Posts of محمد حبیبی | یادداشت

newest first

#2936Textedited

پاشدیم اومدیم حیاط تالار و دیدم چنتا پسر جوون دارن دعوا میکنن که تهش به زدوخور منجر شد. نمی‌دونم سر چی داشتن دعوا میکردن. بقیه مهمونا ولی هنوز متوجه داستان نشده بودن و داشتن از خوردنیا و نوشیدنیا نهایت استفاده رو میکردن. یکم که گذشت متوجه شدم ماجرا خیلی پیچیده‌تر از این یه کلاهبرداری ساده‌س، ولی اینکه دقیقا چیه رو نمیدونستم. به دوستام گفتم فعلا که هنوز آتیش مهمونی روشنه بیاید از یه سوراخی بزنیم بیرون، تا بعدا با پلیس تماس میگیریم و اطلاع میدیم اینجا رو. رفتیم پشت تالار و از در خروج اضطراری وارد راه‌پله ساختمون شدیم که یه لحظه برق رفت، برق که اومد دیگه خبری از دوستام نبود. پله‌ها رو آروم آروم رفتم پایین و در یه واحد باز بود، سرمو بردم داخل و دیدم یه مانکن (از اینا که تو فروشگاه لباس تنش میکنن)، داره برام میخونه «چرا برا کشتنم تو صبری نکردی؟» خیلیم ریتمیک و البته ترسناک میخوند. دیگه اینجا بود که از خواب پریدم، چند ثانیه اول که اصلا نمی‌تونستم تکون بخورم و بعدش دست و پام باز شد و در اولین حرکت ماجرا رو براتون تعریف کردم...

Open in Telegram
Views346−42%vs avg
Forwards1
Reactions49
Comments—
#2935Textedited

دعوت شده بودیم برای عروسی یکی از آشناها. عروسی تو یه تالار خیلی شیک و مجلل بود و دوتا از دوستامم بودن. همه چیز تو بهترین حالت برگزار شده بود و کیفیت غذا و... عالی بود. مراسم از غروب شروع شد و تا اواخر شب ادامه داشت. من و دوستامم طبق معمول داشتیم مسخره‌بازی در میاوردیم و بگو بخند می‌کردیم و این داستانا. دیگه آخرای شب که شده بود و ماهم دیگه مسخرگی رو به اوج رسونده بودیم، یه لحظه یه چیزی نظرمو جلب کرد. اینکه چرا مهمونا هیچ ربطی به هم نداشتن و هیچ هماهنگی‌ای بینشون نبود. ینی انگار یه رستوران رندوم رفته بودیم نه عروسی آقا و خانوم فلانی. یه لحظه واقعا حس عجیبی گرفتتم، به میز بغلی که تا خرتناق غذا و میوه و... خورده بود گفتم ببخشید شما از فامیلای آقای x (داماد) هستید یا خانوم y (عروس)؟ گفت هیچکدوم، ما از فامیلای خانوم z (عروس) هستیم. گفتم مگه عروسی فلانی نیست؟ گفت نه! من اصلا نمی‌شناسم اینی که میگی کیه؟ اونجا بود که دیگه اون حس عجیب و مبهم تبدیل شد به یه ترس واضح و آشکار. به دوستام گفتم رکب خوردیم، اون پیامک دعوت به عروسی کلاهبرداری بوده و اینجا هم رستورانه و الانم موقع رفتن کلی قراره تیغمون بزنن. (ادامه تو پیام بعدی)

Open in Telegram
Views347−42%vs avg
Forwards2
Reactions31
Comments—
#2934Text
Views410−32%vs avg
Forwards1
Reactions20
Comments—
#2932Video
Views480−20%vs avg
Forwards9
Reactions56
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h189
1 h200
13 h480
  1. After 1 hour189
  2. Total to date480
#2931Text
Views587−2%vs avg
Forwards2
Reactions35
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
11 h353
24 h487
36 h587
  1. After 24 hours487
  2. Total to date587
#2930Photo

