Посты канала ایران همدل

сначала новые

#6985Фото

🤲  دخترک کم‌حرف 🤝  روایتی از آذربایجان شرقی #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 🫶خودش حرف نمی‌زد؛ اما مادرش تند تند داشت توضیح می‌داد: «این دسترنج خود دخترمه! الان کلاس هفتمه. خودش یک تابستان، همه‌ی وقتش گلِ سر و دستبند درست کرد. عصرها می‌برد توی پارک به بچه‌های محل و دوستاش می‌فروخت و پولش را جمع می‌کرد. آخر تابستان گفت بریم لباس یا عروسک بخریم. اما من گفتم بهتره جمع کنی، یه پس‌اندازی برات باشه. 👋فکرهاش رو کرد و گفت بریم طلا بخریم. این را خریدیم. الان هم خودش پیگیر بود با شما تماس بگیریم.» دخترک چیزی نمی‎گفت. ولی از چهره‌ی مصمم مهربانش می‎خواندم که نه دسترنجش، نه دستبندش، بلکه باور قلبش بود که داشت به مقاومت می‌بخشید! 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۴۴ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры36−88%к среднему
Пересылки1
Реакции2
Комментарии0
#6984Фото
Просмотры40−87%к среднему
Пересылки1
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
11 ч27
28 ч40
  1. Через 24 часа40
  2. Всего сейчас40
#6983Фотоизменён
Просмотры49−84%к среднему
Пересылки1
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
10 ч34
34 ч45
51 ч49
71 ч49
  1. Всего сейчас49
#6982Фото

🤲  خیمه مقاومت 🤝  روایتی از تهران #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 🫶 لرزشی مختصر روی میز، تمام آن چیزی بود که از تلفن همراهم به من رسید. صفحه را روشن کردم؛ یک پیامک. کوتاه و ساده، اما حامل بار عاطفی عظیمی بود: «من یک قطعه طلا دارم و می‌خواهم آن را هدیه کنم. می‌شود من هم در پویش شما شرکت کنم؟» لبخندی ناخودآگاه روی لبانم نشست. فوراً تایپ کردم: «چرا که نه، عزیزم؟» و بلافاصله در ادامه، نوشتم: «آدرس را بفرمایید.» 🤲به سمت مقصدی که فرستاده بود، حرکت کردم. وقتی جلوی خانه رسیدم و زنگ را فشردم، صدای همهمه و روضه‌ای آرام به گوشم خورد. در باز شد و نگاهم به پارچه‌نوشته‌ی ساده‌ای افتاد که بالای ورودی نصب شده بود: «به خیمه مقاومت خوش آمدید.» فضای خانه آکنده از حضور گرم و معنوی بود. زنانی در حیاط و اتاق دور هم نشسته بودند و خانمی ، با لحنی شیوا و دلسوزانه، شرایط موجود جبهه مقاومت را برای آن‌ها تبیین می‌کرد. من در گوشه‌ای آرام گرفتم و به تماشا نشستم تا مجلس تمام شود. 🫶طولی نکشید که آن بانوی دعوت‌کننده، با لبخندی که از شرم و سخاوت رنگ گرفته بود، جلو آمد. قطعه طلای کوچکش را، که به گمانم تنها دارایی ارزشمندش بود، از کیفش درآورد و به سمتم گرفت: «دیدم چیز زیادی برای اهدا ندارم؛» با صدایی آرام ادامه داد: «این بود که خانم‌های همسایه را جمع کردم تا شرمنده‌ی شما نشم این همه راه تشریف میارید.» حرفش که تمام شد رود سخاوت به جریان افتاد. زنان یکی پس از دیگری برخاستند. یکی دستبند و النگویش را درآورد، دیگری گردنبند یا هرآنچه داشت. هر کس به اندازه‌ی وسعش، و شاید حتی فراتر از آن، تمام دارایی‌اش را در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم کرد. ✌آن لحظه، یک نمایش با شکوه از بخشندگی بی‌توقع بود. نگاهم به خانه افتاد. منزل میزبان، ساده و محقر بود و فضای زیادی نداشت، اما در آن لحظه، با آن همه سخاوت و همدلی که در آن موج می‌زد، به نظرم بزرگ‌ترین و غنی‌ترین سرای دنیا رسید. این ایران همدل بود که در کوچک‌ترین خیمه، بزرگ‌ترین درس‌ها را می‌آموخت. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۴۱ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры51−83%к среднему
Пересылки1
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
10 ч19
35 ч43
71 ч51
  1. Всего сейчас51
#6981Фото
Просмотры53−83%к среднему
Пересылки1
Реакции5
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
11 ч29
72 ч53
  1. Всего сейчас53
#6980Фото

