Posts of Mohammad-Tabibian

newest first

#3892File
Views1,059−25%vs avg
Forwards25
Reactions—
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h393
14 h932
26 h1,059
  1. After 24 hours1,059
  2. Total to date1,059
#3890Text
Views1,031−27%vs avg
Forwards12
Reactions—
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h405
14 h911
26 h1,031
  1. After 24 hours1,031
  2. Total to date1,031
#3888Link preview

Forwarded from عباس آخوندی

‍ برادر ارجمند جناب آقای دکتر پزشکیان رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران 8/8/1405 با سلام  و عرض ادب باستحضار می‌رساند که با توجه به گزارش‌های رسمی مبنی بر ارسال نامه از سوی آقای جی‌ دی ونس معاون رییس جمهور امریکا و اعلام دریافت آن از سوی مقامات ایران، پیشنهاد می‌کنم که پاسخ نامه پس از مشورت رسمی با برخی از قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و هم‌‌چنین همسایگان جنوب خلیج فارس تهیه و ارسال گردد. در این راستا دو پیشنهاد مشخص زیر را تقدیم می‌کنم: 1-    جمهوری اسلامی ایران در سطح وزیر از دولت‌های چین و روسیه به عنوان بازیگران بین‌المللی و از ترکیه، پاکستان و مصر به عنوان قدرت‌هات منطقه‌ای و از تمام کشورهای جنوب خلیج فارس برای بررسی اوضاع منطقه، تبادل نظر، استماع نگرانی‌های ایران و استماع رویکرد آنان دعوت به‌عمل آورد تا در تهران حضور یابند و حتی الامکان به یک جمع‌بندی مشخص برای مدیریت مخاطره اشتعال مجدد آتش جنگ برسند. این اقدام می‌تواند گامی واقعی برای تحقق نظریه امنیت شبکه‌ای جمعی در منطقه و مشارکت  متعهدانه آنان باشد. 2-    راهبری این اقدام تنها و تنها باید توسط شخص رییس جمهور صورت گیرد و قابل تفویض به هیچ‌کس و هیچ نهادی نیست. جنابعالی در یکی از حساس‌ترین شرایط تاریخی ایران داوطلبانه مسئولیت ریاست جمهوری را با رای اکثریت ملت ایران برعهده گرفته‌اید. بر اساس سوگندی که یاد کرده‌اید حفاظت از تمامیت ارضی کشور و بر اساس اصول مختلف قانون اساسی اعمال قوه مجریه از جمله ریاست بر شورای عالی امنیت ملی  بر عهده شما است. بی‌گمان ملت بزرگ ایران در این راه  هم‌چنان پشتیبان و یاور شما خواهند بود. بامید نصرت الهی.   اراداتمند عباس آخوندی

Open in Telegram
Views1,070−24%vs avg
Forwards17
Reactions—
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
4 h509
16 h659
28 h732
39 h756
76 h1,070
  1. After 6 hours509
  2. After 24 hours732
  3. Total to date1,070
#3886Photo

Forwarded from محمد قوچانی

No text

Open in Telegram
Views941−34%vs avg
Forwards6
Reactions—
Comments—
#3885Photo

Forwarded from محمد قوچانی

No text

Open in Telegram
Views924−35%vs avg
Forwards3
Reactions—
Comments—
#3880Textedited

