Posts of 𝐀𝐑𝐂𝐇𝐈𝐕𝐄

newest first

#1558Photo

ساکم را جمع کرده ام چند تکه لباس،چند خاطره و چیزهایی که حتی اسمشان را نمی‌دانم. باید بروم و روزها را یکی‌یکی بگذرانم بی‌آنکه کسی بداند پشت این سکوت چه چیزهایی جا مانده است. می‌روم با امید بازگشت با ترس تغییر و با دلتنگی روزهایی که هنوز تمام نشده‌اند. آدم تا وقتی در خانه است قدر خیلی چیزها را نمی‌داند صدای آدم‌هایی که هر روز می‌شنود سفره‌ای که همیشه پهن است و حضوری که آن‌قدر عادی شده که خیال می‌کند همیشه خواهد بود. شاید وقتی برگردم خیلی چیزها عوض شده باشند آدم‌ها، خیابان‌ها، احساس‌ها و شاید خودم، بیشتر از همه پیش از رفتن بیشتر از همیشه می‌فهمم که آدم چقدر چیز برای دوست داشتن دارد و چقدر کم، برای نگه داشتنشان اختیار. و تو اگر روزی دلت گرفت و نبودنم را بهانه کردی، به آسمان نگاه کن، من هم زیر همین آسمان، دور از تو و گرفتار روزهای خودم، به چیزهایی فکر می‌کنم که نمی‌شود با خود برد. شاید روزی که برگردم، همان آدم سابق باشم اما بعید می‌دانم با همان نگاه به دنیا برگردم. چند ماه دوری، در تقویم شاید چیزی نباشد اما برای کسی که دلش جا مانده، زمان شکل دیگری دارد. مراقب خودتان باشید برخواهم گشت ـ داوریان 𓂀 ARCHIVE

Open in Telegram
Views2,166−62%vs avg
Forwards6
Reactions157
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h257
5 h2,029
9 h2,087
25 h2,137
69 h2,166
69 h2,166
  1. After 1 hour257
  2. After 6 hours2,029
  3. After 24 hours2,137
  4. Total to date2,166
#1557Photo
Views8,682+53%vs avg
Forwards4
Reactions45
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h41
4 h57
9 h67
14 h6,580
26 h8,639
68 h8,682
  1. After 1 hour41
  2. After 6 hours57
  3. After 24 hours8,639
  4. Total to date8,682
#1556Photo
Views9,121+61%vs avg
Forwards10
Reactions30
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h877
6 h888
16 h6,058
24 h9,076
70 h9,121
  1. After 6 hours888
  2. After 24 hours9,076
  3. Total to date9,121
#1555Link preview
Views8,850+56%vs avg
Forwards3
Reactions72
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h3,919
7 h6,765
20 h8,793
25 h8,800
69 h8,850
  1. After 6 hours6,765
  2. After 24 hours8,800
  3. Total to date8,850
#1554Text

سوال ارسالی یکی از دوستان عضو کانال: سلام، "چشم زخم" و این که هر چیز ناخوشایندی را به چشم زخم ربط دهند، چه مغالطه‌ای است؟ فرافکنی نیست؟ جواب: درود دوست عزيز فرافكنی (projection) نوعی خطای شناختی (bias) است كه شامل "چشم‌زخم" هم می‌شود. چشم‌زخم یعنی نگاه حسودانه به يک چيز يا يک انسان كه باعث بدشانسی يا اتفاق بد و ناگوار برای او می‌شود. طبق این تعریف می‌توان مغالطه‌های زير را به اين عبارت نسبت داد: ۱. مغالطهُ تفكر جادویی يا خرافه‌انديشی: Magical Thinking اين مغالطه زمانی اتفاق می‌افتد كه شخص دو حادثه را بر اساس نه منطق و عقل، بلکه بر اساس باورهای خرافی به هم ربط دهد. ۲. مغالطهُ جادوی كلمه: Word Magic مغالطهُ جادوی كلمه زمانی اتفاق می‌افتد كه شخص فكر كند چون برای يک پديده يا موجود، كلمه‌ای يا عبارتی وجود دارد، بنابراين آن موجود و پديده هم وجود خارجی دارد، مانند اسب تک شاخ، غول هيولا، دیو، سيمرغ، کوه قاف، و چشم زخم. (تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها) ۳. مغالطهُ ابطال‌ناپذيری: Unfalsifiability Fallacy مغالطهُ ادعای‌ ابطال‌ناپذیر زمانی اتفاق می‌افتد که شخصی بدون مدرک یا دلیلی محکم، با اطمینان اعلام کند که یک ایده یا نظر درست یا غلط است، در حالی‌که امکان ندارد آن ایدهُ مورد نظر را از راه مشاهده یا آزمایش‌های تجربی تایید یا رد کرد. مثلاً فردی ادعا كند که فلان فرد در خواب ديده است كه ...، يا فلان فرد دارد عقوبت کارهایش را پس می‌دهد، يا فلان داروی گیاهی برای فلان درد خوب است. به این مغالطه، مغالطهُ "غیر‌قابل آزمایش" (untestability fallacy) نیز گفته می‌شود. "هیچ‌گاه تصور نکنید چون کسی نمی‌تواند اشتباه بودن شما را ثابت کند، پس حق با شماست." ۴. مغالطهُ فرافکنی ذهن: Mind Projection Fallacy این مغالطه زمانی اتفاق می‌افتد که شخص یقین داشته باشد دنیا همان طوری است که خودش می‌بیند. به‌عبارتی ديگر، جهان را بازتاب ذهن خودش تصور می‌کند. البته، بو بِنِت (Bo Bennett) مغالطه‌شناس معروف در کتاب "مغالطات منطقی" (Logically Fallacious) فرافکنی ذهن را یک سوگیری شناختی معرفی می‌کند تا یک مغالطه. ۵. مغالطهُ علت جعلی: False Cause Fallacy مغالطهُ علت جعلی زمانی اتفاق می‌افتد كه ارتباط بين مقدمه‌ها و نتيجه در استدلال، منطقی و معتبر نیست. به‌عبارت دیگر، در مغالطهُ علت جعلی، چیزی به‌عنوان "علت" بیان می‌شود که "علت" نیست. مثلاً، فرد ادعا کند که حجاب و پوشش زنان علت خشک‌سالی و باران نباریدن است، یا ادعا کند گناه علت زلزله و سیل می‌باشد. ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views8,811+56%vs avg
Forwards4
Reactions5
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h6,719
8 h8,741
21 h8,758
26 h8,769
70 h8,811
  1. After 6 hours8,741
  2. After 24 hours8,769
  3. Total to date8,811
#1553Link preview

