر صمصامی خیلی خوب اقتصاد بلد نیست؛ بانکداری اسلامی بلد نیست و نمی‌داند ربا چیست. ما تلاش کردیم، اما به‌دلیل مقاومت سیستم بانکی، احمدی‌نژاد پس زد. احمدی‌نژاد جسور بود، ولی دانا نبود. جسارت و دانایی باید کنار هم باشند. اینکه کسی جسارت داشته باشد، به‌تنهایی کافی نیست. نمونه‌اش همین آقای احمدی‌نژاد. کسی باید این موضوع را بشناسد و بتواند پای اجرای آن بایستد. نوربخش و کمیجانی به خاطر اجرا نکردن قانون بانکداری بدون ربا باید طلب مغفرت کنند. #تجارت_فردا @tejaratefarda متن کامل گفت‌وگو را اینجا مطالعه کنید.

Open in Telegram
Views538−59%vs avg
Forwards12
Reactions2
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
4 h219
11 h361
30 h538
  1. After 6 hours219
  2. After 24 hours538
  3. Total to date538
#10921Photo
Views631−52%vs avg
Forwards18
Reactions5
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
5 h317
12 h457
31 h631
  1. After 6 hours317
  2. After 24 hours631
  3. Total to date631
#10920Link preview

⭕️ شکاف قیمتی چرا افزایش قیمت نفت الزاماً به سود پالایشگاه‌ها نیست؟ ✍🏻حامد وحیدی/ نویسنده نشریه 🔹مقاله «مدلی پویا از شکاف قیمت فرآورده‌های نفتی» نوشته حامد قدوسی و صادق نوابی تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد. ایده اصلی مقاله این است که کراک اسپرد نباید فقط به‌عنوان یک اختلاف قیمت نسبتاً ساده و مستقل از رفتار پالایشگاه‌ها دیده شود. درواقع، خود این شکاف قیمتی می‌تواند نتیجه تعامل میان تقاضا برای فرآورده‌های نفتی، عرضه نفت خام، ظرفیت پالایشگاه‌ها، میزان استفاده از ظرفیت و هزینه تغییر سطح تولید باشد. این تفاوت دیدگاه اهمیت زیادی دارد. اگر تصور کنیم کراک اسپرد صرفاً یک اختلاف قیمت است، ممکن است هنگام تحلیل بازار نفت علت تغییرات آن را اشتباه تشخیص دهیم. 🔹افزایش سودآوری لزوماً به‌معنای افزایش فوری تولید نیست. در سوی دیگر بازار نیز وضعیت نفت خام اهمیت دارد. در نتیجه، برای فهمیدن رفتار کراک اسپرد باید بدانیم «شوک» از کجا آمده است. این همان چیزی است که مقاله را از یک الگوی ساده قیمت‌گذاری جدا می‌کند. در اینجا نویسندگان میان شوک‌های ناشی از تقاضا و شوک‌های ناشی از عرضه تفاوت قائل می‌شوند. منشأ شوک اهمیت دارد، زیرا یک تغییر مشابه در کراک اسپرد می‌تواند پیامدهای متفاوتی برای قیمت نفت، قیمت فرآورده‌ها و میزان استفاده از ظرفیت پالایشگاه داشته باشد. 🔹یکی از ویژگی‌های جالب الگوی مقاله، توجه ویژه به ظرفیت پالایشگاه و هزینه تغییر سطح تولید است. این موضوع در بسیاری از تحلیل‌های ساده ممکن است نادیده گرفته شود. فرض کنید یک پالایشگاه ظرفیت تولید روزانه ۱۰۰ هزار بشکه دارد و در حال حاضر با ظرفیت ۶۰ درصد فعالیت می‌کند. اگر قیمت فرآورده‌ها افزایش پیدا کند، مدیر پالایشگاه احتمالاً تمایل دارد تولید را بیشتر کند. اما افزایش تولید از ۶۰ هزار بشکه به ۱۰۰ هزار بشکه لزوماً رایگان نیست. با نزدیک شدن پالایشگاه به ظرفیت کامل، هزینه‌های استفاده از تجهیزات می‌تواند افزایش پیدا کند. 🔹مهم‌ترین پیام مقاله این است که کراک اسپرد را نباید صرفاً یک عدد ساده میان قیمت نفت خام و فرآورده‌های نفتی دانست. این شکاف قیمتی نتیجه تعامل مجموعه‌ای از عوامل است: تقاضای مصرف‌کنندگان، شرایط عرضه نفت خام، ظرفیت پالایشگاه‌ها، میزان استفاده از ظرفیت، هزینه افزایش تولید و سرعتی که پالایشگاه می‌تواند خود را با شرایط جدید بازار تطبیق دهد. این دیدگاه به ما کمک می‌کند اتفاقات بازار نفت را دقیق‌تر تفسیر کنیم. برای مثال، اگر کراک اسپرد افزایش پیدا کند، یک تحلیل ساده ممکن است فقط بگوید «سود پالایشگاه‌ها بیشتر شده است». #تجارت_فردا @tejaratefarda متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