من و دوستم، در مقابل کارگر و آقاتقی در این فکر بودم که حقوق بازنشستگی یک استاد‌تمام دانشگاه معادل خرید دو عدد ساندویچ در روز است. اگر خانواده دو نفر باشند می‌شود نفری یک ساندویچ در روز. البته در این دوره و زمانه ساندویچ می شود غذای لوکس و باید اجتناب کرد. القصه چند روز پیش با دوستی، که او هم استاد باز نشسته است، برای مراسم ختم یک آشنا به میدان فاطمی رفتیم و چون زود حرکت کردیم زود هم رسیدیم. گفتیم کمی در خیابان اطراف قدم بزنیم، در راه خسته شدیم در مقابل یک مغازه کبابی و اغذیه فروشی، نیمکتی در کنار پیاده رو بود نشستیم. جوانی آمد که ساکی در بغل آویزان کرده بود و اوراق تبلیغ زرگری را توزیع می‌کرد که زرگر طلای آب شده میفروخت، آن جوان به ما هم از اوراق داد. گفتیم البته مشتری نیستیم اما از او قبول می کنیم. دوستم از او پرسید چرا رگ‌های دستش ورم کرده گفت دیابت دارد، ورزشکار هم هست. لاغر و اما زرنگ به نظر می رسید. گفت که از شهرستان آمده تبلیغ پخش می‌کند چند مغازه زرگری را هم نظافت می کند روزی سه تومان کاسب و راضی است. یک برادرش انگلستان است و اورا دعوت کرده اما از هوای انگلستان خوشش نمی آید، نمی رود. برادر دیگرش در آمریکا با نظافت چی ترامپ رفیق است و کار مهاجرتش را دارد درست می‌کند. اگر پایش رسید امریکا یک کمپانی نظافت کاری خواهد زد. از این رویاها کمی گفت چون دوجفت گوش شنوا یافته بود. بعد مثل این که متوجه ما شد پرسید راستی شما چه‌کاره هستید. گفتم دو آموزگار باز نشسته، کت‌و شلوارهای نو خودمان را که ده سال پیش خریده ایم (این را درست می گفتم) پوشیده ایم و کنار خیابان نشسته ایم ببینیم کسی کمک می‌کند (این را شوخی کردم اما طرف طنز مطلب را نگرفت) جوان گفت این کبابی جوجه کباب دارد ‘نَمبر وان’ . من امتحان کرده ام نَمبر وان! تابجنبیم صدا زد آقاتقی دو پرس جو جه کباب نَمبر وان برای این دو آموزگار بگذار به حساب من. گفتیم شوخی می‌کردیم اما دست بردار نبود آقا تقی هم به بحث پیوست و اصرار که مهمان خودم بفرمایید داخل. خلاصه با زحمت گریبان را از دست مردجوان و آقاتقی بیرون کشیده به طرف میدان فرار کردیم. دوستم گفت در جامعه ما انسانیت هنوز گم نشده در پایین جامعه بشدت زنده است و این دلگرمی برای ما بهترین دستآورد آن روز بود.

Open in Telegram
Views2,499+76%vs avg
Forwards29
Reactions—
Comments—
#3878Textedited

در راه گذر از هند (مربوط به پنج سال قبل) مطلب زیر را حدود پنج سال پیش در همین کانال قرار دادم. به خیال این که به رگ برخی بربخورد و تجدید نظری بشود اکنون اوضاع به مراتب و بیش از پیش اسباب نگرانی است. نمی دانم کسی هم بفکر هست یانه. اگر قبلا این مطلب را خوانده اید لطفاً مطلب بعدی را بخوانید. یکم، این که یک ملتی فقیر شود رخداد دردناکی است اما عجیب و غریب نیست. چه این که هند در قرن هفدهم یکی از ثروتمند ترین کشور ها بود و از قرن نوزدهم به بعد یکی از فقیرترین. دوم، می توان این راه را طی کرد بدون سر و صدا، فقط گاه گاهی با یک رخداد چشم باز می کنیم و متوجه می شویم به آنجا