Посты канала ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌Се-рый хи'щник‌‌‌ ‌ ‌

сначала новые

#115926Фотоальбом

Переслано из 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

Без текста

Открыть в Telegram
Просмотры24−81%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115925Видеоальбом

Переслано из 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

Без текста

Открыть в Telegram
Просмотры24−81%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115924Фотоальбом

Переслано из 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

Без текста

Открыть в Telegram
Просмотры24−81%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115923Фотоальбом

Переслано из 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

Без текста

Открыть в Telegram
Просмотры21−83%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115922Фотоальбом

Переслано из 𝖦𝗋𝖾𝗒 𝖠‌𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾

دۅسـتت داࢪم بآ تـما؎ آسـمانِ ۅجـۅدت، چـہ دࢪ ࢪۅشـنایـےِ لـبخـندت ۅ چـہ دࢪ تـاࢪیکےِ اندۅهت؛ چࢪا کـہ عـشـق، پذیࢪفـتنِ تـما؎ فـصل‌هـاٮے یڪ انـسـان اسـت. آسمان، چه در تاریکی شب و چه در روشنایی روز، از آمدن هیچ پدیده‌ای در امان نیست؛ گاهی در دل شب برف می‌بارد و گاهی در روشنای روز، باران می‌گیرد و رنگین‌کمانی پدیدار می‌شود. آدم‌ها نیز چنین‌اند؛ گاهی در روشن‌ترین لبخندهایشان، غمی پنهان دارند و گاهی در تاریک‌ترین روزهایشان، امیدی کوچک زنده نگه می‌دارند. مگر می‌شود کسی را تنها به‌خاطر روزهای تاریکش دوست نداشت، وقتی می‌دانی همان آدم، روزی روشن‌ترین لحظه‌های زندگی‌ات را ساخته است؟ من تو را نه فقط در آرامش چشمانت، که در طوفان خشم و اندوهت نیز دوست دارم؛ چراکه برای من، دوست داشتن یعنی پذیرفتن تمام آسمانِ وجودت، حتی آن روزهایی که نه آفتابی در آن پیداست و نه رنگین‌کمانی.

Открыть в Telegram
Просмотры21−83%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115917Фото

Переслано из 𝐌𝐨𝐜𝐡𝐢 𝐛𝐨𝐲 پاکسازی

سقوط‌کردگان؛ آنان که آسمان نامشان را در دفتر فرشتگان بست و زمین، پناهِ سایه‌هایشان نشد. پرواز گشودنِ بال‌هایشان را ناچیز خواند و بال‌هایشان، زخمی، در بی‌پناهی بال زدند؛ رهایی را می‌خواستند تا که شاید آسمان بفهمد هنوز چیزی در آن‌ها باقی‌ست که در تاریکی، بی‌سایه، خم نشده‌اند. نگاهش را بست در برابر هر آن‌که بال را نژادی از نور خواند. تاریکی را مقدس‌تر از آن نور خیالی می‌خواند؛ نور را نفرینی دانست در برابر سایه‌های بی‌پناهی... آری، زمین نفرینی پر از نفرین بود که مرزها را چنان جابه‌جا می‌کرد که خودت، آسمانی‌ها را با جسم، درون زمین خاک کنی. در تمنای تمام بازگشت‌ها مانده‌ام... هر آنچه از ماهیت خودم دست خویش شستم؛ اما کو شنونده‌ی تمنا برای بازگشت به آن آسمان؟ من از خاکستر تمام نام‌هایی که درون زمین خاکشان کردم، نتوانستم بگذرم... آن‌ها درون زمین نجات یافتند؟ یا با بال‌های نوگرفته، پرواز به سوی ابدیت آسمانی را تمنا کردند؟...

Открыть в Telegram
Просмотры12−90%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115912Текст

Переслано из افٖسـﺭِ بازنشَسٖتـﮧ

هنوز هم به خاکسترِ آخرین پک به سیگاری که در سکوتِ اتاق تمام شده می‌نگرم… در بن‌بستِ کوچه‌ای که حتی سایه‌ها از تنهایی‌اش رم می‌کنند و میخواهم قلم برداشته که خط ها انگار به زهر آلوده‌اند؛ در طالعِ کجی که ستاره‌هایش به جرمِ سقوط تیر خورده‌، به زخم‌های کهنه خندیده‌ و شب ها از حزن شرم بالا می‌آورم. از وسعت تمامِ زندگی گاه در ظاهر آدمی می‌آیند تا ریشه ات را بخشکانند و گاه دستی تکان می‌دهند و تو را در میانِ ویرانه‌های خویش تنها می‌گذارند. چه کسی می‌داند در این تنِ فرسوده و این ذهنِ مالامال از زخم چه می‌گذرد؟ که تنها ترفند نفس کشیدن شده داراییِ جوانی را روی کارتِ باخته‌ی یک خاطره قمار کردن! امروز آنچه در شب آرام‌آرام در رگ‌های این تنِ فرسوده می‌چرخد فریبِ کهنه‌ی «عشق» است که با سکوتِ و تلخی معاوضه کرده ام گرچه می‌گویند کلمات هرگز دروغ نمی‌گویند ولیکن اسرانجام تمامیِ این پاسخ‌ها سراپا مکرند.. در طالعِ نحسِ این مدار مبادا واژه ای بتراشی شبیه به مرهم.. که اگر روزی مرا در آغوشِ مرگ یافتی بدانی که با تمامِ وجودم از این پایان راضی‌بودم..

Открыть в Telegram
Просмотры11−91%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115910Текст
Просмотры11−91%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115908Текст
Просмотры8−94%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115907Видеоальбом

Переслано из 𝙈𝙤𝙣 𝙀𝙨𝙥𝙤𝙞𝙧

Без текста

Открыть в Telegram
Просмотры10−92%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115904Видео
Просмотры10−92%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—
#115900Фотоальбом

Переслано из ༒︎𝙈𝙊𝙊𝙉☾︎

Без текста

Открыть в Telegram
Просмотры12−90%к среднему
Пересылки0
Реакции—
Комментарии—