🤲  عقیقه 🤝  روایتی از گیلان #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 🫶سومین بار است که می‌آید. مثل دفعات قبل، چادر مشکی‌اش را محکم گرفته، اما این‌بار پاکتی سفید در دست دارد. می‌نشیند و پاکت را روی میز می‌گذارد: «برای عقیقه آوردم. می‌خوام تو لبنان انجام بشه.» نفس عمیقی می‌کشد: «پدرم هیچوقت نتونست برام عقیقه کنه.» 🙌به پنجره نگاه می‌کند، جایی که آسمان دارد نارنجی می‌شود. وقتی می‌شنود که در لبنان امکان عقیقه نیست، لبخند می‌زند. از آن لبخندهایی که انگار رازی را کشف کرده باشی. پاکت را با دو دست به سمت جلو هُل می‌دهد: «می‌دونید... شاید این پول قراره یه جور دیگه عقیقه بشه. یه جایی، یه بچه‌ای، شاید با همین پول زنده بمونه.» 🤲غروب که می‌تابد به صورتش، قطره اشکی می‌درخشد. انگار نه انگار که سی سال گذشته. انگار همین حالا، در این غروب پاییزی، این عقیقه‌ی دیرهنگام، او را دوباره متولد کرده. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۳۹ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры45−85%к среднему
Пересылки2
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
10 ч30
12 ч34
35 ч45
  1. Всего сейчас45
#6979Фото

🤲  دستبند رنگی 🤝  روایتی از تهران #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 🫶دست‌هایش را به سویم دراز کرد. دستبند ظریفی میان انگشتانش خودنمایی می‌کرد. آرام گفت: «اومدم؛ دستبندم رو اهدا کنم.» دختر کوچکش، با چشم‌هایی کنجکاو، کنارش ایستاده بود. دست مادر را گرفت تا بازگردند، هنوز چند قدمی نرفته بودند که دخترک دستش را رها کرد و به طرف ما دوید. دستبندی دور مچش بود؛ از همان دستبندهای پلاستیکی و رنگارنگ بچگانه. بی‌درنگ آن را درآورد و مقابلم گذاشت: «منم می‌خوام دستبندم رو بدم.» 👋مادر نزدیک آمد؛ با چشم‌هایی آمیخته به شوق، به دخترش نگاه کرد و قربان صدقه‌اش رفت. نگاهم به دستبند رنگارنگ گره خورد. مادر تکلیفش را ادا کرده بود. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۳۸ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры49−84%к среднему
Пересылки2
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
11 ч28
34 ч41
36 ч43
71 ч49
  1. Всего сейчас49
#6978Фото
Просмотры43−86%к среднему
Пересылки1
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч10
11 ч27
35 ч39
60 ч43
70 ч43
  1. Через 1 час10
  2. Всего сейчас43
#6977Фото

🤲  دست خدا 🤝  روایتی از کهگیلویه و بویراحمد #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👋چند باری تنها به دفتر آمده بود. نشانی‌ را از کجا گیر آورده بود نمی‌دانم. هر بار مقداری پول کمک می‌کرد. قبل از خداحافظی یک جمله‌ی تکراری می‌گفت: «این که نشد کمک، شرمنده‌ی آقا شدم.» به تعداد دفعاتی که جمله را می‌شنیدم جواب می‌دادم: «الاعمال بالنیّات، شما نیتت خالصه داداش.» اما گره‌ی ابروهای پیوسته‌‌اش میان صورت گندم‌گون با ریش پرفسوری‌‌اش باز نمی‌شد که نمی‌شد. 🫶دو هفته‌ گذشت. خبری ازش نشد. یک شب دیر وقت بود. قصد خانه کرده بودم که از دور دیدمش؛ دوان دوان می‌آمد. نیشش تا بناگوش باز بود. روی هوا «سلام» کرد. پاکت را هراسان روی میز گذاشت. کنجکاو شدم و پرسیدم: «خیره داداش؟» نفس‌نفس زنان جواب داد: «دو هفته‌ای بود همه‌ش سرکار تبلیغ می‌کردم. امروز همه‌ی کارکن‌ها، از نگهبانی تا معاون شرکت، حقوق امروزشون رو تقدیم آقا کردند. شد پنجاه میلیون.» به چشم‌های پر ذوقش نگاه کردم و گفتم: «این بار دیگه باید بگم یدالله مع الجماعه.» 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۳۶ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры46−85%к среднему
Пересылки1
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
4 ч18
14 ч30
26 ч34
70 ч46
  1. Через 6 часов18
  2. Через 24 часа34
  3. Всего сейчас46
#6976Фото
Просмотры48−84%к среднему
Пересылки1
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
4 ч22
9 ч27
25 ч36
68 ч48
  1. Через 24 часа36
  2. Всего сейчас48
#6975Фото