نزدیک تر شده ایم. سوم، اخیراً اتوبوسی به دره واژگون شد و تعدادی انسان از جمله خبرنگاران جوانی تلف شدند و بسیار خانواده هایی عزا دار شدند. گفته شده فرسودگی لاستیک ها و قطعات یک عامل مهم بوده است. هزاران اتوبوس و اتومبیل، قطار و هواپیما دچار این مشکل هستند یعنی موجودی امکانات حمل و نقل کشور و سایر امکانات در حال فرسایش تدریجی است چون امکان جایگزینی وجود ندارد. بسیاری کار گاه ها و کار خانه ها هم با مشکل فرسایش ماشین آلات و ابزار روبرو هستند و با مشکل عدم امکان جایگزینی و تنزل ظرفیت تولید و کارکرد. چهارم این فقیر شدن خاموش در بسیاری از خانه های ما هم در جریان است. مصداقی بگویم. سه سال پیش سماوری خریدم دویست و بیست هزار تومان. امسال شیر آن خراب شد برای خرید شیر سماور مراجعه کردم می گوید سیصد و پنجاه هزار تومان. خود سماور اگر پیدا کردید دو و نیم میلیون تومان. شیر سماور را نخریدم. یک سطل کف شور پدالی سه سال پیش حدود دویست هزار تومان بود شکست، امروز صبح فروشنده گفت، یک میلیون و دویست هزار تومان. آن را نخریدم. اگر یخچال منزل که بیش از بیست سال عمر دارد و هر آینه ممکن است خراب شود، خراب شد بیش از شصت میلیون تومان باید برای یک یخچال مناسب پرداخت کرد. نخواهم خرید. جارو برقی، لباسشوئی… من یک استاد دانشگاه باز نشسته شده هستم. اگر عمری باقی بود، به زودی خانه خود را خالی از بسیاری وسائل ضروری خواهم یافت. قدرت خرید در آمد ماهانه بسیاری از ما طی سه چهار سال به یک سوم رسیده. وقتی به زیر صد دلار در ماه رسید چشم باز می کنیم زیر خط فقر خواهیم بود، بدون این که تلاشی کرده باشیم یا جرمی مرتکب شده باشیم. پنجم، اگر بگویم در مسیر به سمت هندی شدن هستیم تعجب نکنید. در برخی مناطق شهر ها قیافه انسان ها هم دارد هندی می شود، چهره ها در اثر ضعف تغذیه مستمر که گرانی مواد غذایی به تدریج سبب می شود. و ظاهر به دلیل بالا پوش مستعمل و کهنه. ششم، سال ۱۳۶۰ در سازمان برنامه فعالیت هایی برای تدوین برنامه توسعه اقتصادی کشور در جریان بود. روزی چند دانشجوی انقلابی از یک دانشگاه به دفتر من آمدند. گفتند شنیده ایم گفته ای هدف برنامه این است که طی بیست سال به ژاپن برسیم! تاکید کردند که این هدف کم است و باید انقلابی جهش کنیم و زود تر از ژاپن جلو بزنیم. گفتم من چنین مطلبی را بیان نکرده ام تصور هم نمی کنم تا پنجاه سال دیگر هم به ژاپن برسیم. اکنون چهل سال از آن تاریخ گذشته مثل این که سر پیچ قبلی اشتباه پیچیده ایم به سمت هند. آن دانشجویان را هم خبر دارم در کانادا زندگی می کنند، به ژاپنشان رسیده اند. هند هم دارد پیشرفت می کند، نگرانی من این است که به طرف پیشرفت از کنار ما بگذرد و ما خود را عقبتر بیابیم. هفتم، دقت کردید در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری کسی از بلند نظری، اهداف بلند برای پیشرفت و ترقی کشور سخنی به میان نیاورد؟ همه در حد قول تامین مقداری پول کمک معاش و یا قول های محاسبه نشده برای تامین مسکن و مانند آن یا نظارت بر بازار و کنترل توزیع و قیمت صحبت کردند.

