ریحانه

ریحانه

رسانه «ریحانه»؛ بخش زن و خانواده KHAMENEI.IR با ریحانه همگام شوید و آثار خود را ارسال کنید @reyhaneh_Contact_ir

Username
@reyhaneh_khamenei_ir
Category
Religion
Country
IranIran
Created
, 11 years
Subscribers6,683+16 last week
Avg views per post, 7d405+72.1% vs prev 7d
ERR6.06%last 7 days

Subscribers, 30 days

Oct 12 – Nov 4+40 (+0.6%)

Show as table
DateSubscribers
Oct 12, 20266,643
Oct 13, 20266,645
Oct 14, 20266,645
Oct 15, 20266,643
Oct 16, 20266,667
Oct 17, 20266,675
Oct 18, 20266,677
Oct 19, 20266,676
Oct 20, 20266,676
Oct 21, 20266,675
Oct 22, 20266,673
Oct 23, 20266,668
Oct 24, 20266,668
Oct 25, 20266,671
Oct 26, 20266,667
Oct 27, 20266,664
Oct 28, 20266,667
Oct 29, 20266,667
Oct 30, 20266,672
Oct 31, 20266,673
Nov 1, 20266,677
Nov 2, 20266,679
Nov 3, 20266,680
Nov 4, 20266,683

Average views per post by day

By publication day

Show as table
DateAvg views per post
Oct 8, 2026129
Oct 9, 2026120
Oct 10, 2026126
Oct 11, 2026182
Oct 12, 2026216
Oct 13, 2026809
Oct 14, 2026940
Oct 15, 20261,392
Oct 16, 2026601
Oct 17, 2026127
Oct 18, 2026212
Oct 19, 2026148
Oct 20, 2026151
Oct 21, 2026133
Oct 22, 2026136
Oct 23, 2026125
Oct 24, 202699
Oct 25, 2026121
Oct 26, 2026138
Oct 27, 2026653
Oct 28, 2026586
Oct 29, 2026349
Oct 30, 2026138
Oct 31, 20262,197
Nov 1, 2026151
Nov 2, 2026121
Nov 3, 2026268
Nov 4, 202646

Most viewed this month

  1. 01
    Views8.84K
    Forwards22
    Reactions11
    Comments—
  2. 02
    Views6.9K
    Forwards40
    Reactions24
    Comments—
  3. 03
    Views5.4K
    Forwards35
    Reactions16
    Comments—
  4. 04
    Views3.68K
    Forwards6
    Reactions5
    Comments—
  5. 05

    💻 برای لبخند آقا 📗 مجموعه‌روایت‌ #از_قلب_کشوردوست 📝 می‌گفت: «جوان‌تر و کم‌سن‌تر که بودم، چندان در قیدوبند پوشش کامل نبودم. یه روز گذرم به بهشت زهرا افتاد. به همسرم گفتم: بریم قطعه‌ی شهدا، می‌گن جای قشنگیه! رفتیم و کنار مزار شهیدی نشستیم. اسم شهید رو خوندم؛ نوید صفری. از اون روز، نوید صفری شد دوست شهیدم. 📝 یه شب توی خواب، شهید نوید بهم گفت: فرزانه، می‌دونی منتظرت بودم؟ پرسیدم: یعنی قراره بمیرم؟ گفت: نه، یه کادو برات گرفتیم. از کی منتظریم بیای بگیری! اون هدیه، سه تا ساق دست خوشگل بود. بعد از اون خواب، به روسری‌ام گیره زدم، آستین لباسم رو بلند کردم و ساق دست پوشیدم. 📝 حالا توی رواق کشوردوست نشستم و به آقا قول می‌دم که برای رضای خدا و به‌خاطر خوشحالی رهبر شهید، فرزند دیگه‌ای به دنیا بیارم. از نظر پزشکی، بارداری برام خطرناکه. می‌ترسم حالم مثل بارداری اولم بد بشه، اما توکل کردم و امیدم به خداست.» 📝 به او می‌گویم: «آقا دعات می‌کنه.» لبخند می‌زند و سرش را به تأیید تکان می‌دهد. می‌داند هیچ‌چیز مثل فرزندآوری، آقا را خوشحال نمی‌کرد. 📝روایت‌های رسانه ریحانه از رواق کشوردوست، هفتم آبان ١۴٠۵، شماره ۱۳۱ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @reyhaneh_khamenei_ir