بر اساس تمام گفتگوها و تعاملاتی که تا به امروز با هم داشته‌ایم، تو را فردی به شدت پرتلاش، کمال‌گرا، دقیق و دارای ذهنی استراتژیک می‌بینم که با انگیزه‌ای بالا در مسیر اهداف حرفه‌ای و آموزشی‌ات حرکت می‌کنی. در ادامه، بدون تعارف و سانسور، تحلیل و ارزیابی‌ام را از ویژگی‌های مثبت، منفی و علایقت می‌نویسم: نقاط مثبت (نقاط قوت بارز) * دقت و نظم وسواس‌گونه در کیفیت کار: به جزئیات، ساختار، فونت، تیتربندی و اصول نگارشی اهمیت بسیار زیادی می‌دهی و محتوایی که تولید می‌کنی (مثل جزوات، پروژه‌ها و طراحی‌ها) همیشه تمیز، حرفه‌ای و حساب‌شده است. * دانش عمیق و تفکر تحلیلی: در حوزه‌های مختلف از جمله تحلیل بازار مالی، مباحث آموزشی (کنکور و دانشگاه فرهنگیان)، ادبیات و اقتصاد، کاملاً مسلط، اهل مطالعه و صاحب‌نظر هستی و سطحی‌نگر نیستی. * رویکرد همدلانه و ارتباط مؤثر با مخاطب: با وجود داشتن ذهنی کاملاً منطقی و حساب‌گر، در حوزه تدریس و مشاوره دقیقاً می‌دانی چطور با مخاطب (دانش‌آموزان و داوطلبان) ارتباط برقرار کنی و مفاهیم سخت را به زبانی ساده و کاربردی تبدیل کنی. * نوآوری و استمرار در تولید محتوا: از طراحی مجموعه جزوات گرفته تا مدیریت پلتفرم‌ها و کانال‌های مختلف، پیوسته در حال خلق ارزش، ایده‌پردازی و توسعه کارهایت هستی. نقاط منفی (چالش‌ها و ریسک‌ها) * کمال‌گرایی افراطی و ریسک فرسودگی: اصرار بیش از حد روی بی‌نقص بودن همه‌چیز (از جزوات گرفته تا کارهای گرافیکی و استراتژی‌ها) می‌تواند انرژی روانی زیادی از تو بگیرد و احتمال فرسودگی شغلی (Burnout) را بالا ببرد. * حجم بالای دغدغه‌های موازی: تمرکز هم‌زمان روی بازارهای مالی، مشاوره کنکور، تحلیل متون ادبی، نوشتن یادداشت‌ها و پروژه‌های مختلف گاهی باعث پراکندگی تمرکز یا تحت فشار قرار گرفتنت می‌شود. * انعطاف‌پذیری پایین در استانداردهای شخصی: چون روی ساختارها و فرم‌های خاصی (مثل سبک بصری، تایپوگرافی‌ها و پوشش یا استانداردهای کاری مشخص) تعصب و پافشاری داری، ممکن است گاهی در مواجهه با شرایط غیرقابل پیش‌بینی یا نظرات مخالف، کنترل اوضاع برایت سخت‌تر شود. علایق و حوزه‌های تخصصی * آموزش و مشاوره تخصصی: مدیریت و راهبری فرآیندهای آموزشی (به‌ویژه فضای کنکور و گزینش دانشگاه فرهنگیان) و تولید محتوای هدایت تحصیلی. * ادبیات، فلسفه و متون عمیق: مطالعه آثار اگزیستانسیال، متون کلاسیک (مثل شعر صائب و آثار کافکا) و فلسفه فکری اسپینوزا که نشان‌دهنده علاقه درونی‌ات به لایه‌های عمیق‌تر معنایی و فکری است. * اقتصاد و بازارهای مالی: تحلیل بنیادی شرکت‌های بورس ایران، رصد داده‌های کلان، طلا و ابزارهای حفظ ارزش سرمایه با نگاهی کاملاً محاسباتی. * زیبایی‌شناسی بصری و شخصی: وسواس در طراحی تمیز، استفاده از استانداردهای گرافیکی مشخص، و اهمیت دادن به پرزنت کردن حرفه‌ای خودت و محتوایت (مثل تیپ رسمی و جزئیات ظاهری مشخص). جمع‌بندی کلی (تحلیل نهایی) تو ترکیبی کمیاب از یک «تحلیلگر دقیقِ اعداد و ارقام» و یک «روشنفکر دغدغه‌مند ادبی و فلسفی» هستی که هم‌زمان در دنیای عملیاتی و پرسرعت کنکور و بازار کار ایران می‌جنگد. بزرگ‌ترین نقطه قوت تو تعهد بی‌قید و شرطت به کیفیت است، و بزرگ‌ترین پاشنه آشیلت می‌تواند فشار روانی ناشی از همین استانداردها و سنگین بودن بار مسئولیت‌هایی باشد که روی دوش خودت می‌گذاری.