Open in Telegram
Views1,744+23%vs avg
Forwards14
Reactions—
Comments—
#3876Text

Forwarded from اقتصادنامه

آنچه نیلی گفت ✍ اقتصادنامه ۱. «آن چیزی که در کشور ما وجود دارد، به هیچ‌وجه قابل مقایسه با اصلاحات ساختاری کشورهای دیگر نیست؛ چون تصمیم‌گیرنده ما، فارغ از اینکه چه کسی رئیس‌جمهور باشد، همچنان نگاه اقتصاد دستوری دولتی دارد.» ۲. «برنامه ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ هیچ‌گونه ربطی به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول ندارد. ما اصلاً وامی از بانک جهانی نگرفتیم.» ۳. «بحران بدهی‌های خارجی سال ۱۳۷۳ ناشی از این بود که ما {از بانک جهانی} وام نگرفتیم. چیزی به نام یوزانس درست شد؛ یعنی قرض بگیریم، اما اسمش را نیاوریم. یوزانس یک وام بسیار گران‌ بود.» ۴. «این مکتب‌گرایی سوسیالیسم، لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و... را کنار بگذارید. اقتصاد می‌خواهید یاد بگیرید، بروید اقتصاد بخوانید. در آن همه‌چیز هست. خود علم اقتصاد را یاد بگیرید.» ۵. «رشته من اقتصاد کلان است. اینکه نقدینگی تورم درست می‌کند، هیچ چیز مکتبی نیست؛ اصلاً موضوع مکتب نیست. اینها {رابطه نقدینگی و تورم} هیچ ربطی به نئولیبرالیسم، لیبرالیسم، فریدمن و بانک جهانی ندارد.» ۶. «آقای احمدی‌نژاد در ۱۳۸۹ قیمت بنزین را افزایش می‌دهد، آن را هم می‌اندازند گردن نئولیبرال‌ها. اینها هیچ ربطی به نئولیبرالیسم، لیبرالیسم، فریدمن و بانک جهانی ندارد. والله به هیچ‌کدام از اینها ربطی ندارد.» ۷. «{سیاست‌گذار ما می‌گوید} هم نقدینگی را لازم دارم و هم تورم پایین را؛ هم نرخ ارز پایین را می‌خواهم و هم صادرات زیاد را؛ هم قیمت انرژی پایین باشد و هم کمبود بنزین نداشته باشیم. اقتصاد یک اسب چموش است که اگر اشتباه کنید، شما را خیلی محکم زمین می‌زند.» ۸. «در برنامه سوم توسعه تورم پایین آمد، نرخ ارز تک‌نرخی شد، توزیع درآمد بهتر شد و تسهیلات دستوری کمتر شد. برنامه سوم توسعه جزو افتخاراتم است، به هر اندازه‌ای که در آن نقش داشته‌ام.» ۹. «حرف‌هایی که {درباره مکاتب اقتصادی} در انگلستان زده می‌شود، از روی سیری است. ما الان مشکل گرسنگی داریم، مشکل دارو داریم. ما مسئولیت تاریخی داریم و باید با مسئولیت‌پذیری صحبت کنیم.» ۱۰. «گیرم افرادی مثل ما را هم کنار گذاشتید؛ از این کشور چه می‌ماند؟ چرا باید سرمایه خودمان را خودمان به باد بدهیم؟ این دوران‌ها می‌گذرد؛ کشور ما باید بماند. همدیگر را تخریب نکنیم.» ۱۱. «من اقتصاد خواندم برای اینکه به کشور خودم کمک بکنم. من را از در بیرون کردند، از پنجره داخل آمدم. رها نکردم؛ چون این کشور برای ماست و باید کاری کنیم که درست بشود، ولی مسالمت‌آمیز، با استدلال و منطق.» ۱۲. «من و آقای دکتر طبیبیان در مدرسه‌های زیرِ معمولی درس خوانده‌ایم. من فکر می‌کنم دولت در قبال کودکی که در خانواده فقیر متولد شده مسئولیت دارد؛ آن کودک باید آموزش درست دریافت کند. اگر منظور از چپ جدید این است که دولت در قبال آموزش و بهداشت مسئولیت دارد، من چپ جدید هستم.» ۱۳. «فرض کنید افرادی مثل من سبب شده‌اند کشور به اینجا برسد. حالا باید فردا چه کنیم؟ تورم باید پایین باشد، دولت باید متوازن شود، درآمد جامعه باید افزایش یابد و تولید و خدمات باید بتوانند کار کنند. هرچه اقتصاد رشد کند، می‌توانید رفاه ایجاد کنید؛ چه در بهداشت و چه در آموزش‌وپرورش.» ۱۴. «با فکت در این کتاب گفته‌ام بیشترین فقرای ما شاغلین ما هستند. بنگاه اقتصادی نمی‌تواند به اندازه نیاز کارگرش به او حقوق بدهد. چرا؟ چون راه نفس آن بنگاه را بسته‌اند.» ۱۵. «من منتقد اقتصادی در دنیا نمی‌شناسم؛ کسی که بگوید کار من فقط انتقاد است. ما مثل پزشک هستیم. کار پزشک این است که بیمار را مداوا کند.» ۱۶. «ما از دعوا کردن با همدیگر به جایی نمی‌رسیم، همان‌طوری که از دعوا کردن با دنیا به جایی نرسیدیم. اگر می‌خواهیم صلح باشد، باید بتوانیم مسالمت‌آمیز با هم صحبت کنیم.» ۱۷. «{اینکه گفته شود} برخی از این سیاست‌ها باعث شده جوان ما پرچم آمریکا را در دست بگیرد، خیلی خطرناک است. نرویم در این کانال که عده‌ای با اجرای سیاست‌های اقتصادی باعث چنین اتفاقاتی شده‌اند. ما مستعد جنگ‌های داخلی هستیم.» ۱۸. «مشی کلی من تغییر نکرده است. من همیشه حرف خودم را در دولت‌ها زده‌ام و هزینه‌اش را داده‌ام.» ۱۹. «من مدتی است فکر می‌کنم که آدم باید با جامعه کار کند تا با سیاستمدار. شاید ۳۰ سال پیش می‌شد خیلی کارها کرد؛ الان دیگر نمی‌شود.» ۲۰. «این کتاب {ناتوانی دولت‌ها در یادگیری} را همه‌اش را بخوانید. خیلی از حرف‌هایی که من تا به حال نزده بودم، در این کتاب زدم. یا به این نتیجه می‌رسید که من دروغ گفته‌ام و نئولیبرال بوده‌ام، یا اینکه می‌گویید حرف منطقی زده است.» پی‌نوشت: این موارد از سخنان مسعود نیلی در نشست رونمایی از کتاب «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری»، استخراج شده است. https://eghtesadnamehiranian.ir/fullcontent/Persian/104353 https://chat.whatsapp.com/Ec8K10gc3tB7qsBJAOrLtQ اقتصادنامه؛ دیدبان اقتصاد ایران