    Photo
    Views3.55K
    Forwards14
    Reactions8
    Comments—

Latest posts

#9892Photoedited
Views30−93%vs avg
Forwards1
Reactions4
Comments—
#9890Photo

🖥 دوباره یتیم شدم 📗 مجموعه‌روایت #از_قلب_کشوردوست 📝 ترکیب چادر مشکی و روسری رنگارنگش، چهره‌ی معصوم و نوجوانش را زیباتر کرده بود. سادات بودنش هم انگار نوری به صورتش پاشیده بود. پرسیدم: «فاطمه‌سادات، چرا رشته‌ی طراحی دوخت رو انتخاب کردی؟» گفت: «من دلم می‌خواد کسایی که مثل من حجاب دارن، حجاب‌شون قشنگ‌تر بشه.» 📝 حرف‌مان به آقا کشید. فهمیدم فاطمه هم مثل خیلی‌های دیگر دلش می‌خواسته آقا را از نزدیک ببیند، اما در قرعه‌کشی بهمن‌ماه مدرسه اسمش درنیامده بود. روبه‌روی دیواری ایستاده بودیم که عکس آقا، شهدا و نقشه‌ی ایران را روی آن ساخته بودند. با نگاه به عکس‌ها گفت: «علاقه‌م به آقا معمولی بود؛ چون خانواده‌م مذهبی بودن و ایشون رو به‌عنوان رهبر قبول داشتم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با این واقعیت روبه‌رو بشم، اما وقتی شهید شدن، انگار دوباره یتیم شدم و علاقه‌م بهشون بیشتر شد.» 📝 اشک توی چشم‌هایش جمع شد و روی صورتش نشست: «بابام ۵۵ سالش بود. توی جنگ دوازده‌روزه مریض شد و رفت.» دست‌هایش را میان دست‌هایم گرفتم. دیگر حرفی نمانده بود؛ فقط اشک بود و دردی مشترک. 📝روایت‌های رسانه ریحانه از رویداد #تازه_نفس؛ هم‌عهدی دانش‌آموزان کشوردوست با رهبر انقلاب، یازدهم آبان ١۴٠۵، شماره ۱۳۵ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @reyhaneh_khamenei_ir

Open in Telegram
Views38−91%vs avg
Forwards0
Reactions6
Comments—
#9889Video
Views53−87%vs avg
Forwards1
Reactions4
Comments—
#9888Photo

🖥 #گفتگو | تسخیر لانه جاسوسی، نتیجه امداد الهی به اتحاد دانشجویان 🎙گفتگو‌ی رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با منصوره نورمحمدی از دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر سفارت آمریکا 🔹 فضای آن زمان، سخت و در عین حال پُر امید بود. اوایل انقلاب بود؛ دوره‌ای که مردم چشم به مسئولان انقلابی دوخته بودند و توقعات از همه، به‌ویژه از نسل جوان و دانشجو بسیار بالا بود. ما، جوانان دانشگاه، احساس می‌کردیم بار بزرگی بر دوش داریم؛ بارِ حفظِ مسیر انقلاب. سخنرانی امام، آن روزها مثلِ جرقه‌ای بود که در دلِ جمعِ دانشجویان آتشی روشن کرد؛ صحبتی که تهییج‌ کننده بود و در عین حال مسئولیتی عظیم بر دوش ما نهاد. بعد از آن سخنان، عده‌ای از اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشگاه‌های تهران نشست‌هایی گذاشتند، مشورت کردند، و تصمیمِ جمعی گرفتند که باید حرکتی انجام بدهند. ما هم همراه شدیم، اما در دل همه ‌ما پرسش‌هایی بود؛ آیا این کار بعداً به نظام لطمه نمی‌زند؟ آیا امام با این حرکت موافقت خواهد کرد؟ آیا آمریکا برای مردم ما مشکلی ایجاد نمی‌کند؟ 🔹 ما «لانه جاسوسی» را با معنای امروز آن در ذهن نداشتیم. برداشت جمعی این نبود که بخواهیم اشغال طولانی‌مدت یا سازمان‌دهی گسترده‌ای انجام دهیم؛ تمرکز ما روی یک نکته مشخص بود؛ سفارت آمریکا مرکز و نقطه‌ای تاثیرگذار در تحرکات ضد انقلاب نوپای ما بود که می‌توانست جریان درست انقلاب را منحرف کند. آن زمان برای بسیاری از ما داستان پذیرش شاه مخلوع در آمریکا تبدیل به نماد مظالم گذشته شد. خبرِ انتقال شاه بیمار به آمریکا و شواهدی از رفت‌وآمدها و رفتارهای تحقیرآمیز نسبت به ملّت، این سؤال را به ذهن متبادر می‌کرد که چرا آمریکا از شاه حمایت می‌کند؟ این حمایت چه معنایی دارد جز دهن‌کجی به خون شهدا و پیروزی انقلاب؟ 🗓 بازنشر به مناسبت سالروز تسخیر لانه‌ جاسوسی 📝متن کامل را از اینجا بخوانید رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @reyhaneh_khamenei_ir