«اثر فورِر یا اثر بارنُوم چیست؟» "فورِر یک روانشناس و بارنُوم یک سیرک باز بود. اثر فورر می‌گوید: وقتی شما یک متن مبهم و کلی در مورد خودتان می‌شنوید یا می‌خوانید به دنبال ارتباط آن با خودتان می‌گردید و اگر متن به اندازهُ کافی مبهم و کلی باشد شما ارتباطاتی پیدا خواهید کرد و آن را تعریف شخصیت و سرنوشت خودتان خواهید پنداشت. نام دیگری که برای این اثر بکار می‌رود اثر بارنوم است. اثر بارنوم به آمادگی انسان‌ها به پذیرش توصیف‌های کلی گفته می‌شود. این اثر به نام یک صاحب سیرک به نام بارنوم نام‌گذاری شده است که نمایش‌هایش به داشتن "چیزی برای همه" مشهور بوده‌اند. اثر فورر و یا بارنوم عملاً بیشترین کاربری را در شخصیت‌شناسی غیرعلمی، فال‌گیری، و طالع‌بینی روزانه و امثالهم دارد." فال حافظ و اثر فورر (بارنوم) دیوان حافظ شامل حدود ۵۰۰ غزل و جمعیت ایران بیش از ۸۳۰۰۰۰۰۰ نفر است. با توجه به‌این آمارها و چهار پیش فرضِ: ۱. هیچ دو نفری از نظر فرهنگی، فکری، اقتصادی، اجتماعی، سواد، و خصوصیتات فردی و ... شبیه به‌هم نیستند، حتی دو قلوهای هم‌سان. ۲. هر فردی سرنوشتش را خودش رقم می‌زند. ۳. انسان در طول زندگی دچار تغییر و تحول می‌شود. و ۴. تمام غزل‌های حافظ از نظر محتوا و تفسیر باهم تفاوت داشته باشند، این نتیجهُ می‌توان گرفت که به ازاء هر ۱۶۶۰۰۰ نفر در ایران یک غزل اختصاص داده می‌شود که با آن شخصیت این تعداد افراد به‌طور مشترک توصیف می‌شود. با توجه به فرضیات بالا و تحلیل آماری نمی‌توان ارتباط منطقی بین مفروضات و استنتاح تصور کرد تا نتیجهُ درستی حاصل شود. مسلماً، حافظ یک شاعر بزرگ و از افتخارات ایران است که از جایگاه ویژه‌ای نزد ایرانیان و جهانیان برخورددار است. با این حال، مشورت با دیوان حافظ و مراجعه و توسل به آن برای تصمیم‌گیرهای سرنوشت‌ساز و مهم زندگی عاقلانه و منطقی نیست. البته، تفال به دیوان حافظ در جمع خانواده یا دوستان در شب‌ یلدا جزء فرهنگ اصیل ایرانی است که باید آن‌را حفظ کرد. باور به سرنوشت‌ساز بودن فال حافظ، فال قهوه، یا بطور کلی اعتقاد به فال‌گیری یا توسل به مرجع کاذب در تصمیمات مهم زندگی فرد را در دام مغالطه‌ها و خطاهای شناختی دیگر می‌اندازد‌. مانند:  ۱. مغالطهُ توسل به مرجع کاذب ۲. مغالطهُ دوراهی کاذب ۳. مغالطهُ خرافات ۴. جادویی‌اندیشی ۵. آرزواندیشی ۶. مغالطهُ خودفریبی ۷. خطای ذهن‌خوانی ۸. اثر هاله‌ای ۹. خطای تایید ۱۰. اثر دارونما یا شبه‌دارو بنابراین، توسل و اعتقاد به فال‌گیری، فال‌گیران، و رمالان فرد را در دام انواع مغالطه‌‌ها و خطاهای شناختی می‌اندازد که ممکن است برای او هزینه‌های مالی یا روحی و روانی داشته باشد.  برای مقابله با اثر فورر یا بارنوم، ویژگی‌های شخصیتی خود را نقادانه بررسی کنید تا ببینید آیا خاص شما هستند یا افراد زیادی را شامل می‌شوند. منابع: ۱. جامعه، فرهنگ و تفکر نقاد؛ گرگ آر. هاسكينز، داگلاس برنر و ... ۲. در اسارت فرهنگ؛ طاهرهُ شیخ‌الاسلام ‌۳. ذهن فریبکار شما؛ استیون نوولا ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views8,062+42%vs avg
Forwards3
Reactions16
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h22
5 h6,018
10 h8,036
23 h8,042
28 h8,044
71 h8,062
  1. After 1 hour22
  2. After 6 hours6,018
  3. After 24 hours8,042
  4. Total to date8,062
#1552Text

«اثر بن فرانکلین چیست؟» چرا افراد بعد از این‌که به شما کمک می‌کنند، شما را بیشتر دوست خواهند داشت؟ اثر بن فرانکلین یک پدیدهُ روانشناختی است: اگر به کسی خوبی کنید، از او خوشتان می‌آید و اگر به کسی بدی کنید، از او بدتان می‌آید چون تلاش می‌کنید کار خود را با بد جلوه دادن طرف مقابل توجیه کنید. اگر یک سرباز در جنگ اعضای جبهه مقابل را بکشد، پس از آن شروع به تنفر ورزیدن از آنها می‌کند. این حالت نوعی مانور روانشناختی است که به کاهش فشار روانی ناشی از احساس گناه به‌علت کشتن افراد منجر می‌شود. در روانشناسی این اثر تحت عنوان ناسازگاری یا ناهماهنگی شناختی بررسی شده است. مردم گرایش‌ها و رفتارهای خود را تغییر می‌دهند تا تنش‌ها و ناسازگاری‌های میان تنفر و رفتار خود را کاهش دهند. اگر فردی بدی کرد، متنفر می‌شود تا تناقض میان عمل و تفکر خود را کم کند. در تربیت سگ‌ها توصیه می‌شود که مربی‌ها از روش‌های سخت‌گیرانه و کلمات خشن استفاده نکنند، از آن جهت که حس مربی را نسبت به سگ منفی می‌کند. وقتی به سگ بدی کردید، از او بدتان می‌آید. این خطای شناختی بیشتر در سیاست، در ورزش، در مذهب و در جنگ‌ها خود را نشان می‌دهد. نتیجه اخلاقی: سعی کنید تا می‌توانید دیگران را با کلمات خوشایند و مثبت خطاب کنید و از آنها به نیکی یاد کنید تا از آنها متنفر نشوید. «من دشمنانم را با دوست شدن با آنها نابود می کنم.» آبراهام لینکلن ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views8,190+45%vs avg
Forwards7
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h647
6 h6,658
10 h8,156
23 h8,168
28 h8,168
72 h8,190
  1. After 1 hour647
  2. After 6 hours6,658
  3. After 24 hours8,168
  4. Total to date8,190
#1551Text
Views8,860+56%vs avg
Forwards5
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h2,040
7 h6,225
25 h7,808
67 h8,860
  1. After 6 hours6,225
  2. After 24 hours7,808
  3. Total to date8,860
#1550Text