🤲  هنرکده 🤝  روایتی از کهکیلویه و بویراحمد #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌فرش را باز کرد. پر از نقش‌ونگار و رنگ بود؛ ترکیبی از اصالت و فرهنگ ناب ایرانی. دختر جوان لبخند زد و گفت: «کار دست خودمه. خودم بافتم. هر دو فرش را خودم بافتم.» 🙌دوباره محو تماشای هنرش شدم. آرام آن را لول کرد و کنار فرش دیگر گذاشت. ادامه داد: «این‌ها رو هدیه می‌دم به بچه‌های غزه و لبنان. این‌ها فروشی نیست. اصلاً به قصد فروش نبافتم، ولی دوست دارم به اون عزیزان هدیه کنم.» از این همه هنر و تواضع به وجد آمدم. تشکر کردم. 👌دوباره ادامه داد: «لطفاً می‌‌شه این فرش‌ها گمنام باشند؟ دوست ندارم هیچ‌کس بو ببره بافنده‌ی این‌ها چه کسی هستش.» پلک‌هایم را بستم و به او اطمینان خاطر دادم. چند ساعت بعد پدرش زنگ زد و دوباره تأکید کرد که هدیه‌ی دخترش گمنام بماند. خیال او را هم راحت کردم و گوشی تلفن را قطع کردم. 🤲واژه‌ی گمنام در سرم پژواک می‌داد. چقدر این واژه برایم معنا داشت و پرخاطره بود. چقدر بوی اخلاص و تواضع می‌داد. گمنام، گمنام، گمنام... این واژه حتی مرا کشاند به صدای توپ و تانک و... 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۳۴ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры49−84%к среднему
Пересылки1
Реакции5
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
5 ч22
14 ч25
26 ч39
32 ч39
69 ч49
  1. Через 6 часов22
  2. Через 24 часа39
  3. Всего сейчас49
#6973Фото
Просмотры47−85%к среднему
Пересылки1
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
4 ч13
13 ч28
33 ч38
61 ч44
76 ч47
  1. Через 6 часов13
  2. Всего сейчас47
#6972Фото
Просмотры55−82%к среднему
Пересылки0
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
6 ч24
8 ч25
27 ч35
78 ч55
  1. Через 6 часов24
  2. Через 24 часа35
  3. Всего сейчас55
#6971Фотоизменён
Просмотры2 825+822%к среднему
Пересылки5
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
6 ч1 848
13 ч2 174
26 ч2 556
74 ч2 825
  1. Через 6 часов1 848
  2. Через 24 часа2 556
  3. Всего сейчас2 825
#6970Фото
Просмотры51−83%к среднему
Пересылки0
Реакции7
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
4 ч16
14 ч33
32 ч40
35 ч41
71 ч51
  1. Через 24 часа40
  2. Всего сейчас51
#6969Фото
Просмотры52−83%к среднему
Пересылки0
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
7 ч20
7 ч20
32 ч34
73 ч52
  1. Через 6 часов20
  2. Через 24 часа34
  3. Всего сейчас52
#6968Фото
Просмотры53−83%к среднему
Пересылки1
Реакции5
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
3 ч15
12 ч31
13 ч31
26 ч40
68 ч53
  1. Через 24 часа40
  2. Всего сейчас53
#6967Фотоизменён
Просмотры51−83%к среднему
Пересылки0
Реакции7
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч13
6 ч23
28 ч34
47 ч44
57 ч49
69 ч51
  1. Через 1 час13
  2. Через 6 часов23
  3. Через 24 часа34
  4. Всего сейчас51
#6966Фотоизменён

