Posts of 𝖣𝖤𝖲𝖲𝖨𝖱𝖤 `

newest first

#84248Text
Views19,762×36vs avg
Forwards187
Reactions—
Comments—
#84245Photoalbum

ای پیکره‌ی تجسّد‌ یافته‌ی تمامی الهگانِ عشق در کالبدی یکتا؛ ای آن‌که حضورَت، رستاخیزی‌ست در کالبدِ خاموشِ من، و نگاهت، همان زخمه‌ی آفرودیت است که خونِ کائنات را به سماعی بی‌پایان وا می‌دارد. چهره‌ات، افسونِ سپیده‌دمان را در مشت دارد؛ آن‌چنان که نخستین پرتوِ خورشید، در برابرِ لطافتِ بی‌انتهایت، به خاکِ تعظیم می‌افتد. انحنای گونه‌هایت رد انگشتانِ ائوس است و چشمانت، شرابِ نارسِ دیونیسوس؛ جامی که بی‌آنکه لب بزنم، جنون را در رگ‌هایم روان می‌سازد. و گیسوانت شَبستانی‌ست که هِکاته، نیمه‌شب‌ها تاریکی را از میان تارهایش می‌چینَد. اگر المپ می‌دانست که خدایان، زیبایی را در تو خواهند تراشید، آینه‌هایش از شرم فرو می‌ریختند؛ هرا تاج از سر برمی‌داشت، و آفرودیت با زانوان لرزان، در افسونِ تو به خاک می‌افتاد مبادا که جهان، نامِ او را از یاد ببرد. تو نه عشق، که آغاز و فرجامِ عشق هستی و هر معبد و الهه‌ای، تنها بازتابی‌ کمرنگ از محرابِ بی‌همتای توست. ای معشوق، اگر این دل در حسرتِ تو تباه شود، گناه از من نیست؛ این تقدیرِ تمام خدایان است که در برابرِ تو، زانو بزنند و در آغوشِ تو، فنا شوند.

Open in Telegram
Views18,802×34vs avg
Forwards253
Reactions—
Comments—
#75136Text
Views18,888×34vs avg
Forwards153
Reactions—
Comments—
#75133Photoalbumedited

طـره‌یِ سـپیـد پری جیـران، طلیعـه‌ی سقـوط بود. عصیانی پیچیده در لفافه‌ی معصومیت؛ گناهی که در چرخش حریرگونه‌یِ موهایش زبانه می‌کشید. لهیبی که در امتداد لبخندش زنده می‌شد، در خطوطِ هوس‌انگیزِ لب‌هایش می‌رقصید و با بوسه‌ای آتشین، محراب‌های ایمانِ کلیسا را به خاکستر بدل می‌کرد. ممنوعه‌ای که ابلیس را به سجود وا می‌داشت. سمن‌نازِ افسونگر آن قامت موزون که بر  سلطنت آخیلوس حکمرانی میکرد، نه تنها تمنای خاکیان، که طعنه‌ای بر خلقت بود. همان تصویری که هر قدیسی را به کفر میکشاند، و هر کافری را به پرستشی ناگزیر. خالِ ماه‌گونش، مهرِ تبعیدی بود که سرنوشتش را با وسوسه پیوند می‌زد. عطر وانیلی‌اش، بوی ممنوعه‌ای بود که مرزهای بهشت را به آتش می‌کشید؛ زمزمه‌هایش، الحانی که سرنوشت را دگرگون کردند نوای سقوطی که در جانِ افلاک پیچید و ملکوت را در هراسِ نابودی فروبرد. نیرنگ نگاهش افسونگر و مقدس، آن آتشی بود که ابلیس را تا سپیده‌دم در رقصی شهوانی در آتشِ هوس سوزاند. پری جیران، همان وحیِ ممنوعه‌ای بود که اوراقِ انجیل از هراسش لرزیدند. و پناه بر مادرِ مقدس، که خود نیز از دوزخِ عنابیِ لبانش خلاصی نیافت.

Open in Telegram
Views22,860×42vs avg
Forwards315
Reactions—
Comments—
#69411Text
Views17,312×32vs avg
Forwards159
Reactions—
Comments—
#69408Photoalbum
Views19,169×35vs avg
Forwards226
Reactions—
Comments—
#62553Text
Views17,651×32vs avg
Forwards230
Reactions—
Comments—
#62550Photoalbum
Views18,475×34vs avg
Forwards251
Reactions—
Comments—