«حقیقت در برابر عقیده» در شناسایی مغالطه‌ها و برخورد با سفسطه‌گرها و مغالطه‌کننده‌ها، تشخیص حقیقت و واقعیت از عقیده و نظر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. حقیقت و واقعیت گزاره‌ای عینی است که می‌توان درستی یا نادرستی آن‌را ثابت کرد. اما عقیده و نظر، گزاره‌ای ذهنی است که بر‌اساس باورها، احساسات، و هیجانات فردی و شخصی شکل می‌گیرد. مثلاً گزارهُ "خورشید از مشرق طلوع می‌کند." یک واقعیت و حقیقت (fact) است. اما جملهُ "من طلوع خورشید را بیشتر از غروب خورشید دوست دارم." یک عقیده و نظر (opinion) می‌باشد. یا گزارهُ "شیراز از تهران کوچک‌تر است." یک واقعیت است. اما گزارهُ "شیراز از تهران زیباتر است." یک عقیده و نظر می‌باشد. اگر فردی بگوید فاصلهُ خورشید تا زمین ۱۰ کیلومتر، دمای آن ۱۰۰ درجهُ سانتی‌گراد، و مساحت آن به اندازهُ یک زمین فوتبال است، این شخص moron می‌باشد. واژهُ moron یعنی آدم سبک مغز، کم عقل، ابله، و نادان. مغالطه خطای استدلال است، نه خطای امر واقعی و حقیقی. همچنین، مغالطه خطای تفکر است، نه اظهار نظر شخصی. ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views8,236+45%vs avg
Forwards2
Reactions4
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h2,254
7 h6,317
24 h8,219
25 h8,220
67 h8,236
  1. After 6 hours6,317
  2. After 24 hours8,219
  3. Total to date8,236
#1549Text

«تفاوت فکر و تفکر» Thought vs. Thinking واژه فکر به معنی اندیشه، پندار، یاد، خاطره، و خیال است؛ درحالی‌که واژهُ تفکر به معنی استدلال، تاُمل، تدبر، تعقل و اندیشیدن می‌باشد‌. (فرهنگ لغت دهخدا) فکر به ایده یا نظری گفته می‌شود که به‌طور ناگهانی در ذهن اتفاق می‌افتد، اما تفکر فرایند فکر کردن، استدلال در بارهُ مسئله، فرایند حل مسئله، تصمیم‌گیری و نتیجه‌گیری در‌بارهُ آن است. تَفَکُّر مصدر باب تَفَعُّل برای نشان دادن اثرپذیری فعلِ فکر کردن روی موضوع یا مسئله می‌باشد؛ یعنی اثر فعل روی مفعول مانند تعلّم، تعقّل، و تشکّر. واژه‌های علم، عقل، و شُکر ایستا، ساکن، و بی‌حرکت هستند. وقتی در باب تَفَعُّل صرف می‌شوند واژه‌های تعلّم، تعقّل، و تشکّر ساخته می‌شوند که پویا، اثر‌پذیر، دینامیک، و حرکتی هستند. فکر می‌تواند قدیمی، خرافاتی، سنتی، کهنه، و منسوخ باشد مانند فکر برده‌داری و فکر زنده به گور کردن دختران. اما تفکر همیشه نو است. حتی اگر شما در‌بارهُ یک فکر کهنه و قدیمی تفکر کنید، در واقع دارید آن فکر را نو و بازسازی می‌کنید. گاهی اوقات از ما سوالاتی پرسیده می‌شود مانند: فکر ازدواج نیستید؟ فکر خرید خودرو نیستید؟ فکر تغییر شغل نیستید؟ فکر تعویض خانه نیستید؟ فکر آشتی با فلانی نیستید؟ و فکر ... نیستید؟ فکر ازدواج، فکر خرید خودرو، فکر تغییر شغل، فکر آشتی و فکر ... یک نظر و ایده می‌باشد که باید دربارهُ آنها تفکر صورت گیرد. یعنی باید با استدلال و تعقل به این موضوعات بیندیشیم تا بتوانیم عادلانه قضاوت کنیم و منطقی تصمیم بگیریم. بنابراین، فکر خام می‌باشد که با تفکر پخته می‌شود. اگر فکر با معیارهای ده‌گانه¹ و موُلفه‌های هشت‌گانهُ² تفکر تواُم باشد به تفکر انتقادی منجر می‌شود. به همین دلیل است که می‌گوییم تفکر انتقادی (critical thinking) نه فکر انتقادی (critical thought). خلاصه، اگر زمانی فکری به ذهن‌تان خطور کرد، سریع اقدام نکنید. باید با مشخص کردن هدف، پرسیدن سوالات بجا، جمع آوری اطلاعات صحیح از منابع موثق، دسته‌بندی آن، و تجزیه و تحلیل بر اساس معیارها و مولفه‌های تفکر به نتیجه‌گیری و تصمیم‌گیری درست و منطقی برسید. 1. معیارهای تفکر عبارتند از: ۱‌. وضوح، ۲. دقت، ۳. صحت، ۴. وسعت، ۵. اهمیت، ۶. عمق، ۷. سازگاری، ۸. ارتباط، ۹. منطق، و ۱۰. انصاف 2. مولفه‌های تفکر عبارتند از: ۱. هدف، ۲. پرسش، ۳. اطلاعات، ۴. دیدگاه، ۵. مفاهیم، ۶. مفروضات، ۷. استلزام، و ۸. استنتاج ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views8,154+44%vs avg
Forwards3
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h2,236
8 h6,675
25 h8,143
26 h8,143
68 h8,154
  1. After 6 hours6,675
  2. After 24 hours8,143
  3. Total to date8,154
#1548Textedited