🤲  تازه‌عروس 🤝  روایتی از اصفهان #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌بیدار شد. باز هم بوی تازگی را نفس کشید. بوی چسب کاغذ دیواری، بوی چوب تازه‌رنگ‌خورده‌ی مبلمان، بوی فرش‌های تازه گره‌خورده، هنوز بعد از سی‌ونه روز حالش را خوب می‌کرد. سراغ آلبوم عروسی‌شان رفت. یک بار دیگر ورق زد. گاه لبخند می‌زد و گاه از کرشمه‌ی ناشيانه‌اش در عکس‌ها خنده‌اش می‌گرفت. 🙌در کمد را باز کرد. جعبه‌ را گذاشت مقابلش. طلاهای هدیه‌ی روز عروسی را یکی‌یکی برداشت و نگاه کرد. برق‌زدن‌شان را روی انگشت‌ها و مچ‌ دستش تماشا کرد. حلقه‌ی ازدواج‌شان را طور دیگری دوست داشت. دو پیمانه برنج داخل قابلمه ریخت. چند باری آبکشی کرد و گذاشت تا خیس بخورد. برای آمدن همسرش لحظه‌شماری می‌کرد. لیوان چای را گذاشت توی بشقاب، دو تا بیسکوئیت هم کنارش. 👌نشست روی کاناپه. تلویزیون را روشن کرد. تصویر خرابه‌ها در قاب نگاهش نشست. زیر نویس شبکه‌ی خبر را خواند: «حملات جدید رژیم غاصب صهیونیستی بر شهر غزه...» خبرنگار میکروفن را مقابل مرد جوان گرفت: «در میان این همه ویرانی دنبال چه می‌گردید؟» مرد جوان آستین پاره‌ی پیراهن‌ را کشید زیر چشم‌هایش و گفت: «همسرم! فقط چهار روز بود که زندگی‌مون رو شروع کرده بودیم.» 🙌تازه‌عروس، لیوان چای را گذاشت روی میز. گره‌ی روسری را زیر چانه محکم کرد. قدم تند کرد. رسید مسجد محله. جعبه را گذاشت روی میز: «همه‌اش رو برای مردم غزه هزینه کنید.» -  خدا قبول کنه. جعبه‌اش رو بردارید. - نه. جعبه رو‌ هم نمی‌خوام. نمی‌خوام دیگه چشمم دنبال‌شون باشه. 📝 مهدیه پوراسمعیل 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۷ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры57−81%к среднему
Пересылки1
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
2 ч16
4 ч23
7 ч30
26 ч47
47 ч55
66 ч57
  1. Через 6 часов30
  2. Через 24 часа47
  3. Всего сейчас57
#6965Фото

🤲  پشیمان شدم 🤝  روایتی از اصفهان #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌توی دفتر نشسته بودیم. زنگ را زدند. در را که باز کردم، دیدم همان مراجع صبح است. همان‌که آمد یک ماشین تیبا هدیه داد و رفت. به صورت بقیه نگاه کردم. علامت سؤالی بالای سر همه چرخ می‌خورد. با دو کلمه جواب همه را داد. گفت: «پشیمون شدم.» 🙌مثل شیربرنج وا رفتیم. همه اعتمادبه‌نفسم را جمع کردم و پرسیدم: «می‌شه بگید چی‌ شد پشیمون شدید؟» گفت: «خانومم وقتی دید تیبا رو اهدا کردم، گفت خجالت نمی‌کشی خودت سوار ۲۰۷ بشی، تیبا رو هدیه بدی؟» بعد خندید و ادامه داد: «اینجوری شد دیگه. بی‌زحمت این سوئیچ و اسناد پژو رو بگیرید، تیبا رو تحویل بدید برم به زندگیم برسم.» 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۶ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры66−78%к среднему
Пересылки1
Реакции6
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч14
3 ч18
7 ч28
20 ч39
26 ч47
67 ч66
71 ч66
  1. Через 1 час14
  2. Через 6 часов28
  3. Через 24 часа47
  4. Всего сейчас66
#6964Фото