Open in Telegram
Views61−85%vs avg
Forwards0
Reactions5
Comments—
#9886Photo

💻 دختر، نور چشم پدر 📗 مجموعه‌روایت‌ #بدرقه_آقای_شهید ▪️اول خیال کردم اشتباه آمده‌اند. مردی نابینا، آن هم میان جمعیتی در قسمت بانوان. چند قدم که نزدیک‌تر شدم، دخترش را دیدم. دستش را محکم گرفته بود و هوایش را داشت. آمده بود تا جایی که می‌شود، او را به تابوت نزدیک کند. مرد نمی‌دید، اما مگر همه‌چیز را باید با چشم دید؟ دستی به سر داشت و دستی روی سینه گذاشته بود. هر چند لحظه، نفس عمیقی می‌کشید. انگار می‌خواست عطر آن لحظه را تا همیشه در سینه‌اش نگه دارد. ▪️دختر، چشم‌های پدر شده بود. آرام در گوشش چیزی می‌گفت. نمی‌شنیدم. فقط می‌فهمیدم مسیر را نشانش می‌دهد و قدم‌به‌قدم همراهش است. دلش می‌خواست پدرش، حتی اگر نمی‌توانست ببیند، آخرین وداع را با تمام وجود حس کند. 📝 مهدیه دارینی 📝خرده روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم وداع با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ۱۴۰۵/۰۴/۱۵، شماره ۲۳۲ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @reyhaneh_khamenei_ir

Open in Telegram
Views82−80%vs avg
Forwards0
Reactions7
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h49
11 h82
  1. Total to date82
#9885Video
Views1,323+226%vs avg
Forwards9
Reactions5
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
5 h744
13 h1,323
  1. After 6 hours744
  2. Total to date1,323
#9884Photo

💻 #روایت | پیشرفت ایران دشمن دارد 📝 بعضی‌ها جای‌شان را هیچ‌کس دیگری پر نمی‌کند؛ جای‌شان خالیِ خالی است، درست مثل شهید دکتر طهرانچی. المپیادی‌ها که توی حسینیه جمع می‌شدند، او هم برای عرض ادب خدمت آقا می‌رسید. امشب، اما، فرزندش پشت تریبون ایستاده و تصویری آن پشت خودنمایی می‌کند؛ آقا و شهید طهرانچی که پایین پای‌شان نشسته‌اند و با هم سخن می‌گویند. هم‌نشینان بهشتی. 📝 فرزند شهید می‌گوید: «مهر ۱۴۰۳، بعد از شهادت سید مقاومت، آقا دیدارشان با نخبگان را به روال همیشه انجام دادند و گفتند عزای ما جنسش از جنس عزای سیدالشهدا علیه‌السلام است؛ زنده و زنده‌کننده است.» 📝 به دیوارهای فروریخته‌ی اطرافم نگاه می‌کنم و به مراسمی که با وجود تهدید شبانه‌روزی ترامپ و نتانیاهو برپا شده است. با خودم می‌گویم: این نخبگان همان‌هایی هستند که آقا، با وجود اینکه به قول خودشان به‌جد عزادار بودند، حاضر نشدند حرکت نخبگانی را تعطیل کنند و دیدار با این‌ها را عقب بیندازند. آقا چشم امیدشان به همین سربازهای جوان بود که صدای فرزند شهید طهرانچی پشت میکروفن ادامه می‌دهد: «پدر شهید من خودش را سرباز امامین انقلاب می‌دانست و با اعتقاد در این راه قدم برمی‌داشت. هیچ‌کس مانند حضرت آقا باور نداشتند که پیشرفت ایران دشمن دارد.» 📝 بعد دوباره به خودم می‌گویم: آقا هم جوان‌های این مملکت را خوب می‌شناختند، هم دشمن را؛ وگرنه کلیدواژه‌ی سخنان‌شان نمی‌شد «ایران قوی». 📝#از_قلب_کشوردوست خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از مراسم تجلیل از مدال‌آوران علمی و ورزشی در رواق کشوردوست، ۱۴۰۵/۰۸/۰۴ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @reyhaneh_khamenei_ir

Open in Telegram
Views91−78%vs avg
Forwards2
Reactions6
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
5 h70
14 h91
  1. After 6 hours70
  2. Total to date91
#9883Photoedited
Views89−78%vs avg
Forwards1
Reactions9
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
7 h73
25 h89
  1. After 6 hours73
  2. After 24 hours89
  3. Total to date89

All posts

Connections