«حرف مفت چیست؟ و چه تفاوتی با دروغ دارد؟» اگر تا به امروز گمان می‌کردید که در سخن گفتنِ روزمره تنها با دو وجه (نوع) سخن راست و دروغ مواجه هستید، باید بدانید که سخت در اشتباه هستید! این سخن غیرمعمول، اجمالی از سخنرانی هری فرانکفورت، فیلسوف و متفکر امریکایی، هست، در سال ۱۹۸۵، در دانشگاه ییل ایراد کرد؛ او در این سخنرانی وجه دیگری از سخن را معرفی کرد که به باور او هیچ نسبتی با حقیقت ندارد و آن را حرف مفت (bullshit) نامید. وی معتقد است حرف مفت از جنس دروغ و راست نیست؛ چرا که حرف راست حقیقت را بازنمایی می‌کند و حرف دروغ حقیقت را می‌پوشاند - یعنی به بیان دیگری حرف دروغ و راست یک نسبت مشخص با حقیقت دارد. اما حرف مفت با حقیقت کاری ندارد. فرانکفورت همچنین بین فردی که حرف مفت می‌زند با شیاد نیز تمایز قائل می‌شود؛ زیرا خصیصه‌ُ جداناپذیر از فرد شیاد فریبکار بودن اوست، در حالی که فرد حرف مفت‌زن به ارزش صدق گزاره‌هایی که بیان می‌کند، توجه‌‌ای ندارد. به همین دلیل او معتقد است: حرف مفت از دروغ خطرناک‌تر است؛ چرا که کسانی که حرف مفت می‌زنند به تدریج به حقیقت بی‌توجه می‌شوند و مخاطبان را نیز به این دام می‌کشانند. او معتقد است یکی از بارزترین وجوه فرهنگی ما این است که حرف مفت در آن زیاد است و این مسئله‌ای مربوط به دیروز یا امروز نیست. هنگامی که فرصت و تعهد کسی برای حرف زدن، بیش از آگاهی‌های او از حقیقت باشد، ناچار حرف مفت (یاوه) می‌بافد و به خورد مخاطب می‌دهد. میزان وقوع حرف مفت در این روزها به دلیل گستردگی راه‌های ارتباطی در انواع گوناگون آن واقعا بیشتر شده است و متاسفانه شواهد نشان می‌دهد که مخاطبان رسانه‌ها و فضای مجازی نیز تمایل بیشتری برای شنیدن و خواندن حرف مفت دارند. تفاوت حرف مفت با دروغ هری فرانکفورت میان حرف مفت و دروغ تفاوت قائل است. شخص دروغگو با علم به حقیقت در تلاش است آن را وارونه جلوه دهد یا کتمان کند، در حالی که هدف کسی که حرف مفت می‌زند نه بیان حقیقت است و نه کتمان کردن آن. از این‌رو فرانکفورت حرف مفت را به لاف‌زنی نزدیک‌تر می‌داند تا دروغگویی؛ چرا که در لاف زدن کاذب بودن حرف مهم نیست بلکه مصنوع و ساختگی بودن آن مطرح است. از سویی کسی که حرف مفت می‌زند آزادی بیشتری در سخن گفتن دارد ولی فرد دروغگو باید به جزئیات امر حقیقی واقف باشد و با ظرافت بسیار سعی کند آن‌ها را بپوشاند یا وارونه جلوه دهد. با این توصیف، هری فرانکفورت حرف مفت را در مقایسه با دروغ، دشمن بزرگ‌تری برای حقیقت می‌داند. تمایزی هست میان شخصی که دروغ می‌گوید و شخصی که دروغگو است. اولی آدمی است که با اکراه دروغ می‌گوید، حال آن‌که دومی عاشق این است که دروغ بگوید و وقتش را به تفریحِ دروغگویی بگذارند ... . دروغ‌گو از دروغگویی لذّت می‌برد و از نفسِ کذب به وجد می‌آید. دروغی که صرفاً برای لذت دروغ گفتن و فریب دادن گفته می‌شود، یعنی دروغ واقعی. در باب حرف مفت هری فرانکفورت سخنرانی استاد ملکیان در‌بارهُ کتاب "در باب حرف مفت" ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views7,964+41%vs avg
Forwards2
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h1
4 h2,467
9 h6,655
25 h7,938
26 h7,938
69 h7,964
  1. After 6 hours2,467
  2. After 24 hours7,938
  3. Total to date7,964
#1547Textdeleted
Views28−100%vs avg
Forwards1
Reactions—
Comments—
#1546Video

و اگر دلت گرفت، اگر جهان برای لحظه‌ای بیش از همیشه سرد و غریبه شد، دستت را روی قلبت بگذار و مرا به یاد بیاور. آنجا، میان تمام تپش‌هایی که بی‌اجازه و بی‌وقفه ادامه دارند، چیزی از من برای تو باقی گذاشته‌ام؛ چیزی که نه فاصله می‌تواند از تو بگیردش و نه گذر روزها می‌تواند به‌آسانی خاموشش کند. من نمی‌دانم زندگی چه اندازه ما را از هم دور خواهد کرد، چه راه‌هایی پیش پایمان خواهد گذاشت و چند شب دیگر باید به جای آغوش یکدیگر، به آسمان پناه ببریم؛ اما می‌دانم که در این جهان بزرگ، با تمام آدم‌ها و تمام اتفاقاتش، تو برای من همان کسی خواهی ماند که قلبم در میان این‌همه تپیدن، او را از همه بهتر می‌شناسد. مراقب خودت باش، عزیزِ دورِ من؛ مراقب چشم‌هایت باش که ماه را می‌بینند، مراقب دست‌هایت باش که روزی آرزو داشتم در دست‌هایم بگیرم، و بیش از همه، مراقب قلبت باش؛ چون قلب من، هر جا که باشم، بخشی از تپیدن خود را به تو سپرده است. فقط قول بده که از آن مراقبت کنی؛ چون من شاید نتوانم همیشه کنار تو باشم، اما دلم می‌خواهد هر جا که زندگی تو را برد، قلبم هنوز در تو جایی برای ماندن داشته باشد. ـ داوریان 𓂀 ARCHIVE