🤲  بخشش، از پشت تلفن 🤝  روایتی از اصفهان #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌آدرس داده بودند برویم یک خانه‌ای طلا بگیریم‌. وقتی رسیدیم آقایی در را باز کرد و تعارف کرد داخل شویم. گفت: «تشریف بیارید تو یه چایی میل کنید. خانومم نیست. الان زنگ می‌زنم ببینم طلاها رو‌ کجا گذاشته.» با همکارم رفتیم داخل و نشستیم. صدای آقا می‌آمد. داشت از خانمش سؤال می‌کرد: «مگه قرار نبود خودت خونه باشی؟ حالا من چی کار کنم؟ چی؟ کدوما رو نگه‌دارم؟!» احساس کردیم شرایط خوب نیست. آقا را صدا زدم. با سینی چای برگشت. گفتم: «ببخشید مزاحم شدیم. اگر الان مقدور نیست، می‌ریم دوباره که بودن میایم.» سر جایش جابه‌جا شد. گفت: «نه...نه...مشکلی نیست. تا چایی‌تون رو بخورید، منم کیسه طلا رو می‌آرم.» 🙌وقت بلند شدن دوباره شماره خانمش را گرفت. پرسید: «فکر کردی بالاخره کدوم رو نگه‌دارم؟» بعد چند لحظه گفت: «باشه، باشه، حواسم هست. خداحافظ.» یکی دو دقیقه بعد، آقا با یک کیسه پلاستیکی برگشت. از دور زیاد و سنگین به نظر می‌رسید. گذاشتش روی میز، درست رو به روی ما. گفت: «بفرمایید این خدمت شما. فقط باید چند تا تکه از توش بردارم.» لبخند زدم و گفتم: «صاحب اختیارید. اصلاً همه‌اش رو بردارید.» من‌من کرد: «آخه چند تاش شکسته و خرابه، چند تاش هم یادگاریه.» گفتم: «این که ما الان اینجاییم همه‌ش بزرگواری و لطف شماست‌. هر طور خودتون صلاح می‌دونید.» 🫶دست برد و در پلاستیک را باز کرد. یک مشت طلا بیرون کشید. همه را روی میز ولو و شروع به زیر و رو کردنشان کرد. یکهو گوشی آقا زنگ خورد. جواب داد: «جانم خانوم» صدای خانم از پشت گوشی شنیده می‌شد. پرسید: «چی شد؟ پیداشون کردی؟» آقا کلافه جواب داد: «نمی‌دونم والا. حالا اونقدر مهمه؟ این بنده خداها معطلن. ببین بیا برای رضای خدا همه‌ش رو بدیم.» صدای خانم گفت: «باشه، بده.» آقا گوشی را قطع کرد. طلاها را جمع کرد توی پلاستیک و گرفت طرف من. گفت: «بفرمایید. حدوداً سی و‌هفت-هشت گرمه.» گرفتم و توی دلم به این همه سخاوت و بزرگی روحشان آفرین گفتم. 📝 سمانه نجارسالکی 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۵ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры53−83%к среднему
Пересылки2
Реакции7
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
2 ч11
3 ч17
7 ч29
24 ч38
24 ч38
66 ч53
  1. Через 1 час11
  2. Через 6 часов29
  3. Через 24 часа38
  4. Всего сейчас53
#6963Фотоизменён

🤲 تحقق هدف صد میلیارد تومانی «ایران همدل» در کمتر از یک هفته 💬 صادقانه‌اش این است که ما تصوّر می‌کردیم با یک استقبال نسبتاً خوبی مواجه بشویم. ما تجربه‌ی جمع‌آوری کمک برای خارج از کشور را نداشتیم. ما تقریباً عدد صد میلیارد تومان را برای جمع‌آوری کمک‌ها در نظر گرفته بودیم که در ظرف بیست روز یا نهایتاً یک ماه، صد میلیارد تومان کمک نقدی را جمع‌آوری کنیم و آن را به عنوان کمک در اختیار مردم غزّه و لبنان قرار بدهیم، امّا اتّفاقی که در میدان افتاد این بود که در کمتر از یک هفته این صد میلیارد تومان محقّق شد و مردم با مشارکت بالا و بی‌نظیری که داشتند، همه‌ی تصوّرات ما را از مشارکت خودشان کاملاً به هم ریختند. 💬 اوّلین روزی که در نماز جمعه جمع‌آوری کمک را داشتیم، آن هم با سه چهار صندوق، حدود یک میلیارد تومان کمک نقدی جمع کردیم و بعد از اینکه صندوق‌های جمع‌آوری کمک را باز کردیم، دیدیم مردم حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ گرم طلا در این صندوق‌ها ریخته‌اند. 🖼 متن کامل گفت‌وگو KHAMENEI.IR با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» 🤝 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры56−82%к среднему
Пересылки2
Реакции6
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч8
2 ч15
4 ч19
6 ч21
25 ч49
37 ч50
66 ч56
  1. Через 1 час8
  2. Через 6 часов21
  3. Через 24 часа49
  4. Всего сейчас56
#6962Фотоизменён
Просмотры1 912+524%к среднему
Пересылки7
Реакции5
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч14
3 ч631
5 ч714
7 ч766
24 ч1 487
38 ч1 715
67 ч1 912
  1. Через 1 час14
  2. Через 6 часов766
  3. Через 24 часа1 487
  4. Всего сейчас1 912
#6961Фотоизменён
Просмотры43−86%к среднему
Пересылки5
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч8
2 ч20
4 ч23
8 ч26
25 ч38
39 ч40
66 ч43
  1. Через 1 час8
  2. Через 6 часов26
  3. Через 24 часа38
  4. Всего сейчас43
#6960Фотоизменён