Open in Telegram
Views555−58%vs avg
Forwards9
Reactions7
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
7 h346
32 h555
  1. After 6 hours346
  2. After 24 hours555
  3. Total to date555
#10919Link preview

⭕️ ماشین قدرت پشت وعده‌های هوش مصنوعی چه منافع و هزینه‌هایی قرار دارد؟ ✍🏻 الهام چیذری/ نویسنده نشریه 🔹مستند پژوهشی و انتقادی «روح در ماشین»، ساخته والری ویچ در سال ۲۰۲۶، به این تناقض می‌پردازد. این فیلم که در جشنواره ساندنس معرفی شد و در مجموعه Independent Lens شبکه PBS به نمایش درآمد، هوش مصنوعی را فناوری خنثی و لزوماً پیش‌برنده آینده‌ای بهتر نمی‌داند، بلکه ریشه‌های تاریخی، فلسفی، فرهنگی و سیاسی آن و نقش برداشت‌های خاص از هوش، تفاوت‌های انسانی و کنترل اجتماعی را بررسی می‌کند. براساس گزارش شاخص هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۲۶، سرمایه‌گذاری شرکتی جهانی در این حوزه در سال ۲۰۲۵ به حدود 7/ 581 میلیارد دلار رسید؛ رقمی که بیش از دو برابر سال قبل بود. 🔹مقایسه تاریخی پرسشی مهم پیش می‌کشد: آیا فناوری که با داده‌های برگرفته از جامعه‌ای نابرابر آموزش می‌بیند، می‌تواند همان تبعیض‌های موجود را بازتولید کند؟ این خطر لزوماً از طراحی عمدی و تبعیض‌آمیز ناشی نمی‌شود. برای مثال، سامانه استخدامی که با تصمیم‌های گذشته شرکت آموزش دیده است، ممکن است الگوهایی را تکرار کند که در گذشته به سود گروه خاصی از متقاضیان بوده‌اند. الگوریتم می‌تواند آنچه را پیش‌تر رخ داده، با آنچه مطلوب است اشتباه بگیرد. حتی اگر سامانه دقیقاً مطابق طراحی خود عمل کند، نتیجه ممکن است نابرابری را تقویت کند؛ به‌ویژه اگر داده‌های اولیه بازتاب دسترسی نابرابر به آموزش، اشتغال یا اعتبار مالی باشند. 🔹رقابت میان محصولات همیشه رقابت در زیرساخت نیست. ممکن است یک کسب‌وکار گزینه‌های متعددی برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی داشته باشد، اما همچنان به تعدادی اندک از ارائه‌دهندگان خدمات ابری، تولیدکنندگان تراشه یا پلتفرم‌های محاسباتی وابسته بماند. از این منظر، باید دید چه کسی منابع لازم برای توسعه و توزیع هوش مصنوعی را کنترل می‌کند، شرایط دسترسی را چه نهادی تعیین می‌کند و مشتریان، کارکنان و کسب‌وکارهای کوچک تا چه اندازه قدرت چانه‌زنی دارند. بررسی ساختارهای قدرت در مستند پژوهشی و انتقادی «روح در ماشین» از همین جهت با تحلیل بازار ارتباط پیدا می‌کند. 🔹پرسش اصلی مستند فراتر از این است که آیا هوش مصنوعی جهان را دگرگون خواهد کرد یا نه. مسئله این است که آیا جامعه می‌تواند بر جهت این تحول اثر بگذارد، یا ناچار خواهد بود خود را با تصمیم‌های شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاران سازگار کند. رونق هوش مصنوعی ممکن است به اکتشافات مهم و افزایش پایدار بهره‌وری بینجامد، اما منافع آن خودبه‌خود میان مردم توزیع نخواهد شد و هزینه‌هایش نیز بر دوش کسانی قرار نمی‌گیرد که بیشترین سود را می‌برند. #تجارت_فردا @tejaratefarda متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