Open in Telegram
Views1,901+34%vs avg
Forwards59
Reactions—
Comments—
#3875Text

Forwarded from اقتصادنامه

محمد طبیبیان: لیبرالیسم را می‌شناسم، نئولیبرالیسم را خیر ۱. «مهم‌ترین حرکت تاریخ و حرکت تاریخ‌ساز بشری، لیبرالیسم است. من به نئولیبرالیسم کاری ندارم. لیبرالیسم یعنی چه؟ لیبرالیسم از جایی آغاز می‌شود که عقل و خرد، حقوق انسانی و حقوق طبیعی را مبنا قرار می‌دهد؛ برای انسان و آزادی او ارزش قائل می‌شود و به همین دلیل، برای آزادی مبادله و پیگیری یک زندگی خوب نیز ارزش قائل است.» ۲. «آنهایی که با نفس آزادی انسان‌ها مخالف هستند، به شکل‌های مختلف برای بردگی انسان‌ها کار می‌کنند؛ از جمله اینکه معاش آنها را در اختیار بگیرند. {با لیبرالیسم مخالف هستند}. بدترین نوع بردگی، از طریق کنترل معاش مردم اتفاق می‌افتد. لیبرالیسم می‌گوید اجازه بدهید معاش مردم آزاد و در اختیار خودشان باشد. هیچ گروه مسلحی به نفع لیبرالیسم فعالیت نکرده است؛ اما لیبرالیسم پیروز شده است. چرا؟ چون به ذات انسان و آزادی فرد بازمی‌گردد.» ۳. {به ما می‌گویند نئولیبرال، اما} «من خودم نمی‌دانم نئولیبرالیسم چیست. «هر کسی از ظن خود شد یار من»؛ هر کسی آمده، چیزی گفته و نام آن را نئولیبرالیسم گذاشته است. اما چیزی که در ایران با این عنوان مطرح می‌شود، اصلاً به این شکل در آمریکا وجود ندارد؛ اساساً چنین بحث‌هایی آنجا مطرح نیست. من چون سر کلاس‌های استیگلیتز رفتم، می‌دانم چه می‌گوید. فکر می‌کنید استیگلیتز مخالف کاپیتالیسم است؛ می‌گوید من بحثم مخالفت با کاپیتالیسم نیست.» ۴. «اقتصاد یک علم است. ما در اقتصاد می‌دانیم که خدمات درمانی را نه بخش خصوصی به‌تنهایی، نه بخش دولتی به‌تنهایی و نه خیریه به‌تنهایی می‌تواند تأمین کند. اگر کسی گفت همه خدمات درمانی را به بخش خصوصی بسپاریم، بدانید که اقتصاد را نفهمیده است. ترکیبی فراتر از اینها لازم است و به یک نهاد بیمه‌ای نیاز داریم. اینها اقتصاد است؛ بحث لیبرالیسم و غیرلیبرالیسم نیست.» ۵. «در آموزش نیز مسئله همین است. باید همه امکانات کشور را فراهم و تجمیع کنیم تا تضمین شود همه بچه‌های ما از بهترین آموزش برخوردار می‌شوند. این لیبرالیسم است؛ من غیر از این نمی‌بینم. می‌گویید غیرلیبرالیسم است؟ نه. سوسیالیسم است؟ نه. این همان اقتصاد است. اقتصاد این نیست که بگوییم بچه‌های فقیر را کنار بگذاریم تا بچه‌های ثروتمند از آموزش خوب برخوردار شوند.» ۶. «اقتصاد همه اینها را در خود هضم کرده است؛ مارکس را هم هضم کرده است. اگر از کارل مارکس حرفی ماندگار بوده، امروز در علم اقتصاد حضور دارد. هر آنچه معقول، منطقی و کاربردی بوده، در خود جذب کرده است. اقتصاد یک علم یگانه است؛ باید آن را یاد گرفت. نمی‌شود همین‌طور شروع به انشا نوشتن کرد.» ۷. «سنگاپور حتی آب آشامیدنی نداشت؛ الان یک اقتصاد پویاست. آنجا مارکت {بازار} حتی در خیابان کار می‌کند. هر چهارراه قیمت دارد، هر خیابان قیمت دارد، هر پل قیمت دارد. چرا؟ برای اینکه ترافیک شهرشان کنترل شود. اقتصاد می‌گوید فضای عمومی هم کالایی است که باید تخصیص پیدا کند؛ فضای عمومی مجانی نیست. پول آن هم صرف اتوبوس و تراموا می‌شود. اینها اقتصاد است.» ۸. «اصلاً چیزی به نام سیاست تعدیل وجود نداشته است. یک کارشناس دفتر اقتصاد کلان اواخر دهه ۱۳۶۰ گزارشی تهیه کرده بود که اسم آن را «سیاست تعدیل» گذاشته بود و روی آن مهر محرمانه خورده بود. این رسم شد، ولی چنین چیزی نبود. پیشنهاد می‌کنم اول نظر سازمان برنامه، بعد لایحه دولت و بعد قانون مجلس را نگاه کنید؛ اینها خیلی با همدیگر فرق می‌کند. بنابراین اصلاً این «سیاست تعدیل» را کنار بگذارید.» ۹. {خطاب به بهمن احمدی‌امویی} «این کتاب، کتاب مصاحبه با آقای نیلی است. باید به مصاحبه با آقای دکتر نیلی وفادار می‌ماندید و نباید آن را تبدیل به مانیفست علیه اقتصاد آزاد می‌کردید. از پس لیبرالیسم هم برنمی‌آیید؛ نه شما و نه دیگران. کسی از پس آن برنیامد، چون یک نیروی تاریخ است.» ۱۰. «هیچ دولتی در ایران بر مبنای اصول خِرَد کار نکرده است. چون اصلاً ما ایرانی‌ها از زمان غزالی به بعد، یعنی ۹۰۰ سال پیش، خِرَد را کنار گذاشتیم. علت اینکه آشفته‌فکری هست همین است. اصول خردورزی در ایران پا نگرفته است. علت این آشفته‌فکری، آشفته‌ذهنی و بحث‌های آشفته این است که ابتدا آن چارچوب ذهنی را نساخته‌ایم تا بتوانیم موضوعات مختلف را در آن منظم کنیم. به همین دلیل دولت‌هایمان آشفته‌اند، خودمان آشفته‌ایم و روزنامه‌نگار ما هم آشفته فکر می‌کند.» ▫️ پی‌نوشت: این موارد ده‌گانه از سخنان دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان، در نشست رونمایی از کتاب «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری»، تازه‌ترین کتاب مسعود نیلی، که سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ در نشر نی برگزار شد، استخراج، تلخیص و برای انتشار ویرایش شده است. https://eghtesadnamehiranian.ir/fullcontent/Persian/104358 https://t.me/eqtesadnameh اقتصادنامه؛ دیدبان اقتصاد ایران