💗 روایت شکل‌گیری پویش عیادت مجازی رهبر شهید و ارسال چندین میلیون پیامک مردمی 🎤 «عیادت مجازی» هم رویکردی بود که در سال ۱۳۹۳، بعد از بستری شدن رهبر شهید در بیمارستان و دل‌نگرانی‌های آحاد جامعه برای سلامت امام مجاهد شهید شکل گرفت. بالاخره خیلی از متدیّنین نگران شده بودند و دوست داشتند به رهبر شهید انقلاب ابراز علاقه بکنند و به نوعی به عیادت ایشان بیایند، به‌ویژه بعد از انتشار تصاویری از عیادت چهره‌های خاص، مسئولان، هنرمندان، اصحاب فرهنگ و مانند این‌ها از امام شهید در بیمارستان. 💬 لذا با طرّاحی ارزشمندی که در دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب به وجود آمد و با محوریّت رسانه‌ی KHAMENEI.IR «عیادت مجازی» را به عنوان یک پویش اجتماعی راه‌اندازی کردیم و آن سال اگر اشتباه نکنم، وزیر وقت ارتباطات، آقای دکتر واعظی، آماری را اعلام کرد که چندین میلیون پیامک برای عیادت از رهبر شهید ارسال شده که این عدد یک رکوردشکنی بود و استقبال مردم از صفحه‌ی «عیادت مجازی» در سایت KHAMENEI.IR از جمله‌ی صفحات درخشان در فعّالیّت مؤسّسه بود که تنوّع ورود مؤسّسه به حوزه‌ی پویش‌های اجتماعی را نشان می‌داد. 🖼 متن کامل گفت‌وگوی KHAMENEI.IR با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» 🖼انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه و شروع چهارمین مرحله پویش ایران همدل در مهرماه ۱۴۰۳ 🤲 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры47−85%к среднему
Пересылки2
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч13
3 ч22
4 ч24
6 ч28
20 ч41
26 ч42
39 ч44
67 ч47
  1. Через 1 час13
  2. Через 6 часов28
  3. Через 24 часа42
  4. Всего сейчас47
#6959Фото

🤲  طبقه‌ ششم 🤝  روایتی از اصفهان #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌توی کوچه‌ و‌ پس‌ کوچه‌های اصفهان دنیا آمدم و قد کشیدم، اما انگشت شمار گذرم به این محله‌ی اعیان نشین افتاده بود. مجتمع بزرگی بود. نام و نشانم را که پرسیدند، اجازه‌ی ورود دادند. آسانسور روی طبقه شش ایستاد. بیرون که آمدم، سر چرخاندم. شش در ضد سرقت دور تا دورم بود. گیج بودم زنگ کدام در را بزنم. یکهو، خانمی سرلخت، از یکی از درها بیرون آمد. اسم من را صدا زد. سرم را پایین انداختم. جلوی در که رسیدم «بفرما» زدن صدای مردانه‌ای در گوشم پیچید. سرم را بالا کردم. 🙌مردی جوان، درشت هیکل با زیرپوش رکابی، آستانه‌ی در را پُر کرده بود. روی هر دو بازویش را خط‌وخال تتو پوشانده بود. موهای فِرش را از بالای سر بسته بود. دست داد. به زن اشاره‌ کرد. زن پاکت را از روی میز برداشت. دست مرد داد و گفت: «ده تا صد دلاریه همون طور که گفتی.» مرد پاکت را گرفت. دستم داد و گفت: «جسارتاً صد درصد می‌رسه دست آقا دیگه؟» خندیدم و گفتم: «خیالتون راحت راحت.» زن جلو آمد. انگشتر درشتی را از دستش بیرون کشید و گفت: «حالا که صددرصد می‌رسه دست آقا، این‌هم سهم من.» ✌انگشتر و پاکت را گرفتم. خداحافظی کردم. سوار آسانسور شدم. دکمه‌ی G را زدم و زیر لب صحبت حضرت آقا را زمزمه کردم: «ای شیخ هر آن‌چه گویی هستم. آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟» 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۴ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры38−88%к среднему
Пересылки2
Реакции5
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч15
3 ч22
6 ч25
24 ч30
40 ч31
67 ч38
  1. Через 1 час15
  2. Через 6 часов25
  3. Через 24 часа30
  4. Всего сейчас38
#6958Фото