Open in Telegram
Views592−2%vs avg
Forwards10
Reactions38
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
11 h355
24 h490
36 h592
  1. After 24 hours490
  2. Total to date592
#2928Text

Forwarded from 🪾 محمد حبیبی | راه ارتباطی

ریشه‌ی بی‌قراری های انسان چیست؟ مولانا بر این باور بود که: جمله‌ی بی‌قراری ات از طلبِ قرار توست طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت می‌گوید: علت بی‌قراری های ما از ثبات طلبی های ما نشأت می‌گیرد؛ اما اگر طالب بی قرار باشیم و اذعان کنیم که همه چیز در معرض تغییر و تحول است آن گاه به آرامش دست خواهیم یافت. اریک فروم، روانکاو آلمانی-آمریکایی در این باره می‌نویسد: به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم می‌خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است نو و سالم باقی بمانند. در همه این‌ها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می‌شویم. اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و  هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می‌رسیم. " همه چیز گذرا و فانی است، فقط اوست که می‌ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود به یک شادی و آرامش عمیق رسیده بود. ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم، بی‌قرار می‌شویم. یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم، مدام می‌خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است. از همین لحظه هایت لذت ببر. هیچ چیزی تا چند ثانیه ی دیگر مشخص نیست.

Open in Telegram
Views717+19%vs avg
Forwards17
Reactions41
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h47
13 h419
25 h494
61 h668
73 h717
  1. After 1 hour47
  2. After 24 hours494
  3. Total to date717
#2927Text
Views6010%vs avg
Forwards20
Reactions76
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
7 h224
33 h455
70 h601
  1. After 6 hours224
  2. Total to date601
#2926Text

🧛‍♀️ به بهانه هالووین 〰️ جشن ایرانی؛ آیین زندگی〰️ وقتی به تقویم نگاه میکنیم، دنیا پر از جشنهای رنگارنگه؛ از هالووین و دروغ آوریل گرفته تا کلی مناسبت دیگه که هرکدوم داستان خودشونو دارن. اما اگه عمیقتر نگاه کنیم، جشنهای باستانی ما ایرانیا چیزی فراتر از یه دورهمی ساده یا سرگرمی مقطعین؛ اونا فلسفه، حکمت و درس زندگی دارن بیایید یه نگاهی بندازیم به آیین‌های زیبای ایرانیمون: ❤️ نوروز؛ پیام‌آور نو شدن، زایش دوباره طبیعت، امید و پاکیزگی. هفت‌سین فقط یه سفره نیست؛ نماد رویش، روشنایی و زندگیه. 🩷 شب یلدا؛ بلندترین شب سال، نه شب ترس و هراس، بلکه بهانه‌ای برای دورهمی، احترام به بزرگترها، قصه‌گویی، حافظ خوندن و پاسداشت روشناییه. یلدا جشن با هم بودنه، نه جشن خرید کردن و مصرف‌گرایی 🧡 مهرگان؛ جشن مهر، دوستی، محبت و سپاسگزاری برای برداشت محصول؛ آیینی که ما رو به قدرشناسی دعوت میکنه 📍 و کلی آیین دیگه مثل چهارشنبه‌سوری، سیزده‌بدر و سده و... که همگی با آتش، آب، خاک و فصلها گره خوردن و ما رو به طبیعت وصل میکنن. 〰️ حالا اینا رو بذاریم کنار بعضی رسوم وارداتی که امروز بیشتر تو چشم هستن؛ مثل هالووین با نمادهای ترسناک و لباسهای عجیب، یا دروغ اول آوریل و... ▶️ البته که هر فرهنگی محترمه و غرب و تمدنش دستاوردهای بیشماری داشتن، نمونه‌ش همین گوشی و اینترنت توی دستمون. 🌿برتری فرهنگ ایرانی فقط تو قدمتش نیست؛ توی معنا، فلسفه و ارزشهاییه که با خودش حمل میکنه. ما وارث فرهنگی هستیم که به جای ترس، از روشنایی میگه؛ به جای فریب، روی راستی تأکید داره؛ و به جای انزوا، خانواده و پیوند رو ارزش میدونه. ما هزاران ساله که این آیینها رو سینه به سینه حفظ کردیم بدون اینکه نیاز به تقلید کورکورانه داشته باشیم.

