Posts of "بانوی قرن 19ام"
حس میکنم باید همه توی صفحه تلگرامشون یه چنل باشه که پیانو بزنه، تا مواقعی که احساس میکنی حوصله هیچی رو نداری بری و به دستای هنرمندش گوش بسپاری:)
Open in TelegramForwarded from بعد از آخرین غروبِ شهریور
این پیامو همراه با این پست فور کنید بیام واستون نامه بنویسم.⭐️
Open in Telegramیکی نوشته بود: «احساس میکنم برگشتم به دوران نوزادیم، صبحها از خواب که بیدار میشم دلم میخوام بزنم زیر گریه.»
Open in Telegram«یکی اونو از دست خودش نجات بده تا خودشو حلق آویز نکرده.» - آخرین نوشتهی یک مرد در جیبش، که موقع شناسایی جسدش پیدا شد. آن هم وقتی که به درخت آرزوها خودش را دار زده بود. - ناز مینویسه
Open in Telegram- آسمون جای پرنده هاست، تو باید زمینی بمونی! + وقت پروازه آبی جنونآمیز من:) - ناز مینویسه!
Open in Telegram+ به نظرت تهش چی میشه؟ - قو برای بار آخر آواز میخونه. + بعدش؟ - میمیره + نآز تو که نمیخوای آواز بخونی؟ - ••• - ناز مینویسه
Open in Telegram- تو به چی فکر میکنی؟ + هیچی - آها پس همون چشمقهوهای منظورته. + ••• - نآز مینویسه
Open in Telegramشاید یه خداحافظی قشنگ بهت انگیزه زندگی کردن رو بده؟ شاید. به من انگیزه مرگ داد. اما نشد نفسم بند بیاد. به محض باز شدن چشمام بازم تو همون جهنمی بودم که بدون تو ساخته شده بود. با همون لباسی که تو گفتی تنت رو برای آخرین بار توی آغوش بگیرم و زندگیمو خلاصه کنم توی نبودنت.. خداحافظی قشنگی داشتیم قبول! ولی به من انگیزه مرگ داد نه زندگی:) - نآز مینویسه
Open in Telegram+ تو عاشقی؟ - من خستهام، عشق کجا بود. + ولی عاشق شدی قبول کن. - خب .. عاشق بودم.. الان نیستم. + اگر نبودی که نسبت به عاشق بودنت خیره گوشه دیوار نمیشدی. مردمک چشمات تنگ شد. من میدونم چه معنیای دارن نآز. - دلم برای هیچی تنگ نشده. + زود میگیری چی میگما- - ناز مینویسه
Open in Telegram