🤝 از «افطاری ساده» تا «پرچم افتخار»؛ پویش‌هایی برگرفته از بیانات رهبر شهید انقلاب 💬 «افطاری ساده» پویشی بود که در رسانه‌ی KHAMENEI.IR بر اساس بیانات حضرت آقا که فرمودند افطاری‌های ساده را در اماکن عمومی گسترش بدهید، شکل گرفت و یکی از موفّق‌ترین پویش‌هایی بود که با محوریّت رسانه‌ی KHAMENEI.IR توانست به یک حرکت جمعی در کشور منجر بشود و الان می‌بینیم که سال‌به‌سال این حرکت دارد در اقصیٰ‌نقاط کشور به عنوان یک رفتار گسترده در آحاد جامعه منتشر می‌شود. 💬 یا پویش «من عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها هستم» که خب این هم از کلیدواژه‌های آقا بود که با محوریّت رسانه‌ی KHAMENEI.IR شکل گرفت. یا مثلاً پویش «پرچم افتخار» که هدف آن نصب پرچم ایران بر سردر منازل بود، بر اساس بیانات حضرت آقا در سال ۱۳۵۸ است که فرمودند برای بزرگداشت دهه‌ی فجر، خوب است مردم پرچم‌های ایران را بر سردر خانه‌هایشان نصب بکنند و خود این حرکت، یک اتّفاقی را در لایه‌های مختلفی از جامعه شکل داد. 🖼 متن کامل گفت‌وگوی KHAMENEI.IR با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» 🤲 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры29−91%к среднему
Пересылки3
Реакции4
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч7
2 ч16
4 ч20
7 ч22
25 ч25
41 ч27
66 ч29
  1. Через 1 час7
  2. Через 6 часов22
  3. Через 24 часа25
  4. Всего сейчас29
#6957Фото

🤲 از کمک به آسیب‌دیدگان کرونا تا حمایت از مردم غزه و لبنان؛ نگاهی به مراحل پویش «ایران همدل» 🎤 آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» در گفت‌وگو با KHAMENEI.IR: 💬 پویش «ایران همدل» در مرحله‌ی اوّل تا سوّم برای داخل کشور انجام شد و برای مردمی بود که زندگی‌شان، کسب‌و‌کارشان، شغلشان و درآمدشان آسیب جدّی‌ای از شیوع بیماری کرونا دیده بود و عمده‌ی تمرکز ما هم بر اقشار ضعیف و محروم جامعه بود که از طریق توزیع بین دو نهاد امدادی، یعنی کمیته‌ی امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی، این اتّفاق افتاد. 💬 بنابراین، «ایران همدل» در چهارمین مرحله‌اش با شعار «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» شروع شد؛ یعنی اینکه ما نسبت به مردم فلسطین و لبنان بی‌تفاوت نیستیم، نسبت به کشتار و نسل‌کشی که در غزّه اتّفاق افتاده بی‌تفاوت نیستیم و ما باید به مردم مظلوم لبنان و فلسطین کمک بکنیم. لذا «ایران همدل» برای جمع‌آوری کمک به مردم مظلوم فلسطین، برای جمع‌آوری کمک به شیعیان جنوب لبنان که آواره شده بودند، جایی نداشتند و از خانه و کاشانه‌شان رانده شده بودند و در اقصیٰ‌نقاط لبنان پراکنده شده بودند شکل گرفت. 💬 بر این اساس، مرحله‌ی چهارم پویش «ایران همدل» از دوازدهم مهرماه سال ۱۴۰۳ شروع شد و در‌حالی‌که بیش از چندین ماه از این اتّفاق می‌گذرد، همچنان با استقبال خوب مردم مواجه است. لذا شکل‌گیری «ایران همدل» و تفاوت آن در مرحله‌ی چهارم این است که سه مرحله‌ی قبلِ آن به منظور جمع‌آوری کمک برای داخل کشور بوده، امّا هدف ما در مرحله‌ی چهارم جمع‌آوری کمک برای مردم غزّه و لبنان و کمک به خارج از کشور است. 🖼 متن کامل گفت‌وگو | انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه و شروع چهارمین مرحله پویش ایران همدل در مهرماه ۱۴۰۳ 🤲 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры37−88%к среднему
Пересылки4
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч13
5 ч22
6 ч23
26 ч32
41 ч35
67 ч37
  1. Через 1 час13
  2. Через 6 часов23
  3. Через 24 часа32
  4. Всего сейчас37
#6956Фотоизменён