Open in Telegram
Views8,460+49%vs avg
Forwards8
Reactions10
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h1,103
6 h2,172
9 h6,204
26 h8,449
36 h8,450
68 h8,460
  1. After 6 hours2,172
  2. After 24 hours8,449
  3. Total to date8,460
#1545Photo

یادت باشد، دوری همیشه به معنای جدایی نیست. بعضی آدم‌ها از کنار هم دور می‌شوند، اما از درون یکدیگر نه. زمان می‌گذرد، فصل‌ها عوض می‌شوند، شب‌ها می‌آیند و صبح‌ها از راه می‌رسند؛ اما بعضی نام‌ها در وجود آدم چنان ریشه می‌دوانند که دیگر نمی‌توان فهمید کجا خاطره تمام می‌شود و کجا خودِ آدم آغاز. تو برای من از همان نام‌هایی؛ نامی که فقط به زبان نمی‌آید، بلکه در ضربان قلبم تکرار می‌شود. و اگر روزی از من پرسیدی در این همه فاصله چگونه دوستت داشته‌ام، خواهم گفت: همان‌طور که ماه، بی‌آنکه زمین را در آغوش بگیرد، شب‌هایش را روشن می‌کند؛ همان‌طور که ستاره‌ای دور، بی‌خبر از چشم‌های منتظر ما، به درخشیدن ادامه می‌دهد. من نیز دوستت خواهم داشت؛ نه فقط در روزهایی که دیدنت آسان است، بلکه در تمام شب‌هایی که جز خیال تو چیزی برای نزدیک‌شدن ندارم. پس وقتی نبودم، به ماه نگاه کن؛ شاید من هم همان لحظه، در جایی دورتر، به تو فکر می‌کنم. ـ داوریان 𓂀 ARCHIVE

Open in Telegram
Views8,312+47%vs avg
Forwards9
Reactions8
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h1,080
6 h2,111
9 h8,257
26 h8,298
36 h8,298
68 h8,312
  1. After 6 hours2,111
  2. After 24 hours8,298
  3. Total to date8,312
#1544Photo

وقتی کنارم نبودی، به ماه نگاه کن؛ همان ماهی که من، در دورترین فاصله از تو، چشم به آن خواهم دوخت. بگذار نورش از آسمان عبور کند، از میان فاصله‌ها بگذرد و بر چشم‌های هر دوی ما بنشیند؛ شاید آن‌وقت، بی‌آنکه نگاه‌هایمان به هم برسد، در روشنایی یکسانی به هم رسیده باشیم. شاید سهم ما از باهم‌بودن، همین باشد؛ نوری مشترک در دو آسمان دور، و احساسی که فاصله هنوز نتوانسته است از میان ببرد. وقتی نبودم، مرا کنار خودت تصور کن؛ نه چون سایه‌ای از گذشته، نه چون خاطره‌ای که روزی فراموش خواهد شد، بلکه چون حضوری آرام که در گوشه‌ای از قلبت خانه کرده است. من در لحظه‌هایی که بی‌دلیل دلت می‌گیرد، در سکوت شب‌هایی که خواب از چشم‌هایت می‌گریزد، در آهنگی که ناگهان تو را به یاد چیزی می‌اندازد و در تمام لحظه‌هایی که دلت می‌خواهد کسی بی‌آنکه حرفی بزنی، حالت را بفهمد، کنار تو خواهم بود. شاید نتوانم دست‌هایت را بگیرم، شانه‌هایت را به آغوش بکشم یا خستگی روزهای دشوارت را از چشمانت بخوانم؛ اما مگر تمامِ بودن، به لمس‌کردن است؟ گاهی کسی کیلومترها دورتر ایستاده، اما از تمام آدم‌هایی که کنارت هستند به تو نزدیک‌تر است. ـ داوریان 𓂀 ARCHIVE

Open in Telegram
Views8,454+49%vs avg
Forwards9
Reactions8
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h1,119
6 h2,128
9 h6,163
26 h8,440
36 h8,444
68 h8,454
  1. After 6 hours2,128
  2. After 24 hours8,440
  3. Total to date8,454
#1543Photo
Views7,732+37%vs avg
Forwards10
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h123
4 h1,145
8 h4,569
25 h7,718
38 h7,723
70 h7,732
  1. After 1 hour123
  2. After 6 hours1,145
  3. After 24 hours7,718
  4. Total to date7,732
#1542Photo
Views7,629+35%vs avg
Forwards4
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h175
5 h1,189
8 h4,548
25 h7,614
38 h7,616
71 h7,629
  1. After 1 hour175
  2. After 6 hours1,189
  3. After 24 hours7,614
  4. Total to date7,629
#1540Photo
Views6,696+18%vs avg
Forwards7
Reactions2
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h275
6 h1,308
27 h6,682
40 h6,685
72 h6,696
  1. After 6 hours1,308
  2. After 24 hours6,682
  3. Total to date6,696
#1539Photo
Views6,494+15%vs avg
Forwards6
Reactions9
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h310
5 h695
8 h1,705
24 h6,474
42 h6,487
68 h6,494
  1. After 1 hour310
  2. After 6 hours695
  3. After 24 hours6,474
  4. Total to date6,494
#1538Text
Views6,298+11%vs avg
Forwards5
Reactions16
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h92
6 h1,319
25 h6,284
47 h6,292
68 h6,298
  1. After 6 hours1,319
  2. After 24 hours6,284
  3. Total to date6,298
#1537Text

