Posts of ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌Се-рый хи'щник‌‌‌ ‌ ‌

newest first

#115926Photoalbum

Forwarded from 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

No text

Open in Telegram
Views24−81%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115925Videoalbum

Forwarded from 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

No text

Open in Telegram
Views24−81%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115924Photoalbum

Forwarded from 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

No text

Open in Telegram
Views24−81%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115923Photoalbum

Forwarded from 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

No text

Open in Telegram
Views21−83%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115922Photoalbum
Views21−83%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115921Photo

Forwarded from .𖦹 ݁˖𓍊我的本性🪷

No text

Open in Telegram
Views15−88%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115917Photo

Forwarded from 𝐌𝐨𝐜𝐡𝐢 𝐛𝐨𝐲 پاکسازی

سقوط‌کردگان؛ آنان که آسمان نامشان را در دفتر فرشتگان بست و زمین، پناهِ سایه‌هایشان نشد. پرواز گشودنِ بال‌هایشان را ناچیز خواند و بال‌هایشان، زخمی، در بی‌پناهی بال زدند؛ رهایی را می‌خواستند تا که شاید آسمان بفهمد هنوز چیزی در آن‌ها باقی‌ست که در تاریکی، بی‌سایه، خم نشده‌اند. نگاهش را بست در برابر هر آن‌که بال را نژادی از نور خواند. تاریکی را مقدس‌تر از آن نور خیالی می‌خواند؛ نور را نفرینی دانست در برابر سایه‌های بی‌پناهی... آری، زمین نفرینی پر از نفرین بود که مرزها را چنان جابه‌جا می‌کرد که خودت، آسمانی‌ها را با جسم، درون زمین خاک کنی. در تمنای تمام بازگشت‌ها مانده‌ام... هر آنچه از ماهیت خودم دست خویش شستم؛ اما کو شنونده‌ی تمنا برای بازگشت به آن آسمان؟ من از خاکستر تمام نام‌هایی که درون زمین خاکشان کردم، نتوانستم بگذرم... آن‌ها درون زمین نجات یافتند؟ یا با بال‌های نوگرفته، پرواز به سوی ابدیت آسمانی را تمنا کردند؟...

Open in Telegram
Views12−90%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115913Photo

Forwarded from دیوآنه‌یِ‌مُرده

No text

Open in Telegram
Views12−90%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115912Text

Forwarded from افٖسـﺭِ بازنشَسٖتـﮧ

هنوز هم به خاکسترِ آخرین پک به سیگاری که در سکوتِ اتاق تمام شده می‌نگرم… در بن‌بستِ کوچه‌ای که حتی سایه‌ها از تنهایی‌اش رم می‌کنند و میخواهم قلم برداشته که خط ها انگار به زهر آلوده‌اند؛ در طالعِ کجی که ستاره‌هایش به جرمِ سقوط تیر خورده‌، به زخم‌های کهنه خندیده‌ و شب ها از حزن شرم بالا می‌آورم. از وسعت تمامِ زندگی گاه در ظاهر آدمی می‌آیند تا ریشه ات را بخشکانند و گاه دستی تکان می‌دهند و تو را در میانِ ویرانه‌های خویش تنها می‌گذارند. چه کسی می‌داند در این تنِ فرسوده و این ذهنِ مالامال از زخم چه می‌گذرد؟ که تنها ترفند نفس کشیدن شده داراییِ جوانی را روی کارتِ باخته‌ی یک خاطره قمار کردن! امروز آنچه در شب آرام‌آرام در رگ‌های این تنِ فرسوده می‌چرخد فریبِ کهنه‌ی «عشق» است که با سکوتِ و تلخی معاوضه کرده ام گرچه می‌گویند کلمات هرگز دروغ نمی‌گویند ولیکن اسرانجام تمامیِ این پاسخ‌ها سراپا مکرند.. در طالعِ نحسِ این مدار مبادا واژه ای بتراشی شبیه به مرهم.. که اگر روزی مرا در آغوشِ مرگ یافتی بدانی که با تمامِ وجودم از این پایان راضی‌بودم..

Open in Telegram
Views11−91%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115910Text
Views11−91%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115909Sticker

Forwarded from 𝖲𝗍𝖺𝗋 𝖯𝖺𝖼𝗄

No text

Open in Telegram
Views10−92%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115908Text
Views8−94%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115907Videoalbum

Forwarded from 𝙈𝙤𝙣 𝙀𝙨𝙥𝙤𝙞𝙧

No text

Open in Telegram
Views10−92%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—
#115900Photoalbum

Forwarded from ༒︎𝙈𝙊𝙊𝙉☾︎

No text

Open in Telegram
Views12−90%vs avg
Forwards0
Reactions—
Comments—