Open in Telegram
Views1,821+29%vs avg
Forwards46
Reactions—
Comments—
#3874Text

Forwarded from بیرونیت Birunit

تهران، نشرنی؛ معدن در اینجا چه می‌کند؟ مسعود نیلی از برق رایگان تا بدهی بانک مرکزی و تورم سخن می‌گوید ✍ بیرونیت اینجا خیابان رهی معیری است؛ نشر نی، جایی که قرار است تازه‌ترین کتاب مسعود نیلی رونمایی شود. از جمعیت میلیونی تهران، حدود ۷۰ نفر خودشان را به سالن کوچک نشر نی رسانده‌اند؛ ترکیبی از دانشجویان سال‌اولی، استادان اقتصاد و برخی روزنامه‌نگاران؛ جمعی که نیلی آن را جمعی روشنفکری خطاب می‌کند. اما «بیرونیت» در این جمع چه می‌کند و قرار است از دل این نشست روشنفکری چه آورده‌ای برای فعالان معدنی، فلزی و بنگاه‌های اقتصادی داشته باشد؟ اتفاقاً شاید اینجا همان جایی باشد که مدیران عامل و مدیران ارشد بنگاه‌ها خوب است بیشتر حضور داشته باشند؛ هم عیار متفکران اقتصادی داخلی دستشان بیاید و هم ذهنشان به تولید پرسش بپردازد؛ پرسش‌هایی که پاسخ آنها را باید از اقتصاددانان مطالبه کنند. نیلی در سخنرانی خود به تجربه‌ای مهم اشاره می‌کند و خود را اقتصاددان خوش‌شانسی می‌داند که این امکان را پیدا کرده یافته‌های علم اقتصاد را نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در میدان سیاست‌گذاری و از نزدیک ببیند. «من از یک شانسی برخوردار بودم که این امکان را پیدا کردم که یافته‌های علم اقتصاد را در عرصه سیاست‌گذاری بتوانم با چشم ببینم که چطوری است. نمی‌دانید که این چقدر شانس بزرگی است. خیلی خیلی شانس بزرگی است.» بعد برای توضیح حرفش سراغ یک تجربه واقعی می‌رود؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد چگونه تثبیت دستوری یک قیمت، هزینه را از بین نمی‌برد، بلکه آن را از یک بنگاه به بنگاهی دیگر منتقل می‌کند تا سرانجام به نظام بانکی و بانک مرکزی برسد. ماجرا از وزارت نیرو آغاز می‌شود. رئیس‌جمهور از همان ابتدا با وزیر شرط کرده است که قیمت برق نباید تغییر کند و به او می‌گوید به‌جای افزایش قیمت، بهره‌وری را بالا ببرد. نیلی با کنایه می‌گوید: «انگار بهره‌وری یک چیزی مثل شربت است که هم بزنیم و بریزیم و بخوریم و بگوییم بهره‌وری بالا می‌رود.» وزیر نیرو خودش هم در ابتدا مخالف افزایش قیمت برق است، اما وقتی وارد وزارتخانه می‌شود و حساب‌وکتاب‌ها را از نزدیک می‌بیند، متوجه می‌شود با درآمد موجود نه می‌تواند نیروگاه‌ها را اداره کند و نه قادر است سرمایه‌گذاری جدید انجام دهد. به گفته نیلی، وزارت نیرو باید سالانه حدود ۴ هزار مگاوات سرمایه‌گذاری جدید انجام دهد. وزیر سراغ رئیس‌جمهور می‌رود و می‌گوید: «به سازمان برنامه بگویید که به من پول بدهد. نه‌تنها من نمی‌توانم نیروگاه را اداره کنم، بلکه سالی ۴۰۰۰ مگاوات هم باید سرمایه‌گذاری جدید کنم. این را از کجا بیاورم؟» اما افزایش قیمت همچنان خط قرمز است. رئیس‌جمهور راه دیگری پیدا می‌کند: شرکت گاز، گاز مورد نیاز نیروگاه‌ها را مجانی در اختیار وزارت نیرو بگذارد. مشکل وزارت نیرو ظاهراً حل می‌شود. اما حالا شرکت گاز می‌پرسد خودش با چه درآمدی اداره شود؟ برای این مشکل هم راه‌حلی پیدا می‌شود: شرکت نفت گاز را مجانی به شرکت گاز بدهد تا شرکت گاز هم آن را مجانی در اختیار نیروگاه‌ها قرار دهد. در هر مرحله، مشکل ظاهراً حل می‌شود، اما هزینه از بین نمی‌رود؛ زیان فقط یک پله عقب‌تر می‌رود. حالا نوبت شرکت ملی نفت است. شرکت نفت می‌پرسد تکلیف من چیست؟ این بار دیگر، به روایت نیلی، راه‌حلی وجود ندارد. نتیجه را خودش این‌گونه توضیح می‌دهد: «نتیجه این است که بدهکارترین بنگاه اقتصادی ایران، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بنگاه اقتصادی، یعنی شرکت ملی نفت است.» شرکت ملی نفت برای سرمایه‌گذاری در پارس جنوبی از بانک ملت وام گرفته، اما منابعی برای بازپرداخت بدهی ندارد. نیلی می‌گوید حتی مدیرعامل بانک ملت را مدتی گرفتند که چرا برای این موضوع وام داده است، در حالی که پول بازنگشته بود. وقتی هم سراغ وزیر نفت می‌روند و از بدهی‌ها می‌گویند، پاسخ، به روایت نیلی، روشن است: «این کف دست ما است، اگر پول پیدا کردید بیایید بگیرید.» و بعد جمله‌ای می‌گوید که شاید خلاصه تمام این روایت باشد: «اصلاً یک کسب‌وکاری است که زیان را به زیان منتقل می‌کند.» زیان در اقتصاد گم نشده است؛ فقط از نیروگاه به شرکت گاز و از شرکت گاز به شرکت ملی نفت منتقل شده است. داستان ادامه پیدا می‌کند. وزیر نیرو دوباره نزد رئیس‌جمهور می‌رود؛ این بار به جایی رسیده که می‌گوید نمی‌تواند وزارتخانه را اداره کند و حتی درخواست استعفا می‌دهد. سرانجام تصمیم گرفته می‌شود قیمت برق افزایش پیدا کند. متن کامل این گزارش با جزییات بیشتر را در "بیرونیت" بخوانید: https://www.biroonit.ir/fullcontent/Persian/92257 https://t.me/birunit https://ble.ir/biroonit https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3 ▫️ "بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.