«مثلث سخنوری: منطق - اخلاق - احساس» آیا منطقی بودن برای متقاعد کردن دیگران کافی است؟ ما بدون اینکه به طور کامل بدانیم ماشین چگونه کار می‌کند می‌توانیم رانندگی کنیم؛ ما نمی‌توانیم عیب‌ها و ایرادهای ماشین را تشخیص دهیم و آنها را برطرف کنیم. استدلال هم به همین صورت است: ما سعی می‌کنیم افراد را متقاعد کنیم بدون اینکه بدانیم استدلال چیست، چرا باید دلیل بیاوریم، چگونه دلیل بیاوریم و نقش اخلاق و احساس در متقاعد کردن دیگران چیست. به عبارت دیگر، ما از شیوه‌های اقناع‌سازی آگاه نیستیم. معلمی ادعا می‌کند در مدرسه دانش‌آموزانش به سخنان او گوش می‌دهند و به آنها عمل می‌کنند، اما در خانه همسر و فرزندانش به حرف‌های او نه تنها توجه نمی‌کنند بلکه با لجبازی واکنش منفی نشان می‌دهند. به نظر شما اِشکال کار کجاست؟ پاسخ: در مدرسه دانش‌آموزان اقتدار معلم را می‌پذیرند و برای او ارزش و احترام خاصی قائل‌اند‌. از طرف دیگر، معلم هم با ابزار تشویق و تهییج، یا حتی تهدید و تنبیه، دانش‌آموزان را متقاعد یا تحریک می‌کند به دستوراتش عمل کنند. به‌علاوه، در مدرسه معلم به سلاح نمره مجهز است، درحالی‌که والدین این سلاح برنده را در اختیار ندارند. بنابراین، لحن بیان، نوع رفتار، نحوه‌ی ابراز احساسات و ابزارهایی که در اختیار داریم نقش مهمی در متقاعد کردن دیگران ایفا می‌کنند. برای اینکه افراد را متقاعد کنیم  به سخنانمان گوش کنند و آنها را خوب بفهمند، باید همزمان از سه ابزار یا تکنیک استفاده کنیم: ۱. لوگوس (منطق) ۲. اِتوس (اخلاق) ۳. پاتوس (احساس) ۱. لوگوس یا منطق به معنی جلب نظر مخاطب از طریق تعقل یا استدلال است. لوگوس یعنی اینکه بین ایده‌ها ارتباط عقلانی ایجاد کنیم؛ از فکت‌(واقعیت‌)ها، آماروارقام و انواع استدلال استفاده کنیم؛ و از مغالطه‌ها و خطاهای شناختی بپرهیزیم. منطق «ترازوی تعقل» و «شاغول اندیشه» است. ۲. اِتوس به میزان اخلاقی بودن سخنان گوینده یا نویسنده اشاره می‌کند. اگر براساس اقتدار، اعتماد، احترام، تجربه، تخصص، سابقه، مدرک تحصیلی، قیافه و شهرت افراد سخنانشان را بپذیریم یا رد کنیم؛ ما معیار اِتوس را برای متقاعد شدن در نظر گرفته‌ایم‌. ۳. پاتوس به معنای متقاعد کردن مخاطب از طریق تحریک احساسات اوست. در این شیوه‌ی اقناع‌سازی گوینده یا نویسنده با استفاده از قدرت کلمات و زبان عاطفی تلاش می‌کند آنطور که او می‌خواهد مخاطب احساس کند‌. درواقع، او می‌تواند با قدرت زبان و فن بیان حس همدردی، خشم، خنده، عشق، شادی، نفرت یا ناامیدی را در مخاطب ایجاد کند. بنابراین، هنگام ارزیابی سخنان گوینده یا نویسنده ما به میزان منطقی بودن، اعتبار و اقتدار (شخصیت) و زبان عاطفی او توجه می‌کنیم. هر یک از این سه معیار در متقاعد کردن ما نقش خاص خود را ایفا می‌کنند. ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views6,342+12%vs avg
Forwards4
Reactions2
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
4 h77
8 h114
25 h6,320
51 h6,339
68 h6,342
  1. After 6 hours114
  2. After 24 hours6,320
  3. Total to date6,342
#1536Video
Views6,328+12%vs avg
Forwards13
Reactions4
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h213
5 h237
8 h251
25 h281
68 h6,328
  1. After 1 hour213
  2. After 6 hours237
  3. After 24 hours281
  4. Total to date6,328
#1535Text