Open in Telegram
Views649+8%vs avg
Forwards8
Reactions74
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
8 h364
35 h537
72 h649
  1. Total to date649
#2925Text
Views617+3%vs avg
Forwards0
Reactions8
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
10 h411
24 h508
73 h617
  1. After 24 hours508
  2. Total to date617
#2924Text
Views644+7%vs avg
Forwards4
Reactions56
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
7 h356
28 h565
70 h644
  1. After 6 hours356
  2. After 24 hours565
  3. Total to date644
#2923Photo
Views713+19%vs avg
Forwards8
Reactions46
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
6 h342
33 h630
72 h713
  1. After 6 hours342
  2. Total to date713
#2922Photo
Views653+9%vs avg
Forwards5
Reactions42
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
6 h336
34 h596
72 h653
  1. After 6 hours336
  2. Total to date653
#2920Text
Views639+6%vs avg
Forwards0
Reactions25
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
6 h325
34 h579
72 h639
  1. After 6 hours325
  2. Total to date639
#2919Photo
Views641+7%vs avg
Forwards8
Reactions37
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
6 h326
34 h583
72 h641
  1. After 6 hours326
  2. Total to date641
#2918Photoedited

حسن بصری آدم بسیار متواضعی بود. او آنقدر خودش را کوچک می‌دید که هر کسی را که می‌دید، فکر می‌کرد از خودش بهتر است. یک روز کنار رودخانه دجله می‌گذشت. مرد سیاه‌پوستی را دید که در یک قایق کوچک نشسته بود و زنی هم کنارش بود که از یک کوزه (پیاله) مشغول نوشیدن بود. اول با خودش فکر کرد: «حتماً این مرد از من بهتر است.» اما ناگهان افکار مذهبی و قضاوت‌های ظاهری به سراغش آمد و با خودش گفت: «نه! چطور او از من بهتر است؟ او دارد با یک زن نامحرم می‌نوشد!» حسن غرق در این افکار بود که ناگهان یک کشتی بزرگ پر از مسافر آمد و وسط رودخانه غرق شد. هفت نفر در آن کشتی بودند. آن مرد سیاه‌پوست فوراً به آب زد و شش نفر را نجات داد. سپس رو به حسن کرد و گفت: «بلند شو! اگر تو از من بهتری، این یک نفر باقی‌مانده را هم تو از غرق شدن نجات بده!» حسن خشکش زد. مرد سیاه‌پوست ادامه داد: «ای پیشوای مسلمانان! آن کوزه‌ای که من از آن می‌نوشیدم، فقط آب بود. آن زن هم مادر من است. من این صحنه را درست کردم تا تو را امتحان کنم که ببینم با چشم ظاهر قضاوت می‌کنی یا با چشم باطن. حالا معلوم شد که تو فقط ظاهر را دیدی.» حسن بصری خیلی شرمنده شد، خودش را به پای مرد انداخت و عذرخواهی کرد. او فهمید که این مرد یکی از بندگان خاص و نزدیک خدا (اولیای الهی) است. حسن به او گفت: «ای مرد! همان‌طور که آن شش نفر را از دریا نجات دادی، من را هم از دریای غرور و خودبینی نجات بده.» مرد قبول کرد. از آن روز به بعد، حسن آنقدر متواضع شد که حتی وقتی یک سگ می‌دید، با خودش می‌گفت: «خدایا! من را از این سگ بهتر ندان. اگر از عذاب تو در امان باشم، شاید از او بهتر باشم، اما به عزت و جلال تو قسم که اگر بخشیده نشوم، این سگ از صد نفر مثل من بهتر است!»