Open in Telegram
Views602−54%vs avg
Forwards8
Reactions4
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h187
8 h378
24 h602
  1. After 1 hour187
  2. After 6 hours378
  3. After 24 hours602
  4. Total to date602
#10918Link preview

شهرهای ارواح خروج جوانان چگونه هزینه ماندن را برای دیگران افزایش می‌دهد؟ ✍🏻 آزاده خرمی‌مقدم/ نویسنده نشریه 🔹جمعیت و سالمندی به‌طور یکسان در جغرافیای کشورها توزیع نمی‌شوند. بعضی شهرها همچنان جوانان و فرصت‌های اقتصادی را جذب می‌کنند؛ درحالی‌که مناطق دیگر با خروج نیروی کار، کاهش تولد و افزایش سهم سالمندان روبه‌رو هستند. پیامد این تفاوت، تنها تغییر تعداد ساکنان نیست؛ هزینه اداره مناطق و کیفیت زندگی کسانی که می‌مانند نیز دگرگون می‌شود. مقاله «زندگی در شهر ارواح: جغرافیای کاهش جمعیت و سالمندی» که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شده، این مسئله را با تمرکز بر ژاپن بررسی می‌کند. پژوهشگران می‌کوشند نشان دهند چگونه کاهش جمعیت و سالمندی در برخی مناطق به چرخه‌ای خودتقویت‌شونده تبدیل می‌شود؛ خروج جمعیت خدمات محلی را تضعیف می‌کند و تضعیف خدمات نیز زندگی در آن مناطق را دشوارتر می‌کند. 🔹سالمندی را نمی‌توان فقط با یک عدد ملی توضیح داد. متوسط سهم سالمندان ممکن است تصویری کلی ترسیم کند، اما تفاوت‌های منطقه‌ای را پنهان می‌کند. در یک‌سوی جغرافیای کشور، جمعیت و فرصت‌های اقتصادی متمرکز می‌شوند و در سوی دیگر، سهم سالمندان بالا می‌رود و شمار افراد در سن کار کم می‌شود. مقصد مهاجران نیز فقط جمعیت بیشتری به‌دست نمی‌آورد؛ بلکه نیروی کاری را جذب می‌کند که برای تداوم فعالیت اقتصادی اهمیت دارد. منطقه مبدأ، در مقابل، بخشی از جمعیت فعال خود را از دست می‌دهد. 🔹برآورد مقاله نشان می‌دهد، افزایش یک‌درصدی جمعیت با کاهش حدود 53/ 0درصدی مخارج دولت محلی به‌ازای هر نفر همراه است. این نتیجه با نقش صرفه‌های ناشی از مقیاس سازگار است؛ هرچه افراد بیشتری از یک شبکه خدماتی استفاده کنند، هزینه‌ها میان جمعیت بزرگ‌تری تقسیم می‌شود. کاهش جمعیت می‌تواند این مزیت را از بین ببرد. هزینه سرانه بالاتر الزاماً به‌معنای دریافت خدمات بیشتر نیست. ممکن است هزینه ارائه خدمات افزایش یابد، درحالی‌که دسترسی به آنها دشوارتر شود یا تعداد مراکز موجود کاهش پیدا کند. 🔹حمایت از مناطق رو‌به افول می‌تواند از تمرکز بیش از حد جمعیت جلوگیری کند و بخشی از تفاوت‌های ساختار سنی را کاهش دهد؛ اما در سناریوی مدل، با کاهش درآمد سرانه کل و افزایش هزینه مالی سرانه همراه است. البته این شبیه‌سازی ثابت نمی‌کند که چنین سیاستی در دنیای واقعی دقیقاً همین نتایج را خواهد داشت. میزان موفقیت آن به شیوه اجرا، فرصت‌های شغلی، نوع خدمات و واکنش خانوارها نیز بستگی دارد. آنچه مقاله نشان می‌دهد، دشواری طراحی سیاست‌های منطقه‌ای است؛ کاهش نابرابری میان مکان‌ها ممکن است هزینه اقتصادی داشته باشد، اما تمرکز صرف بر کارایی کل نیز می‌تواند مشکلات مناطق رو‌به کاهش را تشدید کند. #تجارت_فردا @tejaratefarda متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

Open in Telegram
Views653−50%vs avg
Forwards8
Reactions1
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
4 h378
10 h520
26 h653
  1. After 24 hours653
  2. Total to date653

All posts

Connections

Similar channels

Mentioned by

All mentions

Mentions