«اثر اسب تروا: چگونه ظاهر پدیده‌ها ما را فریب می‌دهند؟» اثر اسب تروا نوعی خطای شناختی‌ست که ریشه در یک افسانه‌ی یونانی دارد، اما امروزه در روان‌شناسی، روابط انسانی، سیاست، کسب‌وکار و امنیت کامپیوتر کاربرد زیادی دارد. به زبان ساده، اثر اسب تروا یعنی چیزی که ظاهراً یک هدیه یا کمک رایگان و خیرخواهانه به نظر می‌رسد در درون خود یک تهدید، فریب یا تخریب پنهان دارد. به‌عبارت‌دیگر، اثر اسب تروا یعنی نفوذ موذیانه و مخفیانه در پوششی جذاب، هدایت‌شده و کاملاً بی‌خطر به طوری که مخاطب با میل خودش دروازه‌ها را به روی «نفوذی» باز کند. اثر اسب تروا استعاره‌‌ای در روان‌شناسی اجتماعی و سیاسی‌ست و به این پدیده اشاره می‌کند که یک عاملِ به ظاهر بی‌خطر و جذاب وارد یک سیستم می‌شود، اما درواقع حاملِ نیروی تخریب‌گر پنهان است. برای فهم عمیق‌تر این خطای شناختی بهتر است ابتدا داستان کوتاه آن را مرور کنیم و بعد ببینیم امروزه چه کاربردی دارد. داستان از این قرار است که در جنگ میان یونان و شهر تروا یونانی‌ها نمی‌توانستند دیوارهای بلند و محکم شهر تروا را فتح کنند و وارد شهر شوند. بنابراین، دست به یک حیله زدند. آنها یک اسب چوبی بسیار بزرگ ساختند و بهترین جنگجویان خود را داخل آن پنهان کردند. یونانی‌ها وانمود کردند که شکست خورده‌اند و با کشتی‌هایشان آنجا را ترک کرد‌ه‌اند. مردم شهر تروا به گمان اینکه جنگ تمام شده و این اسب چوبی هدیه‌ای از طرف خدایان یا نشانه‌ای از تسلیم یونانی‌هاست با خوشحالی آن را داخل شهر آوردند. شب‌هنگام، وقتی همه خواب بودند، سربازان یونان از درون اسب بیرون آمدند، دروازه‌های شهر را برای ارتش یونان باز کردند و شهر تروا سقوط کرد. کاربردهای اثر اسب تروا ۱. در دنیای فناوری و کامپیوتر احتمالاً نام ویروس تروجان را شنیده‌اید. این دقیقاً همان اثر اسب ترواست. چگونه کار می‌کند؟ شما یک بازی یا یک آنتی‌ویروس رایگان را از اینترنت دانلود می‌کنید. ظاهر برنامه کاملاً عادی‌ست و کارش را انجام می‌دهد، اما درون آن یک کد مخرب پنهان شده است. به محض اینکه آن را اجرا می‌کنید، هکرها به اطلاعات، رمزهای عبور و سیستم شما دسترسی پیدا می‌کنند. ۲. در بازاریابی و کسب‌وکار شرکت‌ها گاهی از این استراتژی برای جذب مشتری استفاده می‌کنند (البته نه لزوماً با نیت بد، بلکه به‌عنوان تکنیک فروش). برای مثال، یک نرم‌افزار به شما خدمات «کاملاً رایگان» ارائه می‌دهد. شما با خوشحالی آن را نصب می‌کنید، اما بعد از مدتی متوجه می‌شوید که این برنامه اطلاعات رفتاری شما را جمع‌آوری می‌کند تا به شرکت‌های تبلیغاتی بفروشد، یا برای ادامه کار شما را مجبور به پرداخت هزینه‌های سنگین می‌کند. ۳. در روابط انسانی اثر اسب تروا زمانی اتفاق می‌افتد که شخصی با ظاهری دلسوز، مهربان، فداکار یا عاشق به شما نزدیک می‌شود تا اعتماد کامل شما را جلب کند، اما هدف واقعی او سوءاستفاده، جاسوسی یا ضربه زدن به شما در فرصت مناسب است. بنابراین، فریب دلالان عشق و محبت نخورید، چون نیت‌شان سوء‌استفاده‌ی جنسی‌ست. ۴. در سیاست اسب تروا (نفوذ) از مسیر ارزش‌ها وارد می‌شود نه از مسیر دشمنی. درواقع، اسب تروا معمولاً با لباسِ ارزش‌های انقلابی و اخلاقی یا دشمن‌ستیزی وارد می‌شود، نه با پرچم دشمن و انتقاد کردن. به عبارت‌دیگر، اسب تروا خود را به‌صورت «حفظ نظام» و «دفاع از ارزش‌ها» جا می‌زند، درحالی‌که در درونش موریانه‌هایی نهفته است که ارزش‌ها را می‌خورد و پایه‌های نظام را سست می‌کند. بنابراین، هر نظامی که برای بقا خود و دفاع از ارزش‌ها نقد را نابود کند، خودش اسب تروا را به درون کشور آورده است. خلاصه، اثر اسب تروا به ما می‌گوید: «هر ایده یا هدیه‌ی زیبایی را بدون تامل قبول نکنید، چون ممکن است پشت ظاهر فریبنده‌ی آن خطری بزرگ پنهان شده باشد.» راه‌حل: هروقت با یک پیشنهاد بیش‌ازحد سخاوتمندانه یا یک امتیاز رایگان مواجه شدید، بلافاصله بپرسید: «نفع طرف مقابل در چیست؟» انسان‌ها از نظر روانی تمایل دارند لطفی را که در حقشان می‌شود جبران کنند.¹ اثر اسب تروا از همین تمایل سوءاستفاده می‌کند. اگر هدیه یا امتیازی را پذیرفتید، نباید مجوزی برای دسترسی طرف مقابل به حریم خصوصی، اطلاعات حساس یا تصمیمات مهم شما در آینده باشد. پانوشت ۱. این تمایل به سوگیری بده بستان (Reciprocity Bias) یا همان «اصل مقابله به مثل» اشاره می‌کند که یکی از قدرتمندترین و عمیق‌ترین قوانین نانوشته در روان‌شناسی اجتماعی و رفتار انسانی‌ست. این سوگیری تمایل شدیدی‌ست که ما را مجبور می‌کند لطف دیگران را با اقدامی مشابه جبران کنیم. ​وقتی کسی به ما لطف می‌کند، بلافاصله ذهن ما تعادلش را از دست می‌دهد. در نتیجه، ما احساس «بدهکاری» یا «تعهد» می‌کنیم و تا زمانی که نتوانیم این حساب را تسویه کنیم، این فشار ذهنی با ما همراه است. ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views6,562+16%vs avg
Forwards7
Reactions2
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h321
6 h338
27 h374
69 h6,562
  1. After 6 hours338
  2. After 24 hours374
  3. Total to date6,562
#1532Text
Views6,344+12%vs avg
Forwards1
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h108
3 h271
8 h293
25 h314
66 h6,344
  1. After 1 hour108
  2. After 6 hours293
  3. After 24 hours314
  4. Total to date6,344
#1531Text