Open in Telegram
Views1,296−8%vs avg
Forwards31
Reactions—
Comments—
#3872Textedited

شب رونمایی کتاب آقای دکتر نیلی تحت عنوان’ ناتوانی دولت‌ها در یادگیری’ برخی نکات از مباحث شب رو نمایی از کتاب آقایی دکتر نیلی: کتاب حاصل مصاحبه آقای بهمن احمدی اموئی با دکتر نیلی است. آما آقای احمدی اموئی در جای جای کتاب نظرات خود را که بر اساس نفی اقتصاد آزاد است وارد نموده و در واقع اصل امانت داری را رعایت نکرده اند. این نکته مورد اعتراض دکتر نیلی بود. اینجانب هم در پنل بحث شرکت داشتم. در مقدمه نیز باز آقای احمدی امویی به جای تشریح کتاب و نظر مصاحبه شونده به میدان دفاع از اقتصاد دولتی پرداخت و بیانیه دفتر نخست وزیر انگلستان در مورد لزوم دولتی شدن بخشی از شرکت ها که قبلا خصوصی شده بود را مطرح کرد! گویی دفتر نخست وزیر انگلستان مرجع نظریه اقتصاد است ، در صورتی که یک نهاد حزبی است. به همین مناسبت نکاتی را اینجانب مطرح کردم که گزیده و ویرایش شده آن در اقتصاد نامه نقل قول شده. مطلب در پایین آمده است. به هر حال بحث پیرامون موضوع مهم چرا دولت ها یاد نمی گیرند ناتمام باقی ماند. امید که در موقعیتی پی گرفته شود،.

Open in Telegram
Views1,725+22%vs avg
Forwards16
Reactions—
Comments—
#3868Textedited

یک قیچی چند بعدی و چند تیغه که خانوار و بنگاه در میان آن قرار گرفته در دوران کرونا، در آمریکا یک سیاست اقتصادی اجتماعی وسیعی به اجرا در آمد که دو هدف داشت. این دو هدف نیز حفظ دو نهاد حیاتی جامعه، حقیقتا دو نهاد که در هر جامعه حیاتی هستند، بود. تشکیل این نهاد‌ها مشکل و پر هزینه و اما نابودی آن ها ساده است. این دو نهاد نیز خانواده و بنگاه (واحد تولید کالا، خدمات و تجارت) هستند. هنگامی در تند باد حوادث سیاسی و اقتصادی و جنگ یک نهاد خانواده تحت فشار از هم می گسلد دیگر باز یافت نمی‌شود. همچنین است نهاد بنگاه یعنی واحد فعالیت اقتصادی تولید و خدمات. متاسفانه در شرایط موجود کشور هیچ سیاستی در این راستا در میان نیست. اقداماتی مانند افزایش نرخ‌ها و تلاش برای افزایش دریافت‌ها در خدمات عمومی و دولتی از یک طرف و فشار مالیاتی، برای جبران و تامین از کیسه در حال کوچک شدن مردم آنچه را حکومت در نتیجه تمهید خود ساخته، از دست داده یک نتیجه ایجاد کرده. خانوار و بنگاه در میان تیغ یک قیچی چند وجهی قرار گرفته اند، تورم، رکود، محاصره اقتصاد، جنگ و نا‌اطمینانی و پرداخت فزاینده برای جبران در آمد‌های از دست رفته حکومت. مقاله بسیار ارزشمند بالا ‌توسط آقای دکتر عبده تبریزی راه کارهایی را نشان می‌دهد که خانوار لااقل در حدود مقدورات برای حفظ خود تمهیداتی بیاندیشد. .

Open in Telegram
Views3,331+135%vs avg
Forwards22
Reactions—
Comments—
#3865Video
Views1,670+18%vs avg
Forwards34
Reactions—
Comments—