🤲 «ایران همدل» چگونه و بر اساس کدام بیانات رهبر شهید انقلاب شکل گرفت؟ 💬 پویش «ایران همدل» بر اساس بیانات حضرت آقا در نوزدهم فروردین سال ۱۳۹۹ آغاز شد. حدود یک ماه و خرده‌ای بعد از شروع بیماری کرونا در کشور، حضرت آقا در روز میلاد حضرت ولیّ‌عصر عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف سخنرانی داشتند و مردم را توصیه فرمودند به مواسات، به کمک مؤمنانه و به همدلی؛ این مبنای طرّاحی یک پویش اجتماعی در دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظّم انقلاب قرار گرفت که ما بتوانیم کاری را بر مبنای فعّالیّت‌های اجتماعی برای مشارکت مردم در کمک به آحاد جامعه و مردمی که زندگی‌شان و کسب‌و‌کارشان از کرونا آسیب جدّی خورده بود طرّاحی بکنیم. 💬 لذا «ایران همدل» بر اساس کلیدواژه‌های بیانات حضرت آقا در آن دیدار طرّاحی شد؛ یعنی کلیدواژه‌ی «همدلی» که آقا فرمودند، واژه‌ای شد که ما بتوانیم این پویش اجتماعی را به نام «ایران همدل» طرّاحی بکنیم. 🖼 متن کامل گفت‌وگوی KHAMENEI.IR با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» 🤝 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры33−89%к среднему
Пересылки4
Реакции3
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч7
2 ч14
3 ч20
7 ч24
24 ч29
42 ч30
68 ч33
  1. Через 6 часов24
  2. Через 24 часа29
  3. Всего сейчас33
#6955Фото

🤲  سرای سوگ و سادگی 🤝  روایتی از تهران #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌دیوارها گِلی و خسته بودند، بوی نمِ کهنه‌ای در هوا می‌چرخید که بوی سوگ را هم با خود داشت. حس می‌کردی اگر دستت به آن‌ها بخورد، غبار سال‌ها اندوه، با هم فرو می‌ریزند. در زدم. صدای قدم‌های ریز و بی‌رمقی آمد: «کیه؟» صدای یک زن بود، مثل زمزمه‌ای از اعماق یک چاه گود. گفتم: «از بنیاد آمده‌ام. برای… برای دریافت آن امانت که پیام دادید.» لولاها چرخید و در نیمه‌باز شد. 🙌پشت در، زنی ایستاده بود که سایه‌اش از خودش بزرگ‌تر بود؛ با چشم‌هایی که در عمقشان، عزای تمام‌نشدنیِ نبودنِ مرد خانه جا خوش کرده بود. در آغوشش نوزادی بود که مثل ماه پنهان، در پارچه‌ای پیچیده شده بود. دستش را به سمتم دراز کرد. نه برای گرفتن، بلکه برای گذاشتن. در کف دستم، چیزی گذاشت که از حقارت کوچکی‌اش دلم فشرده شد؛ یک جفت گوشواره‌ی طلای کوچک نوزادی. آنقدر ریز که انگار برای عروسک ساخته شده‌اند. اما در نور کم، برق می‌زدند؛ تنها کورسوی دارایی طلاییِ این خانه همین بود، نفس عمیقی کشید: «کمه ببخشید، این، سهم ما از جبهه مقاومت. خدا لعنت کنه اسرائیل رو.» در را بست. ✌نگاهم به گوشواره‌ها ماند. می‌خواستم بگویم این‌ها باشد برای خودتان، شاید لازمتان بشود! حداقل برای اجاره‌ی خانه... اما چیزی نگفتم و برگشتم. دوباره در زدم. این‌بار بلندتر: «خانم! رسیدِ امانتتون! نگرفتید!» گفت: «رسید لازم ندارم‌. کاش گوشه‌ی کارتان را بگیرد.» با صدایی لرزان گفتم: «این فقط گوشواره نیست، این تمام دلخوشی شماست! یه نشونه‌ست!» گوشواره‌ها را در جیبم گذاشتم، سنگین‌تر از هر شمش طلایی. رسید را در آستانه‌ی در گذاشتم تا باد آن را نبرد و در سکوت برگشتم.  📝 مریم عباسی 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۳ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir

Открыть в Telegram
Просмотры31−90%к среднему
Пересылки1
Реакции2
Комментарии0
Динамика просмотровСкрыть динамику

Рост просмотров

Часов после публикации

Показать таблицей
Часов после публикацииПросмотры
0 ч0
1 ч11
3 ч15
6 ч23
26 ч30
45 ч31
67 ч31
  1. Через 1 час11
  2. Через 6 часов23
  3. Через 24 часа30
  4. Всего сейчас31