Open in Telegram
Views542−10%vs avg
Forwards2
Reactions45
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
1 h154
11 h428
26 h542
  1. After 1 hour154
  2. After 24 hours542
  3. Total to date542
#2917Photo
Views678+13%vs avg
Forwards6
Reactions50
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
7 h365
32 h596
70 h678
  1. After 6 hours365
  2. After 24 hours596
  3. Total to date678
#2915Text
Views701+17%vs avg
Forwards13
Reactions87
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
9 h432
25 h547
29 h560
68 h701
  1. After 24 hours547
  2. Total to date701
#2914Photo
Views643+7%vs avg
Forwards3
Reactions98
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
3 h256
7 h331
25 h411
55 h629
71 h643
  1. After 6 hours331
  2. After 24 hours411
  3. Total to date643
#2913Text
Views590−2%vs avg
Forwards5
Reactions71
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
26 h423
68 h590
  1. After 24 hours423
  2. Total to date590
#2911Photoedited

🖤عنوان کتاب: #گزارش_به_خاک_یونان 📌 ناشر: نیلوفر (ترجمه صالح حسینی) ✔️ نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس ✔️ شخصیت اصلی کتاب خود نویسنده (کازانتزاکیس)ـه که سیروسلوک، بالا و پایین‌ها و جنگ‌های درونیش از بچگی تا پیری رو به تصویر می‌کشه. کتاب در واقع گزارش نبرد یک انسان با محدودیت‌های دنیای خاکی و تلاشش برای رسیدن به رهایی و معراجه. کازانتزاکیس مثل سربازی که گزارش جنگش رو میاره پیش خاک محبوبش (کرت)، از سوال‌های سخت، شک‌ و تردیدها و تقابل بین ایمان، آزادی و خدا میگه. با هر صفحه و سکانس کتاب میشه رفت توی عمق این سفر پرمخاطره؛ سفری که گاهی آدم رو میبره توی گرداب‌های فکری عمیق. داستان نشون میده که چطور یک انسان بیدار و جستجوگر بین سنت‌های سفت‌وسخت، تاریخ پر از خون سرزمینش و فکرهای جورواجور (از مسیحیت و بودیسم گرفته تا کمونیسم) تکه‌تکه میشه تا بالاخره جوابی برای زندگی پیدا کنه. کازانتزاکیس نماد آدم بی‌قراریه که بار سنگین فکر و آگاهی رو با خودش این‌ور و اون‌ور میکشه. 📈 نقاط مثبت کتاب: کتاب اثر خوبی تو سبک زندگینامه‌نویسی و ادبیات فکریه که به قشنگ‌ترین شکل ممکن با چالش‌های عمیق انسانی و فلسفی روبه‌روت می‌کنه. از طرفی، قلم جادویی خود نویسنده و ترجمه فوق‌العاده و درخشان صالح حسینی، متن رو جوری درآورده که واژه‌ها توی سر آدم رسوب میکنن و تا مدت‌ها بهشون فکر میکنی. 📊 نقاط منفی: حجم کتاب خب زیاده و فضای فکریش هم به‌ شدت سنگینه. خوندنش تمرکز و حوصله زیادی میخواد و اگه کسی دنبال یه داستان خطی، ساده و سرگرم‌کننده باشه، ممکنه وسطاش خسته بشه یا نتونه باهاش ارتباط بگیره. 👍 امتیاز من به این کتاب: ۷ از ۱۰ 🌱 این کتاب رو به کسایی که دغدغه‌های فکری عمیق دارن و عاشق خوندن متن‌های فلسفی و اعتراف‌گونه‌ن به‌شدت پیشنهاد می‌کنم؛ اما قطعا کتابی نیست که بشه با عجله یا ذهن خسته ورقش زد. #نقد_کتاب

Open in Telegram
Views6020%vs avg
Forwards4
Reactions22
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
28 h463
69 h602
  1. After 24 hours463
  2. Total to date602
#2910Photo

Forwarded from 🪾 محمد حبیبی | راه ارتباطی

No text

Open in Telegram
Views612+2%vs avg
Forwards8
Reactions19
Comments—
Views growthHide views growth

Views growth

Hours after publication

Show as table
Hours after publicationViews
0 h0
47 h554
71 h612
  1. Total to date612