«اثر ققنوس: چگونه شکست را به پیروزی تبدیل کنیم؟» ققنوس استعاره‌ای نیرومند از روح انسان است. این پرنده نماد چرخه‌ی زندگی، شکست‌های گریزناپذیر و امکان برخاستن‌های باشکوه است. همه‌ی ما سختی و تلخی‌های زندگی را تجربه کرده‌ایم: از دست دادن عزیزان، تلخی طرد شدن و ناامیدی از شکست‌ها. این تجربه‌ها با همه‌ی تلخی‌هایشان به کوره‌ای تبدیل می‌شوند که ما را می‌آزمایند و صیقل می‌دهند تا قوی‌تر و پخته‌تر شویم. مرحله‌ی نخست بعد از شکست معمولاً سخت‌ترین دوره است. این دوره زمان «سوگواری» و پذیرفتن این واقعیت است که دیگر همه‌چیز مثل قبل نخواهد بود. اینجاست که استعاره‌ی «دود» معنا پیدا می‌کند. احساسات خام‌اند، درد تازه است و جهان در هاله‌ای از ابهام به نظر می‌رسد. اما حتی در میان این «دود» هم آن «اخگر» را می‌توان دید: جرقه‌ای کوچک از امید و سرسختیِ نپذیرفتنِ شکست. این اخگر نقطه‌ی آغاز «اثر ققنوس» است. همان صدایی که آرام می‌گوید: «می‌توانی دوباره بسازی. می‌توانی دوباره برخیزی.» این تصمیم شماست که خاکسترها را بکاوی؛ نه برای ماندن در حسِ فقدان و سوگواری، بلکه برای بیرون کشیدن درس‌های ارزشمند. اینجاست که تأمل و بازاندیشی به ابزاری قدرتمند تبدیل می‌شود. باید از خودمان سوال کنیم: از این تجربه چه می‌توانیم بیاموزیم؟ دفعه‌ی بعد چه کار متفاوتی را می‌توانیم انجام بدهیم؟ پاسخ‌ها همیشه فوری و شفاف نیستند. گاهی درس‌ها ظریف‌اند و زیر لایه‌های ناامیدی و یاس پنهان شده‌اند. اما با گذشت زمان و خودکاوی کم‌کم آشکار می‌شوند. شاید یک «اقدام شکست‌خورده» نشان دهد که مهارت‌هایی کم داریم و ما را به یادگیری تازه‌ای سوق دهد. یا شاید یک رابطه‌ی ازهم‌گسیخته الگوی رفتاری ناسالمی را آشکار کند و ما را در مسیر شناخت خود قرار دهد. زمانی که این درس‌ها آشکار شدند، دگرگونی واقعی آغاز می‌شود. باید آن آموخته‌ها را در تاروپود وجودمان ببافیم و از خردی که در درون رنج به‌دست آورده‌ایم در آینده استفاده کنیم. این مرحله، مرحله‌ی نوزایی است؛ زمانی برای کنار گذاشتن پوست کهنه و پذیرفتن هدفی تازه. همان‌طور که ققنوس از بقایای آتش خود آشیانه‌ای نو می‌سازد، ما نیز می‌توانیم از ویرانه‌های شکست‌ها و تجربه‌هایمان پایه‌ای محکم‌تر بنا کنیم. می‌توانیم از مهارت‌هایی که در شکست‌ها شکل گرفته و از تاب‌آوری‌ای که در دل رنج ساخته‌شده بهره ببریم. این نیروی تازه به ما امکان می‌دهد نه فقط دوباره بسازیم، بلکه خودمان را از نو خلق کنیم. ققنوس فقط تکراری از گذشته‌ی خود نیست که از خاکستر برمی‌خیزد؛ او دگرگون می‌شود با پرهایی درخشان در رنگ‌هایی که پیش‌تر نداشت. این، جوهره‌ی «اثر ققنوس» است: تواناییِ بازگشت و تبدیل شدن به نسخه‌ای پخته‌تر و والاتر از خودمان. مسیر «اثر ققنوس» همیشه خطی و ساده نیست. عقب‌گردها، تردیدها و روزهایی خواهد بود که آن اخگر کم‌نور به نظر می‌رسد. مهم این است که نیروی جرقه‌ی نخست را به یاد بیاوریم، آن را پرورش دهیم، به شعله تبدیلش کنیم و با ایمانی استوار باور داشته باشیم که می‌توانیم دوباره برخیزیم؛ قوی‌تر، خردمندانه‌تر و درخشان‌تر از همیشه. ققنوس فقط یک استعاره نیست؛ بلکه شاهدی‌ست بر نیروی شکست‌ناپذیر روح انسان. همه‌ی ما می‌توانیم از دل خاکستر برخیزیم و شکست‌ها را به سکویی برای رشد و شکوفایی تبدیل کنیم. پس دفعه‌ی بعد که خودت را در میان دود و آتش و ویرانی دیدی، ققنوس را به یاد بیاور. به یاد داشته باش که در درونت توانِ تولدی باشکوه نهفته است. شعله‌ها را در آغوش بگیر، چون قدرت آن را دارند که تو را از نو بسازند. منبع مطلب ـ داوریان 𓂀 ـ آرشیو ARCHIVE ARCHIVE PLUS

Open in Telegram
Views6,786+20%vs avg
Forwards4
Reactions2
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h218
3 h331
8 h360
25 h614
67 h6,786
  1. After 1 hour218
  2. After 6 hours360
  3. After 24 hours614
  4. Total to date6,786
#1530Photo

او می‌رود؛ آرام و بی‌صدا، با کوله‌باری از خاطرات و آرزوهایی که دیگر جایی در آینده ندارند. هر آنچه روزی دلیلِ ماندنش بود، حالا به تکه‌هایی از گذشته بدل شده که نه می‌توان انکارشان کرد و نه دوباره در آن‌ها زندگی کرد. دیگر چشم‌انتظار هیچ بازگشتی نیست؛ از آن نقطه عبور کرده که آدمی هنوز برای آمدنِ کسی، درهای جهان را نیمه‌باز نگه می‌دارد. بااین‌همه، چیزی در اعماق وجودش هنوز به همان نام گره خورده است؛ گویی بعضی آدم‌ها، حتی پس از رفتن، از جغرافیای درون ما کوچ نمی‌کنند. او می‌رود، نه با آسودگیِ کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بلکه با سکوتِ کسی که همه‌چیز را از دست داده و سرانجام پذیرفته است که نمی‌توان تمام عمر را در آستانه‌ی دری سپری کرد که دیگر کسی از آن وارد نمی‌شود. و چه تلخ است که گاهی آدمی تمام پل‌های پشت سرش را ویران می‌کند، بی‌آنکه بتواند آن سوی رودخانه را از خاطر ببرد؛ می‌رود، اما نه همه‌ی او؛ چراکه همیشه چیزی از انسان، همان‌جا می‌ماند که روزی تمامِ جهانش بوده است. ـ داوریان 𓂀

Open in Telegram
Views6,826+21%vs avg
Forwards7
Reactions3
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h634
4 h650
9 h670
26 h690
68 h6,826
  1. After 6 hours650
  2. After 24 hours690
  3. Total to date6,826
#1526Text
Views6,901+22%vs avg
Forwards5
Reactions5
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
2 h702
5 h707
8 h1,190
13 h1,217
24 h1,234
69 h6,901
  1. After 6 hours707
  2. After 24 hours1,234
  3. Total to date6,901
#1524Photo
Views7,470+32%vs avg
Forwards5
Reactions6
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h709
6 h713
14 h1,231
25 h1,246
70 h7,470
  1. After 6 hours713
  2. After 24 hours1,246
  3. Total to date7,470
#1523Audioalbum
Views6,963+23%vs avg
Forwards4
Reactions—
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h1
3 h861
7 h865
15 h1,373
26 h1,385
70 h6,963
  1. After 6 hours865
  2. After 24 hours1,385
  3. Total to date6,963