همسرم پابهماه بود و رفته بودیم برای معاینه و تعیین روز زایمان، برگشتنا از در نانروغنیپزی رد شدیم، همسرم هوس کرد، برگشتیم در صف ایستادیم و دو، سه نفر مانده به ما، نانوا اعلام کرد تنور آخر است و به ما نمیرسد. پیرزنی جلوی صف بود و دو تا گرفت، از دلم گذشت اگر یکی میگرفت شاید به ما هم میرسید و زن باردار هوس به دلش نمیماند. در این فکر بودم که پیرزن یکی از نانها را داد به همسرم و گفت: «روله برهی تو گرفتم، گفتم نکنه برات نمانه»، هر چه کردیم پولش را قبول نکرد. هر کجا هست خدایش به سلامت نگه دارد. 🆔 @GizmizTel 💯
Open in Telegram
همسرم پابهماه بود و رفته بودیم برای معاینه و تعیین روز زایمان، برگشتنا از در…
Views115,226+3%vs avg
Forwards224
Reactions0
Comments—
Views growth
Hours after publication
Show as table
| Hours after publication | Views |
|---|---|
| 0 h | 1 |
| 18 h | 115,226 |
- After 24 hours115,226
- Total to date115,226
Links and mentions
Mentions@gizmiztel
More from کانال گیزمیز 💯
- 01Views153KForwards2.71KReactions4.08KComments—
- 02Views152KForwards3.19KReactions639Comments—
- 03Views152KForwards1.2KReactions130Comments—
- 04Views150KForwards2.1KReactions559Comments—
- 05Views150KForwards1.55KReactions1.34KComments—